04:04 - 2025/05/12

فراتر از امنیت روانشناختی: مهارت رهبری مفقود شده

[ad_1] در بسیاری از محیط های با کارایی بالا-به ویژه در رهبری شرکت ها-این فرهنگ اغلب احساس خزندگان بیشتری نسبت به انسان می کند. این تجاوز ، رانندگی بی امان و سرکوب عاطفی را پاداش می دهد. قانون ناگفته روشن است: در مورد احساس خود صحبت نکنید ...

فراتر از امنیت روانشناختی: مهارت رهبری مفقود شده

[ad_1]

در بسیاری از محیط های با کارایی بالا-به ویژه در رهبری شرکت ها-این فرهنگ اغلب احساس خزندگان بیشتری نسبت به انسان می کند. این تجاوز ، رانندگی بی امان و سرکوب عاطفی را پاداش می دهد. قانون ناگفته روشن است: در مورد احساس خود صحبت نکنید – فقط فشار دهید.

حتی تلاش های خوب برای تقویت ایمنی روانی اغلب کوتاه می شود. ما از تیم ها می خواهیم که در حالی که بدن آنها هنوز در حالت بقا است ، باز شوند. ما آسیب پذیری را تشویق می کنیم در حالی که سکوت می کنیم که اشتباهات واقعاً تحمل نمی شوند. ما سعی می کنیم در بالای فیزیولوژی اعتماد به نفس ایجاد کنیم که احساس امنیت نمی کند.

برای تغییر واقعاً نحوه رهبری ، باید درک کنیم که ایمنی فقط یک ایده نیست. این یک وضعیت بیولوژیکی است. و توانایی تغییر در آن کشور – بر روی تقاضا ، تحت فشار – پایه و اساس رهبری است. اینجاست که چابکی اتونوم وارد می شود.

بدن ما برای تهدید مداوم ساخته نشده است

بر خلاف خزندگان ، که با مبارزه ، فرار ، انجماد یا مرگ و میر زنده می مانند ، پستانداران یک استراتژی بیولوژیکی متفاوت را تکامل دادند: برای برقراری ارتباط ، همکاری و تنظیم همزمان. این تغییر تکاملی به ما این امکان را داد که نه تنها از طریق سلطه یا عقب نشینی ، بلکه با تنظیم ریتم های یکدیگر – با خواندن بیان صورت ، تعدیل صدای صوتی و همگام سازی فیزیولوژی خود برای ایجاد اعتماد ، زنده بمانیم.

برای مهار کامل پتانسیل های خود ، ما باید با این مزیت بیولوژیکی ارتباط برقرار کنیم. ما نه تنها از طریق ارزشهای بیان شده یا قوانین درگیری ، بلکه از طریق صدای صدا ، زمان پاسخ هایمان ، بیان چهره های خود و نحوه حمل خودمان ، ایمنی ، اعتماد و تعلق داریم. این سیگنال های فیزیولوژیکی ظریف شکل می گیرند که دیگران چه احساسی دارند و اینکه آیا می توانند برای خلاقیت ، وضوح و ارتباط به ظرفیت خود دسترسی پیدا کنند.

هنگامی که رهبران یاد می گیرند که از وضعیت ایمنی داخلی ارتباط برقرار کنند ، به دیگران کمک می کنند تا احساس امنیت کنند. و این نوع رهبری نرم یا قارچ نیست. این یک ضرورت بیولوژیکی است.

هنگامی که احساس امنیت می کنیم ، بدن ما از سلامت ، انعطاف پذیری و ارتباط پشتیبانی می کند. اما هنگامی که ما در معرض تهدید قرار گرفته ایم – چه از طریق فشار مداوم ، فشار خون بالا ، یا بیش از حد کار – آن سیستم ها خاموش می شوند. ما واکنشی ، سفت و سخت ، قطع و از نظر عاطفی در دسترس نیستیم.

این برای رهبری مهم است. زیرا رهبری فقط مربوط به چشم انداز یا نتایج نیست. این در مورد احساس مردم در اطراف ما است. و این احساس نه با کلمات ، بلکه به دولت شکل می گیرد. ما می دانیم چه کسی زمینی است یا نه. ما می توانیم احساس کنیم که آرامش آنها واقعی است یا اجباری.

چرا ما در برابر تغییر مقاومت می کنیم

برای بسیاری از رهبران ، استراتژی هایی که به آنها کمک کرد تا موفق شوند – سخت حرکت کنند ، فشار بیاورند ، احساسات را سرکوب کنند – پاداش گرفتند. سیستم به آنها گفت که کار می کند. و برای آنها ، این کار را کرد. چرا چیزی را که شما را به بالا تبدیل کرده است تغییر دهید؟

اما موفقیت ساخته شده بر روی محافظت از خود هزینه ای دارد. این اغلب منجر به قطع ارتباط ، واکنش پذیری و فرسودگی می شود – نه فقط در دیگران بلکه در رهبر نیز. همان صفاتی که زمانی آنها را به جلو سوق می داد می تواند بعداً به نقاط کور تبدیل شود که تأثیر آنها ، روابط کرنش و نوآوری غرفه را محدود می کند.

به همین دلیل چابکی اتونوم به معنای رد کردن آنچه کار می کند نیست. این در مورد اضافه کردن یک لایه جدید از هوش است: توانایی توجه در هنگام فیزیولوژی شما را به سمت کنترل ، نیرو یا خاموش کردن سوق می دهد و مهارت تغییر شکل را توسعه می دهد.

ایمنی روانی بدون دسترسی فیزیولوژیکی کوتاه می آید

“ایمنی روانشناختی” ، اصطلاحی که توسط استاد هاروارد امی ادموندسون تحقیق شده است ، به یک مفهوم رهبری بنیادی تبدیل شده است. و در حالی که این یک آرمان حیاتی است ، فرض می کند افراد برای اتصال در دسترس هستند. اما اگر آنها نباشند چه می شود؟ چه می شود اگر سیستم های عصبی آنها هنوز در محافظت از خود باشند-تنش ، محافظت شده یا بی حسی؟

شما نمی توانید اعتماد را تعهد کنید. شما نمی توانید راه خود را برای تعلق داشته باشید. اگر بدن احساس امنیت نکند ، ذهن نیز نخواهد بود.

تا زمانی که تشخیص دهیم که ایمنی یک وضعیت فیزیولوژیکی است – نه فقط یک اعتقاد یا سیاست – ما همچنان به ساخت سیستم های شکننده در پایه های قطع شده ادامه خواهیم داد. به همین دلیل چابکی اتونوم قدم بعدی است.

چابکی اتونوم چیست؟

چابکی اتونوم توانایی تشخیص وضعیت فیزیولوژیکی شما ، احترام به نحوه شکل گیری رفتار شما و تغییر به حالت کاربردی تر – به ویژه تحت فشار است. نیازی به سرکوب استرس یا تظاهر به آرامش نیست. این امکان را به شما می دهد که از تهدید به اتصال ، از محافظت تا حضور حرکت کنید.

رهبری ضروری می خواند

این یک طرز فکر نیست. این یک مهارت فیزیولوژیکی است. و با آگاهی شروع می شود.

چابکی خودمختار به جای وادار کردن خود به “انجام” ، شما را دعوت می کند تا با آنچه در درون شما اتفاق می افتد ارتباط برقرار کنید. این شما را در تشخیص اینکه بدن شما مهار می کند ، در بینایی تونل یا لبه قفل می شود و در احترام به آن پاسخ های بازتابنده و سازگار ، پشتیبانی می کند. از آن آگاهی ، می توانید با فیزیولوژی خود به روشی که احساس ایمنی ، اعتماد به نفس ، دسترسی و اتصال را بازگرداند ، ایجاد کنید – ایجاد شرایط داخلی که در آن دوباره عملکرد و حضور امکان پذیر است.

این فقط خود تنظیم نیست. این رهبری رابطه ای است. وقتی بدن شما در دسترس است ، دیگران آن را احساس می کنند. هنگامی که شما پایه و اساس هستید ، دیگران در دسترس تر می شوند. این هماهنگی است-و این موتور پنهان تیم های با عملکرد بالا است.

آنچه که اغلب به عنوان “شیمی تیمی” گفته می شود ، در واقع این تراز فیزیولوژیکی است – احساسات ایمنی ، اعتماد و ارتباط بیان شده و تقویت شده در زمان واقعی از طریق صدا ، بیان صورت ، حرکت و زمان بندی. جادو نیست این زیست شناسی همزمان است. و هنگامی که هر فرد مهارت خود را در انسجام با دیگران انجام می دهد ، که توسط این کشور مشترک سوخته است ، تیم ها فقط اجرا نمی کنند – آنها جریان دارند.

چرا الان مهم است

کشت کار امروز به بیش از حد تولید و فرسودگی پاداش می دهد. بسیاری از رهبران بخاطر فشار آوردن ، نه برای ورود به سیستم ، ستایش می شوند.

با گذشت زمان ، این نه تنها عملکرد ، بلکه اعتماد ، خلاقیت و بهزیستی را از بین می برد. تهدید مزمن به یک هنجار تبدیل می شود. و مردم با بررسی ، بی حسی یا کنترل بیش از حد سازگار می شوند. آنها دسترسی به خصوصیاتی را که رهبری به آن نیاز دارد از دست می دهند: کنجکاوی ، شفقت ، انعطاف پذیری و وضوح.

چابکی اتونوم به معکوس این امر کمک می کند. این افراد را به بدن خود باز می گرداند. این مکان را برای مکث ، نفس کشیدن ، احساس و انتخاب ایجاد می کند. به رهبران این امکان را می دهد که نوع دیگری از قدرت را الگوبرداری کنند – یکی ریشه در حضور و نه فشار.

آنچه رهبری واقعی احساس می کند

رهبری واقعی باعث ایجاد انگیزه مردم از طریق ترس نمی شود. این ایجاد شرایطی است که دیگران برای مشارکت ، اتصال و رشد احساس امنیت می کنند.

شما می توانید آن را با صدای کسی بشنوید. آن را در چهره آنها ببینید. آن را در قدم زدن خود احساس کنید. این در مورد ظاهر آرام نیست. این در مورد در دسترس بودن – برای خود و دیگران است.

این در دسترس بودن بیولوژیکی است. این بستگی به این دارد که آیا سیستم عصبی شما در حالت محافظت یا اتصال قرار دارد. و دائماً در حال تغییر است.

رهبران دارای چابکی خودمختار می توانند سازگار شوند. آنها می توانند از جنگ به بازی ، از خاموش شدن به کنجکاوی ، از واکنش به پاسخ حرکت کنند. و با انجام این کار ، آنها دیگران را به انجام همان کار دعوت می کنند.

تعریف تعالی

ما نیازی به رها کردن عملکرد بالا نداریم. اما ما باید دوباره فکر کنیم که چه چیزی را قدرت می بخشد.

در حالی که فشار ممکن است به طور موقت باعث افزایش تولید شود ، اما اغلب با هزینه ای وارد می شود. هنگامی که ما برای تحقق نتایج به فوریت و شدت متکی هستیم ، دسترسی به حالتهای فیزیولوژیکی که از وضوح ، چشم انداز و ارتباط پشتیبانی می کنند ، از دست می دهیم. ممکن است بیشتر انجام شود – اما بهتر نیست. و با گذشت زمان ، این رویکرد تیم های شکستگی ، خلاقیت را تخلیه می کند و منجر به نوسانات و فرسودگی می شود.

پایدارترین عملکرد ناشی از مهاربندی سخت تر نیست. این امر از بازگرداندن دسترسی به سیستمهایی است که به ما امکان اتصال ، ایجاد و بازیابی را می دهد. این بدان معناست که احترام به سیگنال های بدن ، تمرین آگاهی از دولت و یادگیری نحوه تغییر از تهدید به ایمنی در زمان واقعی.

اینگونه است که ما اعتماد می کنیم که ماندگار است. اینگونه است که ما فرهنگ هایی را ایجاد می کنیم که می توانند بدون شکستگی سازگار شوند. و اینگونه است که ما رهبر می شویم مردم حتی در محیط های پر سر و صدا احساس امنیت می کنند.

سه سوال نهایی

چه می شود اگر ما رهبری را نه تنها با نتایج ، بلکه با احساس افراد ایمن در اطراف ما اندازه گیری کنیم؟

چه می شود اگر عملکرد فقط مربوط به آنچه ما انجام می دهیم ، بلکه در هنگام انجام این کار چه احساسی داریم؟

چه می شود اگر تعالی فقط به معنای نه تنها به آنچه ما می رسیم ، بلکه به چه کسی در این روند تبدیل می شویم و چه کسی را با خود می آوریم؟

بیایید به روشی هدایت کنیم که به افراد کمک کند تا اعتماد به نفس داشته باشند. نه فقط در مورد اعتماد صحبت کنید بلکه آن را مجسم کنید. از طریق فیزیولوژی. از طریق حضور از طریق چابکی اتونوم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان