[ad_1]

عدم اطمینان اخلاقی جدید نیست. سقراط سعی کرد به جوانان بیاموزد که با سؤال از تقریباً همه چیز ، با سؤال از تقریباً همه چیز ، زندگی با فضیلت را طی کند ، رویکردی برای آموزش اخلاقی چنان خرابکارانه تلقی می شود که وی به دلیل چنین تدریس محکوم به مرگ شد. محقق یهودی قرن دوازدهم ، میمونیدید ، با این که متوجه شد که متون موجود به اندازه کافی خود را به نگرانی های معاصر نمی رساند ، نوشت راهنما برای گیجبشر
نکته جدید این است که بیشتر و بیشتر در تنظیماتی زندگی می کنیم که ارزش های متناقض بازی می شود. از طریق رسانه های جمعی و زندگی در کشوری از مهاجران ، ما در معرض انواع کدهای اخلاقی قرار داریم که اکنون به سراسر جهان می رسند.
برخی برای پاسخ ها به یک متن واحد می روند ، یک راهنمای روشن و بدون مزخرف. اما کدام کتاب؟ پس از مرگ سقراط ، دو نفر از دانشجویان وی مسیرهای واگرا را طی کردند. افلاطون و ارسطو در مورد اخلاق مخالف بودند ، سابق اعتقاد به ارزشهای ابدی و دومی در نیاز به داوری در موقعیت های خاص. عیسی با تأسیس یهودیان در زمان خود شکست و روح قانون را بالاتر از تفسیر دقیق از آن قرار داد و بر انگیزه نتیجه آن تأکید کرد. مارتین لوتر کلیسای کاتولیک رومی را بر سر کرسی اقتدار به چالش کشید و از آن درجه ای از عدم اطمینان اخلاقی را ایجاد کرد که جدید بود.
جامعه باستان همچنین درگیری اخلاقی را تجربه کرد. ابراهیم باید بین اطاعت از خدا و زندگی پسرش انتخاب کند. آنتیگون باید بین قوانین دولت و وظیفه مذهبی و خانوادگی برای دفن برادرش انتخاب کند. با این حال ، چالش ناشی از درگیری اخلاقی ممکن است برای ما امروز از گذشته ضروری تر باشد ، زیرا تعداد کمی از آداب و رسوم در مورد آن وجود دارد که همه موافق هستند و تعداد سؤالات اخلاقی را که نمی توان با تعویق به هنجارهای اجتماعی حل کرد ، افزایش داد.
هیچ فرار از تصمیم گیری های اخلاقی وجود ندارد ، اما هر کاری که شما به اخلاق وابسته باشید ، نیست ، نه هر موقعیتی اخلاقی است. برخی از تصمیمات غیر عادی است ، مانند تصمیم گیری در مورد طعم خاص بستنی.
با این حال ، اگر کسی سؤال کند ، “چرا من به الکل معتاد هستم؟” او در حال ایجاد یک سؤال روانی بیولوژیکی است که با انگیزه ، علت و تأثیر روبرو می شود.
و اگر شخص سؤال می کند ، “چگونه می توانم نوشیدن را متوقف کنم؟” او در حال ایجاد یک سوال عملی است.
اما اگر شخص سؤال می کند ، “من باید جلوی نوشیدن را بگیرم؟” او یک سوال اخلاقی می پرسد. ملاحظات اخلاقی هنگامی بوجود می آید که شما سعی می کنید اقدامات را از نظر “درست در مقابل اشتباه” یا “خوب در مقابل بد” ارزیابی کنید. کار درستی چیست؟ آیا این کار خوبی بود؟ چه کاری باید انجام دهم تا یک زندگی کامل و معنادار داشته باشم؟
در مثال نوشیدن ، این سؤال اخلاقی می شود که فرد تعجب کند که آیا نوشیدن مطلوب است یا خیر. مطمئناً ، فرد مایل به نوشیدن است. سوال ضمنی این است که ، آیا همه خواسته ها شایسته افراط هستند؟ به عبارت دیگر ، آیا آنچه مورد نظر مطلوب است؟ برای پاسخ به این سؤال ، یک سری سؤالات دیگر در زیر آمده است ، مانند: نوشیدن چه تاثیری بر شخص دارد؟ این چگونه بر سلامتی و شخصیت او تأثیر می گذارد؟ چه تاثیری بر دیگران دارد؟ آیا این بهترین راه برای خرج کردن است؟ چه لذت های انفرادی و خصوصی است؟ به هر حال ، این تجارت چه کسی را انتخاب می کند؟ سوال ساده ، “باید جلوی نوشیدن را بگیرم؟” در شبکه ای از سؤالات دیگر درگیر می شود که به تدریج فلسفی و انتزاعی می شوند. با این حال ، این سؤال در یک وضعیت واقعی جاسازی شده است و پاسخ ها نیاز به اقدامات خاص دارند که عواقب واقعی دارند.
بسیاری از تصمیمات زندگی ، حداقل تا حدودی ، اخلاق است. به عنوان مثال ، انتخاب هایی که در مورد کار با آن روبرو هستید ، ابعاد اخلاقی متعدد دارد. در اینجا چند نمونه آورده شده است: تصمیم گیری در مورد حقوق عادلانه. تصمیم گیری در مورد اینکه آیا همه کارهایی را که از شما خواسته شده است انجام دهید. با فهمیدن اطلاعات به دست آمده محرمانه چه کاری باید انجام شود. درک تا چه حد حق حریم خصوصی را دارید. تصمیم گیری در مورد میزان سازش برای حفظ شغل خود. درک مسئولیت خود نسبت به همکاران خود ؛ متعادل کردن آنچه شما به محل کار خود مدیون هستید با آنچه به خانواده خود مدیون هستید. تصمیم گیری در مورد اینکه آیا کار شما معنی دار است یا اینکه درگیر کار معنادار حتی مهم است. درک به چه روشی کار شما به رفاه دیگران کمک می کند یا مانع آن می شود.
با توجه به سؤالاتی از این دست ، ما را در پی رهبری زندگی اخلاقی و در عین حال ما را از اخلاقی بودن یا تقدیس نگه می دارد.
[ad_2]