اعتماد ارز عاطفی ارتباط انسان است. ما آن را به طور غریزی – به دوستان ، همکاران ، شرکای رمانتیک – گسترش می دهیم که آنچه را که می دهیم مورد احترام ، محافظت و بازگشت قرار می گیرد.
اما هنگامی که اعتماد نادرست است ، خسارت می تواند عمیق باشد: روابط شکسته ، فرصت های از دست رفته ، حتی آسیب های عاطفی یا مالی.
مشکل این است که افراد غیرقابل اعتماد به ندرت اهداف خود را پخش می کنند. آنها از پوشیدن کیپ شرور ظاهر نمی شوند و یا اعلام می کنند که قصد دارند اعتماد به نفس شما را نقض کنند. درعوض ، آنها از طریق ظرافت ها-میکرو رفتارگران ، انحرافات ، ناسازگاری ها-کار می کنند که فقط وقتی می دانید که به دنبال چه چیزی باشید ، ثبت نام می کنند.
در مورد 10 رفتار غالباً نادیده گرفته شود که طبق تحقیقات روانشناختی ، می توانند قابلیت اطمینان واقعی کسی را نشان دهند.
1. قصه گویی متناقض
تحقیقات نشان می دهد که دروغگوها اغلب برای نگه داشتن روایت های خود تلاش می کنند ، نه به این دلیل که حقیقت را فراموش می کنند ، بلکه به این دلیل که آنها چندین کار شناختی را انجام می دهند. به عنوان مثال ، یک مطالعه نشان داد که دشواری شناختی ارائه همزمان ارائه جزئیات روایت و حفظ سازگاری ، زمان پاسخ دروغگو را کند می کند و ناسازگاری ها را در فریب آنها معرفی می کند.1
اگر به نظر می رسد که داستان های یکی از دوستانه ها در مورد شغل یا گذشته خود تغییر می کنند ، هر بار که به آنها گفته می شود ، توجه داشته باشید. این ترک ها ممکن است بیشتر از آنچه قصد دارند نشان دهد.
با این حال ، به خاطر داشته باشید که ناسازگاری می تواند به دلیل افزایش بار شناختی مرتبط با حفظ روایت کاذب ، به دلیل سایر عوامل استرس زا ، مانند اضطراب یا تروما باشد.
2 پاسخ های گریزان
هنگامی که شخصی به طور معمول سؤالات شخصی را کنار می گذارد یا پاسخ های مبهم و نیمه شکل می دهد ، همیشه شرم آور نیست-ممکن است پنهان کردن عمدی باشد. در واقع ، تحقیقات روانشناختی نشان داده است که رفتارهای گریزان ، مانند جلوگیری از پاسخ مستقیم ، استراتژی هایی هستند که برای مدیریت خواسته های شناختی فریب استفاده می شوند.2 چنین تاکتیکی می تواند به جلوگیری از ناسازگاری در دروغ روایت کمک کند و از قرار گرفتن در معرض جلوگیری شود.
به عنوان مثال ، اگر یک همکار به سرعت می گوید ، “من به یاد نمی آورم” ، یا موضوع را در مورد چیز مهم تغییر می دهد ، این ممکن است یک مانور گریزان باشد تا شما را از عمیق تر بودن و گرفتن دروغ گفتن از شما باز دارد.
3. تأکید بیش از حد بر صداقت
اگر کسی اصرار داشته باشد که صادقانه است و این کار را غیرقانونی و مکرر انجام می دهد ، این احتمالاً یک صفحه دود است. تحقیقات نشان می دهد که تأکید بیش از حد یکپارچگی ، به ویژه بدون فوریت ، می تواند یک استراتژی برای نقاب یا منحرف کردن توجه از رفتارهای فریبنده و پیشگیری از سوء ظن باشد.3
اگر کسی اصرار داشته باشد که آنها “هرگز دروغ نمی گویند” یا “وفادارترین فردی که تا به حال ملاقات کرده اید” هستند ، توجه کنید. این می تواند بیشتر در مورد اقناع باشد تا اصل.
4. بی احترامی به دیگران
چگونه کسی با افراد با قدرت کمتری رفتار می کند – Waitstaff ، Ganitors ، کارمندان خردسال – می تواند در مورد شخصیت آنها بیشتر از نحوه برخورد شما با شما بگوید. بی احترامی در این زمینه ها به شدت با ویژگی های شخصیتی اساسی مرتبط با اعتماد به نفس پایین مرتبط است.4
اگر کسی مرتباً کسانی را که در یک نقش فرعی قرار دارند ، مانند شکایت از یک کارگر خدماتی یا رد نظر یک همکار ، مورد تحقیر قرار دهد ، ممکن است یک مسئله عمیق تر با یکپارچگی و اعتماد به نفس آنها باشد. چگونه با دیگران رفتار می کنیم وقتی فکر می کنیم هیچ کس تماشا نمی کند ، اغلب معتبرترین خود را نشان می دهد.
5. الگویی از وعده های شکسته
افراد قابل اعتماد دنبال می شوند. کسانی که مرتباً مهلت ها را از دست می دهند ، تعهدات را فراموش می کنند یا برنامه ها را در آخرین لحظه لغو می کنند ، تمایل دارند که به عنوان غیرقابل اعتماد تلقی شوند ، غالباً با دلیل خوب. تحقیقات ارتباط مداوم بین وعده های شکسته و درک کاهش یافته از قابلیت اطمینان را برجسته می کند.5
به عنوان مثال ، اگر کسی به طور مکرر وعده ها را بشکند یا نتواند حرف خود را حفظ کند ، بی اعتنایی به ارزش قابلیت اطمینان ، یک ساختمان اساسی اعتماد را نشان می دهد. هر قول شکسته اعتماد به نفس بیشتری را از بین می برد و اعتقاد به تعهدات آینده خود را سخت تر می کند.
6. چاپلوسی بیش از حد
در حالی که تعارف ها می توانند گرم و تأیید کننده باشند ، چاپلوسی اغراق آمیز – به ویژه در اوایل رابطه – ممکن است برای پایین آمدن نگهبان شما استفاده شود. تحقیقات نشان می دهد که چنین ستایش اغلب به عنوان یک تاکتیک دستکاری است نه نشانه عزت نفس واقعی.6
اگر شخصی شما را با تعارف هایی که احساس بیش از حد یا بیش از حد تمرین می کند ، نشان می دهد ، می تواند تلاشی برای به دست آوردن اعتماد شما خیلی سریع باشد ، نه از محبت واقعی ، بلکه برای دستکاری احساسات خود برای منافع شخصی.
7.
“اگر واقعاً به من اهمیت می دادید ، این کار را می کنید …” به نظر می رسد آشنا؟ روانشناسان دریافتند که افراد دارای ویژگی های شخصیتی خاص برای کنترل شرکای صمیمی خود ، از جمله درخواست گناه یا همدلی ، از فشارهای عاطفی استفاده می کنند ، مانند درخواست گناه یا همدلی برای اینکه قربانی احساس مسئولیت رنج ادعا شده را بر عهده بگیرند.7 ، 8
چنین تاکتیکی هایی بر نیروی انگیزشی احساسات برای تضعیف درک قربانی از واقعیت ، اجبار تصمیمات یا تقویت وابستگی ، انجام می شود و از این طریق کنترل آنها را کنترل می کند.
اگر شریک زندگی صمیمی شما به طور مکرر از احساسات شما در برابر شما استفاده می کند ، باعث می شود احساس گناه یا مسئول بهزیستی یا عدم وجود آنها کنید ، مراقب باشید. این می تواند یک استراتژی عمدی برای کنترل شما باشد.
8. اقدامات مخفی
در حالی که همه از حریم خصوصی ، مخفی بودن که احساس عمدی می کند ، مانند پنهان کردن متن ، سؤالات گول زدن یا مبهم بودن در مورد برنامه ها ، می تواند به ویژه در روابط نزدیک نشان دهد.2
به عنوان مثال ، اگر یک شریک صمیمی یا یک دوست قدیمی به طور مکرر از پاسخگویی به سؤالات یا جنبه های زندگی خود ، مانند محتوای تلفن یا زندگی اجتماعی آنها ، جلوگیری می کند ، ممکن است نشان دهد که آنها فریب خورده و نه صرفاً محافظت از حریم خصوصی خود. در روابط نزدیک ، شفافیت مهم است.
9. شایعات مکرر
در ابتدا ، بخشی از حلقه شایعات ممکن است هیجان انگیز باشد. بعداً ، ممکن است شکستن آن دشوار باشد ، زیرا شایعات راهی برای به دست آوردن کنترل یا قدرت بر دیگران است ، نه تنها کسانی که در مورد آنها شایعه می شوند بلکه به آنها نیز می پردازند.
اما دلایل خوبی برای جلوگیری از شایعات وجود دارد. شایعات فقط یک فاکس اجتماعی نیست – این یک پنجره به شخصیت تاتل است. کسی که اطلاعات خصوصی دیگران را به اشتراک می گذارد ممکن است همین کار را با شما انجام دهد و در مورد اعتماد به نفس خود شک کند.9 ، 10
علاوه بر این ، شایعات منظم ، نگرش بی تفاوتی نسبت به حق دیگران برای تصمیم گیری در مورد انتشار و چگونگی انتشار اطلاعات خصوصی آنها را نشان می دهد و تأکید بر مرزهای اخلاقی ضعیف شایعات است.10 افرادی که ارزش اعتماد به نفس را دارند ، اسرار دیگران را حفظ می کنند زیرا ارزش محرمانه بودن را درک می کنند.
10. مقادیر متناقض
قوام بستر یکپارچگی است. وقتی ارزش های کسی بسته به اینکه با چه کسی با آنها تغییر می کند تغییر می کند ، سؤالاتی در مورد هسته اخلاقی آنها ایجاد می کند. تحقیقات نشان می دهد افرادی که غالباً با امور اخلاقی با خود مغایرت دارند ، اغلب فاقد یک سیستم ارزش درونی هستند.3 ، 10
به عنوان مثال ، کسی که دائماً در مورد صداقت موعظه می کند ممکن است در صورت انجام این کار به اهداف خود بپردازد. چنین ناسازگاری یک علامت هشدار دهنده است که به جای پایبندی به یک سیستم ارزش درونی مداوم ، آنها مقادیر خود را متناسب با شرایط سازگار می کنند.