05:26 - 2025/06/07

ضرر آموزش اختلال هویت جداکننده گمراه کننده آموزش

[ad_1] به عنوان یک روانشناس دارای مجوز و هم شخصی که دارای اختلال هویت جداکننده (DID) است ، من از هر دو طرف صندلی درمانی به سیستم بهداشت روان حرکت کرده ام. و من آمده ام تا یک حقیقت دشوار را بپذیرم: بیشتر آموزش های سنتی در همان افرادی که قص...

ضرر آموزش اختلال هویت جداکننده گمراه کننده آموزش

[ad_1]

به عنوان یک روانشناس دارای مجوز و هم شخصی که دارای اختلال هویت جداکننده (DID) است ، من از هر دو طرف صندلی درمانی به سیستم بهداشت روان حرکت کرده ام. و من آمده ام تا یک حقیقت دشوار را بپذیرم: بیشتر آموزش های سنتی در همان افرادی که قصد کمک به آنها را دارند ، شکست می خورند.

این آموزش ها ممکن است ریشه در کنجکاوی بالینی یا سخت گیری نظری داشته باشد ، اما اغلب در یک ماده اساسی فاقد آن هستند –بشریتبشر آنچه که به عنوان آموزش از بین می رود ، اغلب ، آموزش درمانگران برای ترس ، سوء تفسیر یا سرکوب قسمتهای ما که نیاز به ارتباط و دلسوزی دارند ، سرکوب می شود.

ما فقط مشتری هایی با علائم پیچیده نیستیم. ما مردم – سیستم های مختلف – زندگی کامل با دنیای عمیق داخلی ، که با تروما عمیق و طولانی شکل گرفته اند ، زندگی می کنیم. وقتی درمانگران نادرست هستند ، ما قیمت را پرداخت می کنیم.

1. به درمانگران ترسیده می شود ، نه تسلط

بسیاری از پزشکان ترک می کنند که آموزش ها را ترسیده اند: از ترس از “آسیب رساندن” ، ترس از اختلال در تنظیم ، ترس از اشتباه کردن آن. این ترس به سیستم DID که مشتری شما است منتقل می شود. درمانگران بیش از حد محتاط می شوند ، در صورت ظاهر شدن قسمت های جوانتر ، جلسات را خاموش می کنند ، یا به طور پیش فرض برای کنترل به جای اتصال.

آموزش مبتنی بر ترس منجر به درمان مبتنی بر ترس می شود. و سیستمهایی مانند من می توانند این احساس را در استخوان های ما داشته باشند. این ارتباط برقرار می کند که ما خطرناک ، ناپایدار یا غیرقابل اعتماد هستیم. اما آنچه ما بیشتر به آن احتیاج داریم این است ضعف– نه اجتناب.

2. سیستم ها به برنامه های درمانی خطی کاهش می یابد

“مدل فاز” به طور گسترده ای از درمان تروما (تثبیت → پردازش تروما → ادغام) به عنوان یک نقشه راه مرتب ارائه شده است. اما آیا سیستم ها در خطوط مستقیم بهبود نمی یابند. حلقه می کنیم ما در یکی از آنها با افکار ، نیازها و رفتارهای مختلف هستیم. ما مارپیچ هستیم و به پزشکانی احتیاج داریم که بتوانند برای همه ما فضای خود را حفظ کنند.

هنگامی که درمانگران به ساختار روابط می چسبند ، ما فرصت بهبودی واقعی را از دست می دهیم. بزرگترین پیشرفت هایی که من به عنوان مشتری تجربه کرده ام و به عنوان پزشک شاهد آن بوده ام ، از پیگیری مرحله ای ناشی نشده است-آنها از لحظات واقعی حضور ، اتصال و هماهنگی ناشی می شوند.

3. قطعات جوان به جای استقبال ، آسیب شناسی می شوند

من با درمانگرانی که جوانترین قسمت های من را در جلسه تعطیل کرده اند – قسمت هایی که با آسیب پذیری ، امید و نیاز به اتصال نشان داده اند ، کار کرده ام. آنها به جای درگیر شدن با مراقبت ، به نام “تثبیت” برکنار شدند.

من هنوز هم می توانم درد یک لحظه را احساس کنم: یک قسمت کوچک به وجود آمد ، فقط با ناراحتی و تغییر مسیر روبرو می شود. آن کودک سالها ناپدید شد. او یاد گرفت که حتی در درمان ، او خیلی زیاد بود. خیلی ترسناک خوش آمدید این همچنین بخش های دیگر سیستم من را که سعی در محافظت از او داشتند ، ناراحت کرد ، اما او را با این امید که برای پردازش ایمن باشد ، بیرون می آورد و او نبود.

آنچه برخی از آموزش ها مهار آن را می نامند ، سیستم ها به عنوان طرد تجربه می کنند. و آسیب خاموش بودن – دوباره – می تواند بخش هایی را که بیشتر آنها به بهبودی نیاز دارند ، دوباره جمع کند.

4. نظریه بالینی در اولویت بشریت زندگی می شود

من در آموزش های حرفه ای نشسته ام که سیستم ها به عنوان مطالعات موردی جدا شده اند ، قسمت های آنها به عنوان “ناسازگار” و تجربیات آنها با جدایی صحبت می شود. هنگامی که بازماندگان به عنوان مشکلاتی که به جای اینکه از آنها حمایت شوند ، مدیریت می شوند ، قاب بندی می شوند ، از بین می رود.

آموزش هایی که شامل تجربه زندگی شده اند – در پایان یک “داستان مشتری” در پایان – این مارک را کاملاً نشان می دهد. بازماندگان از تروما پیچیده نه تنها باید گنجانده شوند بلکه در نحوه آموزش پزشکان برای انجام این کار متمرکز شده اند.

5. پزشکان در حال آموزش “Spot Fake Ded” هستند. این یک مشکل است

شاید یکی از مضر ترین روندهای آموزش DID امروز ، تمرکز بر کشف “جعلی” باشد. این آموزش ها از درمانگران می خواهند که به دنبال نشانه هایی از بدخلقی ، عملکرد یا ناسازگاری باشند – به عنوان اگر افراد در حال استفاده از شرایطی باشند که دارای ننگ و رنج بسیار زیاد باشد.

بیایید واقعی باشیم: چه کسی 80 تا 250 دلار در هفته ، سال به سال پرداخت می کند تا جعلی انجام دهد؟

بدرفتاری واقعی DID ، از آنچه من می فهمم بسیار نادر است و وقتی اتفاق می افتد ، اغلب در تنظیمات پزشکی قانونی یافت می شود که در آن سود ثانویه مشخصی وجود دارد (به عنوان مثال ، اجتناب از حبس). این نگرانی نیست که درمانگران سرپایی به این باور منتهی شوند.

وقتی پزشکان با ظن به مشتریان خود نزدیک می شوند ، سیستم ها آن را خطر می کنند. و هنگامی که قطعات با شک بالینی روبرو می شوند ، قبل از شروع کار واقعی ، به شکستگی آن اعتماد می کنند.

6. حتی عزیزان ما اثرات موج دار آموزش ضعیف را احساس می کنند

به تازگی ، من در حال گوش دادن به یک وبینار آموزش مداوم در مورد تفکیک در حالی که همسرم – بزرگترین حمایت من و دلیل من – در کنار من در ماشین است. در عرض چند دقیقه ، هر دو احساس اضطراب کردیم. این آموزش سرد ، قطع و با لحنی تحویل داده شد که نشان می داد افرادی مانند ما بیشتر از شخص مشکل دارند.

تفکیک ضروری می خواند

ما بعد از آن صحبت کردیم که چقدر نگران کننده است این چیزی است که برای آموزش می گذرد. همسرم در بسیاری از سفرهای شفابخش من را دیده است. او شجاعت لازم را برای سیستم ها حتی به یک مطب درمانی می داند – خیلی کمتر صحبت می کند. این واقعیت که حتی او احساس می کرد چیزی بسیار اشتباه است ، آنچه را که من قبلاً می دانستم تأیید می کند: آموزش ها فقط مشتری های ناکام نیستند – آنها پزشکان را گمراه می کنند به طریقی که به خانه ها ، روابط ما و شفابخشی ما بازگو می کنند.

از کجا می رویم؟

ما از محوریت ترس متوقف می شویم و رابطه محور را شروع می کنیم.

ما از پروتکل های سفت و سخت به حضور پاسخگو تغییر می کنیم.

ما تلاش می کنیم تا سیستم ها را در مدل های درمانی قرار دهیم – و در عوض اجازه می دهیم مدل های ما در پاسخ به سیستم ها تکامل پیدا کنند.

از همه مهمتر ، ما شروع به گوش دادن به کسانی که تجربه زندگی دارند – نه به عنوان یک حسن نیت است ، بلکه به عنوان ضرورت بالینی.

من به عنوان یک روانشناس ، اهمیت ساختار ، اخلاق و برنامه ریزی درمانی را درک می کنم. اما من به عنوان یک بازمانده و سیستم ، همچنین می دانم که هیچ تکنیکی یا پروتکل نمی تواند جایگزین ایمنی رابطه ای شود. و هیچ نظریه ای نمی تواند آنچه را که قطع ارتباط شکسته است ، بهبود بخشد.

اگر واقعاً می خواهیم به سیستم ها کمک کنیم ، ابتدا باید آنچه را که به ما آموخته ایم ترسیم کنیم – و نحوه اتصال را دوباره زنده می کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان