سارا و بری بردی (که او عاشقانه فقط با نام خانوادگی خود از او یاد می کند) در طول 37 سال زندگی مشترک خود لحظه ای عاشقانه را با هم دارند.
منبع: Sara Brady, New Chapters/استفاده شده با اجازه
یک ماه پس از مرگ شوهر سارا بردی، او در فروشگاه با یکی از دوستانش برخورد کرد. این زوج ها بخشی از گروهی بودند که هر چند هفته یکبار دور هم جمع می شدند. سارا دوستش را چنین توصیف کرد: “ما باید باند را دوباره جمع کنیم.” سه چهار بار گفت.» در آن لحظه، سارا نگران انتشار خبر در وسط فروشگاه بود، اما احساس کرد که چارهای ندارد: “گفتم، حدس میزنم باید با شما در میان بگذارم، بردی چند هفته پیش درگذشت.” و او به من نگاه کرد و گفت: “می دانم، فقط نمی دانستم به تو چه بگویم.”
“من او را دوست دارم، اما … این احتمالاً نقطه عطف بود (زمانی که) فکر کردم، چرا من کسی هستم که باید حال همه را بهتر کنم؟ چرا باید این را بفهمم؟ من نمی توانم چیزی پیدا کنم. راهنمای که به من می گوید انتظار چه چیزی را داشته باشم.”
برای سارا، این تعامل به یک کاتالیزور تبدیل شد که منجر به راهاندازی وبسایت New Chapters در این ماه شد، مجموعهای از حسابهای دست اول همسران بازمانده.
فصل های جدید درباره تجربه از دست دادن همسر و موقعیت ها و لحظات پیش بینی نشده ای است که با این رویداد خاص زندگی همراه است.
منبع: Sara Brady, New Chapters/استفاده شده با اجازه
میدانم که باید یک خانه تشییع جنازه پیدا کنم. میدانم که باید او و همه چیز را دفن کنم. (اما) تجربیاتی که داشتم – که نمیدانستم داشته باشم – پس از درگذشت او به نوعی شروع به انباشته شدن کرد. بلند شدم و به من چسبید چون آن چیزی که انتظار داشتم یا چیزهایی نبودند که به آنها فکر نکرده بودم.”
“من هیچ نوع وب سایت یا جزوه یا چیزی را پیدا نکردم که بتوانم با آن ارتباط برقرار کنم… چیزی که برایم جالب باشد. بنابراین با شخص دیگری که شوهرش فوت کرده بود صحبت کردم و این واقعا مفید بود. (بنابراین) من فکر کردم، خوب، من مکانی را فقط با داستان می سازم.”
زمانی که شروع به صحبت با افراد دیگری کردم که همسر خود را از دست داده بودند، متوجه شدم که اینجا راحت هستم. غم چیست، چگونه پیش می رود و چگونه به جلو می رود.”
داستان ها
داستانهای فصلهای جدید متنوع هستند: برخی از بیماریهای طولانی، برخی دیگر از رویدادهای آسیبزا میگویند. برخی داستان های عاشقانه خوش شانس هستند و برخی دیگر چالش ها را توصیف می کنند. سارا داستان عشق خود و غم و اندوه خود را پس از مرگ برادی به اشتراک می گذارد. همه داستانها متفاوت بودند و همه یک مولفه مشابه داشتند و آن این بود که همه انعطافپذیر بودند.»
“این دنیای من است: از دست دادن شوهرم. شما هر روز احساس می کنید که قرار است… باید ادامه دهید و احساس می کنید باید کوه ها را جابه جا کنید و واقعاً این کار را نمی کنید. فقط می توانید کمی حرکت کنید. سنگریزه و من می خواهم این وب سایت کمی سبک در زندگی کسی باشد، که (موضوع) مفیدی بود.”
داستانهای زیادی که سارا برای فصلهای جدید گردآوری کرده است به خوانندگانی که غم و اندوه را تجربه میکنند این امکان را میدهد تا از کسانی که در سفری مشابه بیشتر هستند یاد بگیرند. یکی از نکاتی که سارا به آن اشاره می کند که برای دیگران مفید است، از جس اونیل است که نامزدش بشارا شیفراو را در سال 2016 از دست داد.
جس اونیل جعبه ای از وسایل نامزدش بشارا شیفراوه را که در سال 2016 درگذشت، به عنوان راهی ملموس برای یادآوری او و عشقشان نگه می دارد.
منبع: Jess O'Neill, New Chapters/استفاده شده با اجازه
همانطور که در داستان آنها در New Chapters به اشتراک گذاشته شده است: وقتی بشارا به طور غیرمنتظره ای بر اثر ذات الریه درگذشت، جس نه تنها با اندوه، بلکه با سؤالات بسیار زیادی روبرو شد – سخت ترین آنها این بود که چرا مردی که او آنقدر دوستش داشت تنها پس از چهار سال کوتاه زندگی مشترک، گرفتار شد.
جس نمی توانست تصمیمی در مورد وسایل بشارا بگیرد. نقل مکان احساسی بود.
درمانگر او بینش و پیشنهادی را ارائه کرد: «چرا چیزهایی را که برای خود مهمترین هستند و یک جعبه بزرگ بشارا ایجاد نمیکنید؟»
سارا به Big Box of Beshara به عنوان یکی از آن درس های ملموسی اشاره می کند که به خوانندگان وب سایت او کمک کرده است.
مسیر شفا
پس از مرگ برادی، سارا احساس کرد که دیگر هدفی ندارد. این پروژه، این گفتگوها و گفتن داستان های دیگران به من هدف بزرگی می دهد.»
او با یک دوست درمانگر در مورد تفاوت بین بهبودی و سازگاری صحبت کرده است. شفا به این صورت تعریف میشود که بتوانید بپذیرید غم دارید، با آن غم زندگی کنید. داشتن محرکها و گریه کردن با یک کلاه اشکالی ندارد، اما باید بتوانید خود را تنظیم کنید و به عملکرد خود بازگردید. مطمئن نیستم که شفا یافتهام، اما این روند – و این پروژه – قطعاً مرا به مسیری شفا میدهد.»
سارا از مصاحبههایش قدرت این را آموخته است که به کسانی که غمگین هستند اجازه میدهد به سادگی درباره شخصی که از دست دادهاند صحبت کنند. “من می دانم که آنها چقدر احساس خوبی دارند که به آنها فرصت داده شده است تا در مورد عشق خود، تجربه خود، چگونگی پایان روابطشان به شیوه ای دلخراش به من بگویند… زیرا می دانم که چه احساسی دارم در مورد صحبت کردن در مورد بردی، که اگر به من این فرصت را می دادند. شانس، من 24/7 در مورد او صحبت خواهم کرد.”
New Chapters صفحهای از منابع در مورد غم و اندوه را ارائه میکند، همراه با فهرست کتاب و فهرست پخش موسیقی که ممکن است برای برخی مفید باشد. سارا از دیگرانی که مایلند داستان خود را به اشتراک بگذارند دعوت می کند تا با او تماس بگیرند.
“من می دانم که این به مردم کمک می کند. بنابراین من واقعاً اکنون دلیلی دارم که صبح از خواب بیدار شوم و کاری انجام دهم که برای دیگرانی که یا قبل از من با این کفش های غم انگیز راه رفته اند یا پشت سر من می آیند معنی دارد.”