عشق پیوندی عمیق است که دو نفر را به هم نزدیک میکند و اغلب از موانع فرهنگ، نژاد و پیشینه فراتر میرود. پیدا کردن کسی که به همه بخش های شما احترام می گذارد و دوستش دارد و با او احساس ارتباط عمیقی می کنید، می تواند از همه راه های درست، هیجان انگیز و طاقت فرسا باشد. منطقاً، وقتی چنین شخصی را پیدا میکنیم، شادی را تجربه میکنیم که بیصبرانه منتظر به اشتراک گذاشتن آن با اعضای خانوادهمان هستیم، و فرض میکنیم که آنها به طور خودکار شخصی را که ما برای دوست داشتنش انتخاب کردهایم در آغوش خواهند گرفت. ما معتقدیم که آنها آنچه را که ما می بینیم خواهند دید، کسانی را که ما دوست داریم دوست خواهند داشت.
به همین دلیل است که درک این موضوع که خانواده شما شریک زندگی شما را در آغوش نمی گیرند و نخواهند کرد، می تواند کاملاً ویرانگر باشد. این نوع درد عمیق است و نه تنها شریک زندگی شما، بلکه بر روی خود، پویایی خانواده و روابط شما نیز تأثیر می گذارد.
ریشه ها
عدم درک اینکه چرا خانواده شما شریک زندگی تان را نمی پذیرد، می تواند اوضاع را بدتر کند و می تواند منجر به درگیری شدید شود و هر دو طرف به شدت در دیدگاه های خود ریشه دوانده و از تکان خوردن امتناع کنند. داشتن سطحی از آگاهی در مورد اینکه چرا آنها برای در آغوش گرفتن شریک زندگی خود تردید دارند، ممکن است به کاهش بخشی از این تعارض کمک کند.
به عنوان مثال، نارضایتی خانواده شما ممکن است ناشی از باورهای ریشهدار، هنجارهای فرهنگی و تعصبات شخصی آنها باشد که با ارزشهای مقدس خانوادگی که از نسلهای قبلی به ارث رسیدهاند، گره خورده است. شاید خانوادهتان از این میترسند که از مسیری که آنها تصور میکردند، که با باورهای گفته شده همسو است، دور میشوید و باعث میشود که به شدت از شما و جهانبینیهایشان محافظت کنند. شاید آنها در گذشته دیده اند که شما از یک انتخاب ضعیف در شرکای خود رنج می برید و دیگر به شما یا قضاوت شما اعتماد ندارند و می خواهند از شما در برابر آسیب های بیشتر محافظت کنند.
مهم است که بدانیم، در بسیاری از موارد، عدم تایید ممکن است لزوماً مربوط به شریک زندگی شما به عنوان یک شخص نباشد، بلکه بیشتر به خاطر ترس، سوء تفاهم، تصورات از پیش تعیین شده یا صرفاً تمایل به حفظ وضعیت موجود باشد. تشخیص این ممکن است به شما کمک کند فراتر از تضاد سطحی را ببینید و تصدیق کنید که احساسات بسیار عمیق تری در بازی وجود دارد.
غذای آماده اینجا؟ به احتمال زیاد هیچ ربطی به شما یا همسرتان ندارد.
آسیب
برای شریک زندگی شما، این تجربه می تواند عمیقاً منزوی باشد. آنها ممکن است احساس طرد شدن کنند، نه تنها از طرف خانواده شما، بلکه از طرف فرهنگ و سنت هایی که برای شما مهم هستند، شخصی که عمیقا دوستشان دارند. این می تواند منجر به احساس بی کفایتی، شک به خود و حتی رنجش شود. آنها همچنین ممکن است با فشار برای انطباق یا تغییر برای پذیرفته شدن دست و پنجه نرم کنند، که از نظر روحی برای هر کسی یک تجربه خسته کننده است.
همانطور که فردی که در وسط قرار می گیرد، شما نیز تلفات عاطفی قابل توجهی را تجربه خواهید کرد. فشار مداوم برای میانجیگری، دلجویی و هدایت وفاداری های متضاد می تواند کاملاً طاقت فرسا باشد. هنگامی که سعی می کنید به رابطه خود احترام بگذارید و در عین حال به دیدگاه خانواده خود احترام بگذارید، ممکن است احساس گناه، استرس و اضطراب کنید. شما ممکن است احساس ناراحتی کنید زیرا به نظر می رسد که آنها به شما یا قضاوت شما اعتماد ندارند، حتی اگر شما یک بزرگسال تمام عیار هستید، و واضح است که آنها نمی توانند برای شما خوشحال باشند، حتی اگر شما همیشه برای آنها خوشحال باشید. همه اینها به شدت ناعادلانه به نظر می رسد و می تواند بر سلامت ذهنی و عاطفی شما تأثیر بگذارد.
این وضعیت فراتر از تأثیری که بر شما و شریک زندگیتان میگذارد، ممکن است شکافهای قابلتوجهی در سیستم خانوادهتان ایجاد کند، بهویژه زمانی که چندین عضو در طرف مقابل حصار نشستهاند. روابطی که زمانی هماهنگ بودند ممکن است تیره شوند و گردهمایی های خانوادگی ممکن است به موقعیت های متشنج یا ناراحت کننده تبدیل شوند. این تقسیم می تواند منجر به عواقب طولانی مدت شود، به طور بالقوه شما را از خانواده خود بیگانه کند یا محیطی از درگیری دائمی ایجاد کند.
ناگفته نماند که فشار ناشی از عدم تایید خانواده می تواند فشار فوق العاده ای بر رابطه شما وارد کند. هنگامی که شما و شریک زندگیتان سعی می کنید به طور مستقل چالش های عاطفی ایجاد شده توسط این موقعیت را مدیریت کنید، تنش و درگیری افزایش می یابد. شریک زندگی شما ممکن است از شما رنجیده شود، اگر آنها وفاداری شما را به خانواده خود دریافت کنند. ممکن است ناخودآگاه از شریک زندگی خود به خاطر قرار دادن شما در این موقعیت در وهله اول ناراحت شوید. اعتماد و ارتباطات در صورت عدم رسیدگی آشکار به مسائل در خطر است.
مسیر
سخت ترین و مهمترین کار در این مواقع این است که از هر انتظاری که از خانواده خود داشتید چشم پوشی کنید. پایبندی به این ایده که میتوانید خانوادهتان را ملزم کنید که شریک زندگیتان را در آغوش بگیرند، شما را در حالت ناامیدی، ناامیدی و ناامیدی نگه میدارد، زیرا به سادگی نمیتوانید چیزی را که قرار نیست مجبور کنید مجبور کنید. قرار دادن اولتیماتوم، امتناع از تعامل با آنها، و نزدیک شدن به این موقعیت با خشم و عصبانیت، همه تاکتیکهایی هستند که در دسترس شما هستند، با این حال، به ندرت نتیجه مثبتی برای همه دارند.
هر چقدر هم که سخت است، به خود یادآوری کنید که موضع آنها ارتباطی با سفر شخصی آنها دارد، که شما هیچ اختیاری در آن ندارید. تلاش برای متقاعد کردن آنها به دوست داشتن کسی که دوستش دارید، تمرینی بیهوده است، زیرا مردم به روش خود، با سرعت و شرایط خاص خود به عشق می رسند. هرچه زودتر این تصور را از خود دور کنید که کاری وجود دارد که می توانید برای حرکت دادن آنها انجام دهید، زودتر کمتر احساس استرس و ناراحتی خواهید کرد.
با این حال، می توانید انتظارات را رها کنید، درک درستی از دیدگاه آنها داشته باشید، و در عین حال مرزهای روشن و سالمی را تعیین کنید. تعیین مرزهای داخلی خود بسیار مهم است. مشخص کنید که چه چیزی برای شما مهم است و تا چه حد به عقاید/باورهای خانواده تان اجازه می دهید در قلمرو مقدس شما جای بگیرد. آنچه مهم است به خاطر بسپارید این است که هر قدرتی که آنها بر قلمرو احساسی شما دارند، قدرتی است که شما در وهله اول از آن صرف نظر کرده اید. می توانید آن را پس بگیرید
تصمیم گیری برای رابطه شما
در برخی موارد، تأثیر نارضایتی خانوادهتان ممکن است آنقدر شدید باشد که شما را به ارزیابی مجدد رابطهتان سوق دهد و این قابل انتظار است. در نظر بگیرید که آیا این رابطه در خدمت شماست و آیا هم شما و هم شریک زندگیتان مایل به حمایت از یکدیگر در طی این آزمایشات هستید یا خیر. تصمیم برای ماندن یا جدایی باید با احترام متقابل و تمرکز بر رشد شخصی هر دوی شما گرفته شود.
اگر تصمیم میگیرید با هم بمانید، بسیار مهم است که روی تقویت رابطه خود تمرکز کنید، علاوه بر این که به طور مستقل به رشد و بهبودی کمک کنید. بحث مداوم در مورد درگیری و تفرقه، هر دوی شما را در حالت عصبانیت و ناامیدی نگه می دارد، و این به هیچ کس در درازمدت کمک نمی کند، حداقل به شما. خشم مانعی برای وضوح است. در خشم، نمی توانید روی چشم انداز خود برای آینده تمرکز کنید.
برای ایجاد سنت ها و شیوه هایی که امیدهای شما را برای آینده به شما یادآوری می کند و جریان ارتباطات را باز و صادقانه نگه می دارد، با یکدیگر همکاری کنید. ایجاد یک جبهه متحد به عنوان یک زوج به شما کمک می کند تا از طوفان هایی که احتمالاً سر راهتان قرار می گیرند، غلبه کنید، زیرا زندگی هرگز در ۱۰۰٪ مواقع روان نیست.
اگرچه مهم است که به عنوان یک تیم به این چالش بپردازیم، اما به همان اندازه مهم است که در مواقع لزوم به یکدیگر فضایی بدهیم و احترام بگذاریم که رشد برای هر فرد منحصر به فرد است. یافتن آرامش در درون خود گامی حیاتی برای یافتن آرامش در رابطه شماست.
در نهایت، به یاد داشته باشید که عشق یک نیروی قدرتمند است، و با قلب های باز و ذهن های باز، می توانید حقیقت را گرامی بدارید، از رشد معنوی یکدیگر حمایت کنید و عشقی را در خود پرورش دهید که از موانع بیرونی فراتر رود.