02:02 - 2025/02/06

عزت نفس در عصر دیجیتال

[ad_1] من هیچ کس! شما کی هستید؟ شما هم کسی نیستید؟ سپس یک جفت از ما وجود دارد – نگو! آنها ما را تبعید می کنند ، می دانید. بنابراین شعر هشت خطی توسط امیلی دیکینسون آغاز می شود. در سال 1861 نوشته شده و پس از مرگ در سال 1890 منتشر شد ،...

عزت نفس در عصر دیجیتال

[ad_1]

من هیچ کس! شما کی هستید؟

شما هم کسی نیستید؟

سپس یک جفت از ما وجود دارد – نگو!

آنها ما را تبعید می کنند ، می دانید.

بنابراین شعر هشت خطی توسط امیلی دیکینسون آغاز می شود. در سال 1861 نوشته شده و پس از مرگ در سال 1890 منتشر شد ، این اثر ده ها سال را در یک کشو گذراند و به همراه 800 نوشته دیگر.

نسل های قبلی شعر را در مدرسه به خاطر می آورند. به نظر می رسد که دیکینسون با یک خواننده ناشناس به همان اندازه انفرادی ، یک راز را به اشتراک می گذارد: او به آنها می گوید که با افراد دیگر متفاوت است. او راضی است که بی سر و صدا زندگی کند ، در شرکت با افکار خود-و با مجموعه ای کوچک از دیگران همفکر. او هیچ آرزویی برای شهرت ندارد.

ما امروز شاعر را به عنوان مدافع زندگی آرام به یاد می آوریم ، با محوریت لذت های ساده خانه و باغ ، کنجکاوی فکری ، محاصره طبیعت و آیین های نظم. برای او ، دلخراش ، حتی مالیخولیایی ، گناهی نبود.

تجدید نظر در عزت نفس

هر خواننده درسهایی را که می خواهند یاد بگیرند از نویسنده می گیرد. ما مدرن ها به دیکینسون فکر می کنیم به عنوان فردی از عزم آرام که می دانست او کیست و چه کاری می خواهد انجام دهد. او در برابر سر و صدا جمعیت ، واقعیت تفاوت خود را پذیرفت. هنگامی که بیشتر زنان زمان خود به تعهدات ازدواج و مادری کشیده شدند ، او اعتماد به نفس خود را دنبال کرد.

خیلی الهام گرفته ، ما به خودمان می گوییم: راه خود را زندگی کنید. احساسات خود را دنبال کنید ، حتی اگر محصولات آنها باید در یک کشو ذخیره شوند.

مشاوره روانشناختی در مورد عزت نفس معمولاً به این دستورالعمل ها پایبند است. برای احساس خوب در مورد هویت شخص در جهان ، مردم باید ادعا کنند. آنها باید مرزها ، نیازهای صوتی و عقاید را تعیین کنند و از درگیری عقب نشینی کنند. سعی نکنید مردم را بیان کنید ، اما بازخورد دیگران را بپذیرید. متعهد به قول هایی که به خودتان داده اید.

چنین توصیه هایی بیشتر در مورد مدیریت خود است. یعنی مردم را ترغیب می کند تا مسئولیت دوره زندگی خود را بر عهده بگیرند. چنین راه-حداقل در جوامعی با اخلاق فردگرایانه-برای مردم برای قدردانی از ارزش خودشان.

در این فلسفه ارزش وجود دارد. با این حال ، من در اینجا یک دیدگاه کاملاً متفاوت تأکید می کنم. عزت نفس-اساساً ، تأیید می کنید که شما چه کسی هستید ، و امیدوارم که باشید-به کیفیت ارتباطات شما با جهان بستگی دارد. ارزش شخصی لیستی از دستاوردها کمتر از تاریخ روابط و تعهدات است.

از آنجا که عصر معاصر یا دیجیتال ما به طور چشمگیری مقیاس آن روابط را تغییر می دهد ، بیایید زیر چهار نوع تعهد را در نظر بگیریم.

روابط با افراد دیگر

دیکینسون از صدای سر و صدا پر سر و صدا جمعیت جلوگیری کرد ، که عموم مردم که می خواهند فقط در مورد رفتارهای شدید بدانند و برای افراد پشت کاریکاتور چیزی اهمیتی نمی دهند. با این حال ، او عمیقاً به مجموعه های کوچک تماس های اجتماعی خود متعهد بود ، که برخی از آنها فقط از طریق نامه ها می دانستند.

آیا بیشتر ما موافق نیستیم؟ ما به افراد خاصی وابسته هستیم که پایه و اساس هویت ما هستند. روحیه ما وقتی “دیگران قابل توجه” – خانواده ، دوستان و همکاران – ما را تأیید و آرامش می بخشند. وقتی آنها ما را توبیخ می کنند ، کاهش می یابیم. عمیق تر ، احساس بهزیستی ما یک امر جمعی است. خوشبختی اصحاب ارزشمند خوشبختی ما را به ارمغان می آورد. غم و اندوه آنها از بدبختی های خود ما فراتر می رود.

من در اینجا پیشنهاد نمی کنم که وقتی مردم با ارتباطات اجتماعی خود-جامعه ، خانواده ، کلاس و قومیت تعریف می شدند ، به دوران دیرینه برگردیم. با این حال ، من فکر می کنم فکر کردن در مورد عزت نفس به عنوان برخی از کیفیت فردی که به آنچه می گوییم و انجام می دهیم ، به همان اندازه نامناسب است. خودآزمایی جایگزینی برای نگرانی مهربان دیگران نیست.

ارتباط با فرهنگ

امروز به طور فزاینده ای مردم نسخه هایی از خود را در یک حوزه عمومی قرار می دهند که به جای چهره به چهره واسطه می شوند. طبق اکثر حساب ها ، بیش از 5 میلیارد نفر از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک ، اینستاگرام ، پینترست و تیکتوک استفاده می کنند. بیش از 300 میلیون نفر در ایالات متحده این کار را انجام می دهند. در اصل ، این به معنای تولید و به اشتراک گذاری اطلاعات – ایده ها و تصاویر – است که نشان دهنده فعالیت ها ، دیدگاه ها و علایق شما است.

وبلاگ ها نوع خاصی از این فعالیت را نشان می دهند. بیش از 600 میلیون وبلاگ در سراسر جهان وجود دارد که اکثر این موارد در Tumblr ظاهر می شوند. هر روز 7.5 میلیون پست وجود دارد که متوسط ​​آن 1400 کلمه است.

من در آن دیدگاه “مولد” از خود شرکت می کنم. اما بیشتر ما می دانیم که استناد ، “لایک” و سایر بررسی های مثبت هیچ ارتباطی با هسته وجود ما ندارند. مطمئناً ، ما باید در فرهنگ عمومی شرکت کنیم. این بدان معناست که این بدان معناست که مواردی را که بر زندگی همه تأثیر می گذارد ، به جای اینکه به دنبال تشخیص واکنش های ما نسبت به آن باشد ، در نظر می گیرد.

عزت نفس ضروری است

مانند دیکینسون ، ما باید به فرهنگ فکر کنیم که فرصتی برای مواجهه با برخی از بازتاب های عمیق تر افراد است. خواندن کتابهای “جدی” ، پیگیری یک هنر و صنعت چالش برانگیز یا شکل هنری ، یادگیری یک زبان جدید یا سفر به یک سرزمین دور ، مشارکت کنندگان شایسته در عزت نفس هستند.

برخورد با طبیعت

اگرچه من در مورد تأیید افراد دیگر تأکید کرده ام ، اما این تنها منابع تأیید نیستند. ما موجودات فیزیکی هستیم که از دنیای طبیعی تغذیه می کنند. خوشبختی ما به آن شرایط بستگی دارد.

در دوران جوانی دیکینسون ، فلسفه متعالی در نیو انگلستان محبوبیت خاصی کسب کرد. متعالیه ، مانند امرسون و تورو ، استدلال كردند كه مردم باید برای احساس الوهیت اساسی در تمام زندگی و برای آگاهی بهتر از قدرت و محدودیت های خود به طبیعت روی آورند. بینش های به دست آمده از پیاده روی در جنگل از یک ساعت صرف مطالعه کلاسیک ها با ارزش تر است.

ما مدرن ها ممکن است نامی برای اعتقادات خود نداریم ، اما بیشتر ما از زیبایی و قدرت طبیعت غیرقابل تحمل قدردانی می کنیم. همانطور که ما در امتداد دنباله ای قرار می گیریم و پف می کنیم یا فقط بی سر و صدا روی یک رودخانه می نشینیم ، ما از جایگاه بی نظیر خود به عنوان موجودات بدنی در یک جهان فراتر از تصور خود احساس می کنیم.

به ما آموخته شده است که طبیعت را به عنوان چیزی که کنترل می کنیم ، فکر کنیم ، شاید آن را به خاطر منابع آن استخراج کنیم یا آن را به عنوان “خاصیت” شمشیربازی کنیم. به ما گفته می شود که اندازه آن دارایی ها به عزت نفس کمک می کند. یک الگوی بسیار بهتر این است که در مورد آن رابطه به عنوان یکی از وابستگی های وابسته ، پشتیبانی متقابل یا مباشرت فکر کنیم. ما وقتی در رفاه آن گونه های غیرقابل تحمل گیاهان و حیواناتی که وجود آنها به اندازه خودمان مشروعیت دارد ، نسبت به خودمان احساس بهتری می کنیم.

گنجینه های ذهن و روح

روانشناس بزرگ ویلیام جیمز استدلال كرد كه اساسی ترین بخش وجود شخصی همان چیزی است كه او “خود معنوی” نامیده است ، این احساس ما است كه چیزی در درون ما وجود دارد كه به ما اجازه می دهد تا فکر كنیم ، احساس كنیم و در غیر این صورت خود را به جهان سوق دهیم. از دست دادن این توانایی درک و مدیریت رفتارهای ما شاید بزرگترین ترس ما باشد.

با این حال ، ذهن بیش از یک کامپیوتر یا موتور عملکرد برای ما است که بتوانیم تسلط داشته باشیم. این نقطه برتری است که از آن شرایط زندگی خود را بررسی می کنیم. این مخزن است که ما چه کسی بوده ایم و سرریز امکانات ما است. برای افراد عمیقاً معنوی ، این پورتال چرخش جهان است.

گفتن این فقط برای ترغیب خوانندگان برای یافتن راحتی در کیفیت آگاهی از گونه های ما است. به درسهایی که از دیگران آموخته اید افتخار کنید اما از بینش خود نیز قدردانی کنید. ذهن خود را به همان اندازه که تمایل دارید قسمت های دیگر بدن خود را احترام بگذارید و پرورش دهید. از هر لحظه زودگذر سپاسگزار باشید.

همانطور که دیکینسون تأکید کرد ، اعتراضات “جمعیت” ارزش کمی دارد. منبع بهتر خرد-و عزت نفس-قدردانی از ارتباطات ما با منابع دنیوی است که ما را پشتیبانی و حفظ می کند. بیشتر این اتصالات شامل چهره های آشنا ، تنظیمات صمیمی و کارهای عادی است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان