۰۱:۳۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵

فجر ۴۴؛ نگاهی به فیلم «اردوبهشت»، سرشار از دیالوگ‌های کلیشه‌ای و شخصیت های تپیکال

«اردوبهشت» نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی، با بازگشت به یکی از تلخ‌ترین حوادث دهه هشتاد، تلاش می‌کند روایتی سینمایی از یک فاجعه واقعی و پیامدهای آن در دل مناسبات اداری و اجتماعی ارائه دهد؛ تلاشی که اگرچه در فضاسازی و یادآوری زخم کهنه م...

فجر ۴۴؛ نگاهی به فیلم «اردوبهشت»، سرشار از دیالوگ‌های کلیشه‌ای و شخصیت های تپیکال

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ «اردوبهشت» از فیلم‌های حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر ،نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسندگی آثار مطرحی چون «قصر شیرین»، «نگهبان شب»، «بی همه چیز» و … را بر عهده داشته است و برای فیلم های «قصر شیرین »و «بی همه چیز» موفق به کسب سیمرغ بهترین فیلمنامه شده است.

داستان فیلم مربوط به ۲۳ سال پیش است،اردیبهشت ۱۳۸۱ بود که خبر واژگون شدن قایق دریاچه آبی پارک شهر، همه را در بهت و نگرانی فرو برد. بهتی که با حتمی شدن مرگ شش تن از دختران دانش‌آموز و مرد قایقران به غمی تلخ و گزنده در خاطرۀ شهر تهران و مردمش تبدیل شد و حالا این خاطره تلخ با جزییات روی پرده نقره‌ای بازسازی شده است.قطعا بزرگ‌ترین چالش پیش روی فیلمساز این بوده که چگونه این اتفاق واقعی را دراماتیزه کند که برای تماشاگر سینما ملال آور و خسته کننده نباشد. تلاشی که بدلیل عدم شخصیت پردازی مناسب و فیلمنامه‌ای منسجم ناکام مانده و عملا فیلمساز نتوانسته این داستان واقعی را تبدیل به تریلری جذاب کند که تماشاگر را تا پایان فیلم مشتاق دنبال کردن داستان نگه دارد.

فضای فیلم همانگونه که از داستانش مشخص است سراسر اضطراب و دلهره و سیاهی و تلخی است؛ فیلمساز بخوبی بین اضطراب نیمه اول فیلم یعنی ابهام در وضعیت نیلوفر و تلخی و سیاهی نیمه دوم آن یعنی تنهایی شاه مهدی برای احقاق حق و ایستادگی او در برابر فساد سیستم اداری و روابط پنهان توازن برقرار کرده است و همانطور که مخاطب در شوک حادثه دختران داستان قرار میگیرد در حیرت و تأسف از روابط رانتی مسولان نیز فرو می‌رود.

 

در واقع«اردوبهشت» ساخته شده تا بار دیگر تلنگری جدی به فساد و روابط نابه‌جای سیستم اداری کشور وارد کند اما چون شخصیت‌هایش به شدت تیپیکال و کلیشه‌ای هستند نمی‌تواند بر مخاطب اثر عمیقی بگذارد. به نظر نگارنده از یکسو بازیگر نقش افسانه طلوعی یعنی ستاره پسیانی باوجود تمام گریه‌ها و داد و فریادهایش بازهم نمی‌تواند حس درد و رنج یک مادر داغدیده را به مخاطب منتقل کند و از سوی دیگر حامد بهداد در نقش شاه مهدی بااینکه جزو معدود نقش‌هایش است که عصبی و پرخاشگر نبوده و رفتاری باطمانینه دارد؛ نمی‌تواند اوج درد و رنج یک پدر داغدیده و یک مظلوم را به نمایش بگذارد و به دل مخاطب نمی‌نشیند چراکه حجم شعارهای او بسیار بیشتر از حس اندوهش به مخاطب نشان داده می‌شود بویژه در قسمت‌های دادگاه.شخصیتهایی چون داوود برادر افسانه_،پدر افسانه، برادر مهدی و …. نیز بدلیل عدم پرداخت مناسب بلاتکلیف هستند.آدم‌های فقیر و فلاکت‌زده‌ای که آوار مصیبت از همه جا بر سرشان می‌ریزد و بابت پول، خون عزیزانشان را معامله می‌کنند و نزدیکترین دوستی‌ها را به اندک یا زیادی پول می‌فروشند و گاهی هم پشیمان شده و مرام به خرج می‌دهند. از آنسو آدم‌های بد داستان یعنی آقای هوشمند شهردار_ و رییس بیمارستان نیز تیپ و سخنانشان بشدت کلیشه‌ای است. این حجم از دیالوگ‌ها که مدام در سکانس های مختلف تکرار می‌شوند، سبب شده تا زمان فیلم طولانی و ریتم آن کند و کشدار شود.

در پایان باید گفت « اردوبهشت» با دستمایه قراردادن سوژه‌ای واقعی و ملتهب و با بر برانگیختن احساسات مخاطب پرده از واقعیتی دردناک تر از سوژه واقعی خود برمی‌دارد آنهم فساد اداری و لاپوشانی زد و بندهای سیاسی و اقتصادی به بهانه مصلحت جامعه، دردی که تا عمق جان مخاطب را می‌سوزاند. سکانس آوردن جنازه نیلوفر در حسینیه با نوای روضه حضرت رقیه(س) به زبان ترکی قطعا تأثیر گذارترین سکانس فیلم می‌باشد. انطباق طراحی لباس و گریم اردوبهشت با دهۀ هشتاد نیز از نقاط مثبت فیلم می‌باشد و ایکاش همانطور که فیلمساز به ظواهر داستان توجه داشت به ریزه کاری های محتوایی هم توجه نشان می‌داد.

 *نفیسه ترابنده/ کارشناس ارشد ادبیات و فعال فرهنگی

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان