01:14 - 2025/06/11

فرهنگ جایزه مشارکت در بزرگسالی

[ad_1] من دیدم که کسی روز دیگر پست می کند: “بنابراین افتخار می کنم که اکنون یک نویسنده پرفروش باشید!“ هیچ کس را نمی شناختم. هیچ کتابی که من تشخیص ندادم. جلد به نظر می رسید که در Microsoft Paint 1985 طراحی شده است. با این وجود ...

فرهنگ جایزه مشارکت در بزرگسالی

[ad_1]

من دیدم که کسی روز دیگر پست می کند: “بنابراین افتخار می کنم که اکنون یک نویسنده پرفروش باشید!

هیچ کس را نمی شناختم. هیچ کتابی که من تشخیص ندادم. جلد به نظر می رسید که در Microsoft Paint 1985 طراحی شده است. با این وجود ، من نوشتم: “تبریک می گویم! این فوق العاده است! چه لیستی را شکستید؟

جیرجیرک

این زمانی است که من کلاهبرداری را به یاد آوردم. مردم کتاب می نویسند. این نجیب ، توهم و اغلب لازم است. این سیستم جدید Trophy است که مرا آزار می دهد. نسخه بزرگسالان مدال پلاستیکی برای “نشان دادن” در فوتبال جوانان. (چنین روزی با شکوه که هر یک از دختران من خود را در سطل زباله انداختند و آنها را با افراد به دست آمده جایگزین کردند!)

شما (به احتمال زیاد) نویسنده پرفروش نیستید

اکنون می توانید بگویید که اگر 10 مورد برتر در گروه “تعمیر دوچرخه برای افراد کوچک” آمازون را شکست دهید ، نویسنده پرفروش هستید. در اینجا چند دسته دیگر وجود دارد که شما نیز می توانید نویسنده پرفروش شماره 1 آمازون شوید:

  • “نسخه های جدید داغ در خاطرات غم و اندوه حیوانات خانگی”
  • “10 تک آهنگ برتر در لوله کشی دوره ویکتوریا”
  • “بهترین فروشندگان در سلامت مردان> میان وعده های وگان> روزه متناوب برای مربیان وانت”
  • “کتابهای برتر خودیاری برای والدین فرزندان چپ دست”
  • “شماره 1 در تاریخ جهان> جنگهای مبهم> گوش جنگ جنکینز”

جدی ، اشکالی ندارد!

و این بیشتر از دسته ها است. این اعداد است.

بیایید با فروش صحبت کنیم. موارد واقعی اعدادی که پرده را پشت سر می گذارند و نشان می دهد که پرفروش واقعی چقدر نادر است:

  • کمتر از 200 کتاب در سال بیش از 100000 نسخه می فروشند.
  • تقریباً 0.004 درصد از کتابهای منتشر شده در ایالات متحده هر سال به این امر می رسند.
  • حدود 98 درصد از کتابهای منتشر شده سنتی کمتر از 5000 نسخه به فروش می رسند.
  • بیش از 50 درصد کمتر از 1000 فروخته می شوند.
  • بیشتر کتابهای منتشر شده؟ زیر 100 نسخه کل

(کلیک کنید در اینجا برای گزارش ست گودین ، ​​که این ارقام را به همراه داشت.)

بنابراین اگر کسی بگوید که آنها “پرفروش” هستند ، من کنجکاو می شوم. نه snarky کنجکاو

چون من آن را دریافت می کنم همه ما می خواهیم مهم باشیم. ما می خواهیم کار ما دیده شود ، احترام ، خوانده شود. ضربه دوپامین از اعتبار خارجی واقعی است (بنابراین بگویید بروس نویسنده و پادکست). اما وقتی سیستم عصبی شما همیشه برای جوایز ، عناوین و معیارها اسکن می شود ، فراموش می کنید که چرا شروع کرده اید. شما عشق را فراموش می کنید.

چرا می نویسید و ایجاد می کنید

شما می نویسید زیرا عاشق جملات هستید.

شما می سازید زیرا وسواس مشکلات دارید.

شما اجرا می کنید زیرا چیزی خام در شما وجود دارد که نیاز به نشت دارد.

هنگامی که احساس معنایی خود را به غنائم برون سپاری می کنید ، برای مقایسه با کنجکاوی تجارت می کنید. شما از سازنده شدن به بازاریاب وضعیت می روید.

این ممکن است عصبی شود. بنابراین بیایید این را کمی برگردانیم.

آیا این همان افرادی نیستند که از غنائم مشارکت در فوتبال جوانان شکایت دارند؟

شما برنده نشد ، پس چرا روبان می گیرید؟

سپس ، به عنوان بزرگسالان ، آنها عکس هایی از جوایزی را که برای درخواست درخواست کرده اند ارسال می کنند. یا تصاویر لیست های پرفروش در جایی که آنها شماره 7 در دسته ای هستند که هیچ کس از آن چیزی نشنیده است (و نه آنها).

آنها علیه بچه ها “همیشه در تلفن های خود” راه می روند ، اما در شش سال چشم غریبه ای به مترو ندیده اند. من یک بار دیدم که یک پسر در هنگام پیمایش در اینستاگرام به ترافیک می رود و یک رنگین کمان مضاعف را که بر روی افق حومه شهر وجود دارد ، از دست نمی دهد. او در حال ارسال در مورد “ذهن تر بودن. ” او باعث شد من بخشی از آن لحظه را از دست بدهم زیرا من از تصاویر فوق العاده تحت تأثیر قرار گرفتم.

بزرگسالان با ریاکاری روبرو هستند. ما باید آن را ببینیم. آن را نامگذاری کنید شاید حتی کمی به آن بخندید. من می خواهم که شما از پوچی افرادی که وضعیت پرفروش را برای کتاب های خود در مورد وحشت مقایسه اجتماعی ، استبداد رسانه های اجتماعی و فواید خوشبختی معتبر می خندند ، بخندید.

این حقیقت است:

  • لازم نیست نویسنده پرفروش باشید تا یک لعنتی خوب باشد.
  • نیازی به دریافت 500 سهم در مقاله خود نیست تا بدانید که این به معنای چیزی است.
  • و مطمئناً نیازی به برنده شدن در کتاب ماه در مقوله ای است که توسط یک الگوریتم آمازون اختراع شده است تا ثابت کنید که کار شما شایسته این زندگی است.

و این چیزی است که شما انجام دادن نیاز به انجام:

شادی ضروری می خواند

  • شما باید برای کار حاضر شوید.
  • جمله را بنویسید
  • پاراگراف ساخت یافته ضعیف را ویرایش کنید.
  • ساختار را دوباره انجام دهید.
  • دوباره شروع کنید
  • تکرار برای سالها بی سر و صدا

من یک نویسنده مشهور نیستم. با این حال من خوانندگان به من پیام ارسال می کنند که می گویند قطعه ای که نوشتم به آنها کمک کرد تا طلاق بگیرند. یا با بچه خود صحبت کنید. یا تصمیم بگیرید که ترک نکنید. من تماشا کرده ام که نوجوانان کتاب من را در کوله پشتی خود حمل می کنند و پس از سخنرانی ، آن را با صدای لرزان به من باز می گردانند. این یک جهنم پاداش است. بهتر از یک نشان

اما حتی این می تواند به یک ارز اعتبار خارجی تبدیل شود. بنابراین من به خودم یادآوری می کنم:

عاشق فرآیند شوید. ستایش نه

هنر در مورد تمجیدها نیست. این در مورد دقت و صدا است.

  • آیا این همان چیزی است که شما می خواهید بگویید؟
  • آیا این صادقانه است؟
  • آیا این تیزترین نسخه ایده شما است؟

این غنائم است که من به آنها اعتماد دارم.

فراخوانی برای ارزیابی مجدد

اگر در حال نوشتن ، نقاشی ، برنامه نویسی ، والدین ، ​​آهنگسازی ، مربیگری یا ساختمان هستید ، از خود بپرسید:

  • عمیق رفتم؟
  • شجاع بودم؟
  • آیا من حقیقت را گفتم؟
  • آیا اگر کسی آن را ندیده باشد به این امر افتخار می کنم؟
  • آیا من این کار را به روش منحصر به فرد خود انجام دادم؟

اینها لیست هایی هستند که ارزش صعود دارند.

یادداشت نهایی به هنرمندان و متفکران دیگر

در تعداد کمی شرم وجود ندارد.

هیچ ناسزا در گمنام وجود ندارد.

آنچه شرم آور است وانمود می کند که شما چیزی نیستید ، زیرا فکر می کنید باید بیشتر از آنچه در حال حاضر هستید باشید.

در دنیایی که برای اصالت در حال مرگ است ، واقعی بودن مزیت رقابتی شماست.

بنابراین “پرفروش” نباشید. بهتر از این

سازنده باشید یک صنعتگر یک دزدگیر که عاشق کار است.

این بیش از حد کافی است.

احتیاط شخصی

برای شفافیت کامل ، من یک بار شهد شیرین و زودگذر پرفروش را چشیدم. دو هفته در شنیدنی در شماره 1. کتابی که من با رابرت بیسوا-دیینر درخشان همکار کردم: صعود از طرف تاریک شما

ما در کنار کتابهای اسرارآمیز معنوی بیداری و قتل قرار داشتیم و رساله ای کوچک خود را در مورد علوم روانشناختی و خود سایه انجام دادیم.

آیا ما متعلق به آنجا بودیم؟ چه کسی می داند آیا آن را حساب می کنم؟ بستگی به روز و سطح ارزش خود در جریان خون من دارد. شما به من می گویید: آیا دو هفته در شماره 1 در لیست پرفروش های صوتی شما را به یک نویسنده پرفروش تبدیل می کند ، یا شخصی که به طور خلاصه با ترک های الگوریتمی با چیزی که ارزش گوش دادن به آن را دارد ، از بین می رود؟

ما آگنوستیک هستیم.

می توانید نشان را روی کتهای آزمایشگاهی ما بچسبانید یا آن را در کشو بگذارید.

هر دوی ما هنوز هم در اینجا خواهیم بود ، کار را انجام می دهیم. و امیدوارم که شما همین کار را انجام دهید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان