20:25 - 2025/04/25

فرزندپروری کودک مبتلا به اوتیسم: 4 واقعیت آرزو می کنم زودتر می دانستم

[ad_1] بعد از 10 سال پدر و مادر بودن یک کودک اوتیسم ، چیزهای زیادی وجود دارد که اگر من فقط آن را در “روز 1” می شناختم ، به آنها کمک می کرد. اگر می خواهید همانطور که می خواهید یاد بگیرید ، امیدوارم که این اطلاعات باعث صرفه جویی...

فرزندپروری کودک مبتلا به اوتیسم: 4 واقعیت آرزو می کنم زودتر می دانستم

[ad_1]

بعد از 10 سال پدر و مادر بودن یک کودک اوتیسم ، چیزهای زیادی وجود دارد که اگر من فقط آن را در “روز 1” می شناختم ، به آنها کمک می کرد. اگر می خواهید همانطور که می خواهید یاد بگیرید ، امیدوارم که این اطلاعات باعث صرفه جویی در وقت ، ناامیدی و انرژی شود.

شما انتظار دارید که پزشک و سایر ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی شما را از اطلاعات بحرانی که به شما در زنده ماندن و حرکت روزانه به شما کمک می کند ، اطلاع دهند. اما در مورد من ، هیچ کس چنین بینشی ارائه نداد. این که آیا شما به تازگی تشخیص فرزند خود را دریافت کرده اید یا سالهاست که مدیریت کرده اید ، این همان چیزی است که من آرزو می کنم قبلاً می دانستم.

1 منطقه سردرگمی

من سالها قبل از اینکه بدانم والدین اوتیسم هستم ، با چالش های اوتیسم دست و پنجه نرم کردم. و این چالش های معمولی تحت رادار پزشک من پرواز کرد. پسرم بدیهی است که در جوانی معیارهای تشخیصی اوتیسم را رعایت نکرد ، اما ما روزانه با هم تلاش می کردیم. به عنوان مثال ، به عنوان یک کودک نو پا ، پسرم در فضاهای عمومی از جمله مطب پزشک من رفتار خارج از کنترل داشت. منظور من این است که در محافل در حال دویدن ، صعود روی صندلی ها … هیچ نشسته و منتظر نبود ، تا به حال. اما ، او در خانه آرام و کنترل داشت. کارکنان مطب پزشکان متخصص اطفال از اینکه او در طول بازدیدها چقدر سخت است ، همدلی می کردند ، اما هیچ یک از آنها هرگز دلیل این امر را به این روش وصل نکردند. من سالها با این سردرگمی دست و پنجه نرم کردم. چرا او در محیط های مختلف مخالف رفتار کرد؟

اکنون می فهمم که پسرم این رفتار را به دلیل تفاوت های حسی نشان داد. این که آیا این یک مطب ، رستوران و یا فروشگاه پزشک است ، مناظر ، صداها و بوها برای سیستم عصبی جوان و متفاوت و سیمی او بیش از حد تحریک می شدند. سیستم عصبی او نمی تواند همه تحریکات را تحمل کند – بخشی از آن برای افراد بدون چنین تفاوت های حسی جزئی است. من یاد گرفتم که او به یک رویکرد متفاوت نیاز دارد. قرار گرفتن در معرض درجه بندی شده در محیط های جدید با نظارت بر علائم حسی.

درس: تفاوت های حسی اوتیسم ، علائم ذوب حسی و نحوه مدیریت صحیح آن را درک کنید.

2. عدم درک “متخصصان”

پسرم یک متخصص اطفال با استعدادی داشت ، اما من دریافتم که پزشکان عمومی اغلب درک نمی کنند که چگونه بچه های اوتیسم عملکرد دارند. در تجربه من ، آنها معیارهای تشخیصی را درک کردند ، اما روش هایی که سیستم عصبی وی بر مشکلات پزشکی وی تأثیر می گذارد ، درک نکردند. عدم درک منجر به درمان نادرست شد. به عنوان مثال ، پسرم به دلیل اختلافات حسی خود تلاش کرد تا در هفته پنج روزه مدرسه در مدرسه ابتدایی جای بگیرد. همانطور که سعی کردم سازگار باشم ، پسرم شروع به توسعه ریفلاکس کرد. طی ماه ها ، علائم بدتر شد تا جایی که او چندین بار در هفته استفراغ می کرد و ما به پزشک دستگاه گوارش (GI) مراجعه می شد.

او تحت عمل تهاجمی قرار گرفت که برای او آسیب زا بود ، دامنه GI. نتیجه: کاملاً طبیعی است. او از استرس تلاش برای انجام پنج روز مدرسه در هفته ، هنگامی که فقط می توانست چهار نفر را تحمل کند ، در حال رفع و استفراغ بود. وقتی به چهار روز در هفته برگشتیم ، علائم وی برطرف شد. دو سال بعد ، هنگامی که بحث پنج روزه مدرسه دوباره سر خود را به وجود آورد ، او ساعت ها تپش قلب قلب را در شب و بی خوابی ایجاد کرد. ارزیابی قلب و عروق سفارش داده شد. یک بار دیگر ، نتایج طبیعی بود و علائم وی هنگامی که او می تواند برنامه ای را که برای او کار می کرد از سر گرفت.

سرانجام با یک متخصص اطفال اوتیسم تأسیس کردم که فوراً فهمید که علائم جسمی پسرم در نتیجه تلاش در یک محیط عصبی است ، از استرس ناشی می شود.

درس: خود و فرزندتان را مجبور نکنید که آنها را مجبور به قرار گرفتن در یک محیط عصبی کنید.

3. قضاوت و سرزنش

اکثریت افرادی که با آنها روبرو می شوید هیچ سرنخی در مورد مسائلی که با آنها سر و کار دارید ، نخواهند داشت. آنها وقتی که اوضاع معمولی به نظر نمی رسد ، به اعمال قضاوت و سرزنش می پردازند. من سالها در شوک بودم که چقدر توسط کسانی که اوتیسم را نمی فهمند ، گازدار شدم. این افراد به اشتباه اعتقاد داشتند که بهتر می دانند و مرا به خاطر اختلافات والدین من مقصر دانستند. به عنوان مثال ، پسرم که پنج روز مدرسه در هفته تحمل نمی کند ، بازتابی از والدین آرام من بود و نه تفاوت های حسی او. در عین حال ، من از میزان حمایت و درک کسانی که اوتیسم را درک می کنند ، شگفت زده شده ام. ای کاش زودتر فهمیده بودم که شخصاً جهل دیگران را نگیرم.

درس: قضاوت و سرزنش را از بینندگان ناشناخته نادیده بگیرید. روی نیازهای فرزند خود تمرکز کنید.

4. اکسیژن درک

زندگی روزمره بر اساس سطح دانش اوتیسم از افراد اطراف ما ، چه در مدرسه و هم در جامعه ، بسیار متفاوت خواهد بود. بهترین مدارس دولتی مطلق که به ما خدمت می کردند ، دانشکده هایی بودند که مدیر آن تجربه آموزش کودکان اوتیسم را داشت.

تضاد یک محیط در مقابل محیط دیگر چشمگیر بود. پسرم در یک محیط پشتیبانی نشده ، سوء تفاهم ، در حالی که کاملاً با اسکان جزئی در یک محیط تحصیل کرده رونق گرفت ، تلاش کرد. اوتیسم متفاوت است ، نه نادرست. و بسیاری اوقات ، آنها استعدادهایی دارند که بسیار فراتر از همسالان عصبی خود هستند.

به عنوان مثال ، مدرسه اول پسرم نفهمید که او در حال خنثی کردن است – رفتارهای تکراری که به عنوان ابزاری برای مقابله با یک وضعیت دشوار انجام می شود. کارکنان صداهای وی را نادرست می دانستند. در واقعیت ، او یک مسئله حسی را تجربه می کرد که به اسکان نیاز داشت ، به سادگی حرکت به یک مکان ساکت تر.

در طول تمام مبارزات ، سالهای تنظیم ، افراد گاه به گاه با آنها ملاقات می کنند که اوتیسم را درک می کنند و از شما حمایت می کنند. آنها سنگهای درخشان هستند که به من می درخشند و به من امید می دهند و تأیید می کنند که من پدر و مادر بدی نیستم ، والدین آرام. اینکه پسرم در تلاش است تا زندگی عصبی داشته باشد که مناسب نباشد.

درس: دور از افرادی که با سوء تفاهم شما را خفه می کنند ، دور شوید. به دنبال افرادی باشید که “آن را دریافت می کنند”. و در اکسیژن درک نفس بکشید.

مراقبت از کودک اوتیسم می تواند یک چالش باشد. برای من ، بزرگترین مانع برخورد با افرادی بود که این شرایط را درک نکردند و چگونه آن را تحت تأثیر زندگی روزمره شخص قرار می دهد. اکنون می فهمم که بعد از ده سال ، من در دنیایی متفاوت از والدین بچه های عصبی زندگی می کنم. ما چالش های منحصر به فردی برای پیمایش داریم اما من همچنین شیرین ترین ، مهربان ترین و خلاق ترین انسانی را که تاکنون شناخته ام ، دارم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان