هیچ کس انتقاد را دوست ندارد. حتی کسانی که انتقاد می کنند از “نیاز” درک شده خود برای انجام این کار احساس فشار می کنند.
تمام مراجعین مهم من در 40 سال گذشته حداقل به طور شهودی آگاه بوده اند که انتقاد نقش مهمی در:
انتقاد صدمه می زند (و نمی تواند باعث اصلاح رفتار شود) زیرا این دو مورد از مواردی را که انسان از آنها بیشتر متنفر هستند مظهر می کند:
- این خواستار تسلیم شدن است ، و ما از ارسال متنفریم.
- این بی ارزش است ، و ما از احساس بی ارزش بودن متنفریم.
اگرچه از تسلیم متنفریم ، اما دوست داریم همکاری کنیم. (به احساس خوبی که هنگام همکاری با شما فکر می کنید فکر کنید.) به نظر می رسد افراد انتقادی نسبت به این نکته اصلی در مورد طبیعت انسان فراموشی هستند: خود با ارزش همکاری می کند. خود بی ارزش مقاومت می کند.
اگر می خواهید رفتار از شریک زندگی ، کودک ، خویشاوند یا دوست خود تغییر کنید ، برای شخص ارزش نشان می دهد. اگر می خواهید مقاومت کنید ، انتقاد کنید.
بیشتر ما از دفاع در برابر ناراحتی و درد انتقاد استفاده کرده ایم. بسیاری به سادگی آن را نادیده می گیرند یا آن را رد می کنند. برخی دیگر آن را به صورت لکه دار ، در تشدید مبارزات قدرت باز می گردانند. هنوز دیگران سعی می کنند از آن جلوگیری کنند ، تا حدی که فلج کننده می شود.
در اینجا نشانه هایی وجود دارد که ترس از انتقاد باعث مهار رشد عاطفی و بهزیستی می شود:
- ترس از آنچه دیگران می توانند بگویند
- در تصمیم گیری مشکل
- دوم خود را حدس بزنید
- تقریباً به محض اینکه آنها را بگیرید ، از تصمیمات خود پشیمان شوید.
انتقاد برای روابط مخرب است:
- در مورد شخصیت یا شخصیت ، به جای رفتار
- پر از سرزنش
- متمرکز بر پیشرفت نیست
- بر اساس فقط یک “راه درست” برای انجام کارها
- تحقیر
“برای تحقیر ، شما باید کوچک باشید.” – Kahlil Gibran
انتقاد به روابط است زیرا سیگار کشیدن به سلامتی است. در روابط نزدیک ، به طور معمول از یک کلید کم شروع می شود و با گذشت زمان تشدید می شود و یک مارپیچ رو به پایین نارضایتی را انجام می دهد. فرد انتقاد شده احساس کنترل می کند ، که شریک انتقادی را ناامید می کند ، که سپس انتقاد را بالا می برد ، احساس دیگری را برای کنترل و غیره در یک مسابقه به پایین افزایش می دهد.
منتقد را درک کنید
“انتقاد مطمئن ترین شکل زندگینامه است.” – اسکار وایلد.
این به درک انگیزه منتقد کمک می کند ، که به طور معمول فراتر از هر موضوع خاص انتقاد است. افرادی که به طور خودکار انتقاد می کنند عبارتند از:
- مهمترین خصوصیات و رفتارهای افراد دیگر است که از خودشان دوست ندارند یا از آن خودداری می کنند (از همخوانی ها متنفر هستند که قطع شوند).
- اغلب ریاکارانه
- عدم تحمل انتقاد.
آنها احساسات خود را با سرزنش ، انکار یا اجتناب تنظیم می کنند. به نظر می رسد که آنها نیاز به احساس خودپرداز دارند. در بدترین حالت ، آنها از عزت نفس درنده رنج می برند. یعنی آنها باید افراد دیگر را کنار بگذارند تا احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند.
انتقاد فراتر از
انتقاد بدترین ضرر را هنگام درونی کردن آن انجام می دهد. درمان برای درونی کردن محل کنترل است.
مردم با خارجی محل کنترل معتقد است که سرنوشت و بهزیستی آنها توسط دیگران قدرتمند تعیین می شود. این با اضطراب ، افسردگی ، نارضایتی ، عصبانیت و روابط مشکل ساز ارتباط دارد.
مردم با داخلی محل کنترل احساس می کند که آنها می توانند بهزیستی و موفقیت خود را مدیریت کنند. این با اعتماد به نفس ، عزت نفس بالا و هماهنگی روابط ارتباط دارد.
بهترین راه برای غلبه بر ترس از انتقاد و درونی کردن محل کنترل این است که بر ارزشهای خود عمل کنید ، نه به آنچه دیگران فکر می کنند.
بیش از نتیجه ، روی تلاش خود تمرکز کنید ، به آنچه می توانید کنترل کنید به جای آنچه فراتر از تأثیر شخصی شما است.
به تلاش خود ، مستقل از تأیید دیگران ، افتخار کنید.
خود دلسوزی را تقویت کنید-همدردی با صدمه ، سختی و مشکلات شما ، با انگیزه برای بهبود ، تصحیح و بهبود.
در مورد تصمیمات خوبی که در گذشته اتخاذ کرده اید و نحوه اصلاح یا جبران اشتباهات را تأمل کنید.
شرم ایجاد اشتباه را به خاطر یادگیری از آنها تبدیل کنید.
انتقاد را به بازخورد سازنده تبدیل کنید
افراد بحرانی غالباً خود را از این فکر می کنند که صرفاً بازخورد مفیدی می دهند. در اینجا چند روش برای تشخیص دو نوع بیان وجود دارد.
انتقاد تمرکز روی آنچه اشتباه است: چرا نمی توانید به صورتحساب توجه کنید؟ بازخورد تمرکز بر نحوه بهبود: بیایید با هم قبض ها را طی کنیم.
انتقاد دلالت بر بدترین شخصیت دیگران دارد: شما سرسخت و تنبل هستید. بازخورد آیا در مورد رفتار است ، نه شخصیت: آیا می توانیم با مرتب سازی صورتحساب ها مطابق تاریخ موعد شروع کنیم؟
انتقاد Devalues ، حداقل با دلالت: من حدس می زنم شما فقط به اندازه کافی باهوش نیستید که این کار را انجام دهید. بازخورد تشویق: من می دانم که شما چیزهای زیادی در صفحه خود دارید ، اما من کاملاً مطمئن هستم که می توانیم این کار را با هم انجام دهیم.
انتقاد دلالت بر سرزنش گذشته دارد: این تقصیر شماست که ما به این آشفتگی مالی رسیدیم. بازخورد تمرکز بر پیشرفت فعلی و آینده: اگر هر دو چیز را کنار بگذاریم ، می توانیم از این آشفتگی خارج شویم. نظر شما چیست؟
انتقاد تلاش برای کنترل: من می دانم چه چیزی بهترین است. من باهوش تر و بهتر تحصیل کرده ام. بازخورد به استقلال احترام می گذارد: من به حق شما برای انتخاب این انتخاب احترام می گذارم ، حتی اگر با آن موافق نیستم.
انتقاد اجبار است: شما می خواهید آنچه را که من می خواهم انجام دهید ، یا من … (با شما ارتباط برقرار نمی کنم یا به نوعی شما را مجازات می کند). بازخورد اجباری نیست: من می دانم که می توانیم راه حلی پیدا کنیم که برای هر دو ما کار کند.
به آنچه تحقیر می کنی تبدیل نشو
با انتقاد از اغلب ، ما را در معرض خطر بیشتری برای تبدیل شدن به یک منتقد قرار می دهد. ما می توانیم با ایجاد درخواست های رفتاری با تمرکز بر روی: خطر را کاهش دهیم:
- چگونه می توان پیشرفت کرد
- رفتاری که دوست دارید ببینید ، نه بر شخصیت شریک زندگی یا فرزند شما
- تشویق تغییر تولیدی ، به جای تضعیف اعتماد به نفس
- صمیمانه ارائه کمک
- احترام به استقلال
- در صورت عدم دریافت آنچه می خواهید ، در برابر اصرار به مجازات یا عقب نشینی محبت مقاومت می کنید.