09:01 - 2025/06/13

صرفه جویی در ازدواج های اجرایی | روانشناسی امروز

[ad_1] هنگامی که یک سازمان تجاری از یک مجریه متاهل استفاده می کند ، نه یک نفر بلکه دو نفر را درگیر کرده است: اجرایی و شریک رابطه وی. با این وجود نادر است که رهبران سازمانی روابط اجرایی را در نظر می گیرند ، حتی اگر شریک اجرایی به طور غیر م...

صرفه جویی در ازدواج های اجرایی | روانشناسی امروز

[ad_1]

هنگامی که یک سازمان تجاری از یک مجریه متاهل استفاده می کند ، نه یک نفر بلکه دو نفر را درگیر کرده است: اجرایی و شریک رابطه وی. با این وجود نادر است که رهبران سازمانی روابط اجرایی را در نظر می گیرند ، حتی اگر شریک اجرایی به طور غیر مستقیم بخشی از سازمان شود. در واقع ، این احتمال وجود دارد که هر دو شریک رابطه ای به کار رفته باشند ، که فشار و خواسته های مربوط به رابطه را افزایش می دهد.

عدم اقدامات برای محافظت از روابط زوج ، رویکردی کوتاه بین است. در واقع ، در تجربه من در طی سالها کار با زوج های اجرایی سطح بالا ، به نظر می رسد که روابط اجرایی به یک گونه در معرض خطر تبدیل می شوند. با این حال ، هنگامی که از آنها محافظت نمی شود ، هزینه خانواده ها و همچنین فرهنگ شرکت ها شیب دار است. در حقیقت ، به نظر می رسد که روابط و طلاق های مشکل دار بیشتر مدیران را از بین می برد تا شکست های تجاری.

در مورد مردان و زنانی که در دنیای شرکت ها و زندگی خانوادگی موفق هستند؟ آنها چه کاری انجام می دهند و از چه چیزی جلوگیری می کنند تا آن را عملی کنند؟ من با بسیاری از زوج های موفق صحبت کردم. از روشی که آنها به یکدیگر زمزمه می کنند ، هنوز دست را نگه می دارند و معاشقه می کنند ، مشخص است که آنها عمیقاً اهمیت می دهند. آنها عهد زندگی می کنند که یک رابطه صمیمی با یک حرفه پویا ناسازگار نیست. و آنها ما را به یاد یک درس مهم می اندازند: استرس اجتناب ناپذیر است. تلاش اختیاری است.

هلن اسمیت (نام مستعار) را که چند سال پیش با آنها ملاقات کردم در نظر بگیرید. او مدیرعامل یک شرکت است که تقریباً نیمی از میلیارد دلار در سال درآمد دارد. او هرگز به فکر تعطیلات بدون همسرش ، مهندس نخواهد بود. او بیشتر شبها را با او می گذراند و برخلاف بسیاری از همسالان پرقدرت خود ، موفق شده است از تله کار خودداری کند.

در ذهن او ، این امکان وجود دارد که همه اینها را داشته باشد ، نه ، نه همه ، بلکه تقریباً ، و “تقریبا” مهم است. از نظر خانم اسمیت ، انتظارات غیرواقعی بخشی از مشکل است. او در مورد چیزهایی که برای او یا همسرش مهم نیست ، امتیازاتی می کند و چشم به اولویت های خود دارد. در گفتگو با او و همسرش ، مایکل ، مشخص شد که آنها در چالش زوج دو درآمد ستاره هستند.

“آیا شما نکاتی برای زوج های اجرایی دو درآمد دیگر دارید؟” پرسیدم خانم اسمیت نه تنها از بحث در مورد این موضوع خوشحال شد ، بلکه او پنج زوج دیگر را نیز به بحث ما آورد ، که همه آنها در مشاغل دوگانه و مسئولیت پذیر بودند. این چیزی است که آنها باید بگویند:

  • نیازهای خود را در اولویت قرار دهید. به عنوان مثال ، در اوایل کار خود ، خانم اسمیت دیر با این مشاجره که او و شریک تجاری خود توانستند در موارد مهم خانوادگی بتوانند از این کار خارج شوند ، کار می کردند. او همچنین در مذاکره در مورد اشتراک زندگی در خانواده و والدین با همسرش مهارت یافته است. بله ، او اعتراف کرد ، او کارهای بیشتری انجام می دهد ، اما توزیع (ناهموار) برای او کار می کند – همانطور که در روابط زوج دیگر انجام شد.
  • نگهبان وقت خانواده. همه زوجین از نیاز به زمان خانواده آگاه بودند و در نتیجه با جلسات و وظایف غیر ضروری بسیار انتخابی بودند. “مایکل موقعیت سطح بالایی دارد ، و رویدادهای زیادی از وی خواسته می شود که در آن شرکت کند. من همچنین خواسته های” خارج از برنامه “را در زمان خود دارم. ما فقط به موارد لازم می روند. زندگی خانوادگی ما حتی به کسانی که” مطلوب “هستند ، اما غیر ضروری نیست ، و ما در صورت عدم حضور هر دو در تمام رویدادها تعظیم نمی کنیم.”
  • به منابع دسترسی. یکی دیگر از زنان ارائه داد: “زمانی بود که احساس می کردم باید خودم همه کارها را انجام دهم ، همانطور که مادرم انجام داد.” اما چیزهای زیادی وجود دارد که هیچ یک از ما نمی خواهیم انجام دهیم ، و نه وقت آن را نداریم – خواه تعمیر جزئی یا ساخت تخت. یا ما آن را خنثی می کنیم ، یا شخص دیگری این کار را می کنیم. در مورد رابطه ما ، ما نیز متخصصان را به ارمغان می آوریم. ما دو بار در سال دو بار به کارگاه های پیشرفته می رویم. “
  • تبدیل به یک استاد تغییر همه این زوج های موفق تشخیص می دهند که چه تغییراتی رخ خواهد داد ، چه در زندگی حرفه ای و چه در زندگی خانوادگی ، و عمداً مهارت هایی را برای دستیابی به موفقیت در جهت جدید به دست می آورند. به عنوان مثال ، یک زوج اظهار داشتند که وقتی پسرش به برخی از مشکلات عصبی مبتلا شد ، هر دو توسط کاردرمانی آموزش دیده بودند تا بتوانند در اجرای درمان وی سهیم باشند.
  • تصمیمات مربوط به خانواده را بگیرید. اگر کار و خانواده در یک دوره برخورد هستند ، خانواده را انتخاب کنید. همه زوج ها به نفع زندگی خانوادگی خود تصمیم می گیرند (به عنوان مثال ، یک زوج از عدم استفاده از موقعیت پرسود که نیاز به جابجایی قابل توجهی و عدم فرصت برای دیگری دارد ، یا موقعیتی که وسوسه انگیز بود اما ظاهراً بیش از حد خواستار بود) صحبت کردند.

فرار از تله کارگر

یک مسئله دیگر وجود داشت که می خواستم درباره این گروه بیشتر بشنوم. “آیا نکات خاصی برای اجتناب از تله کارگری وجود دارد؟”

آنها با ادعای من موافقت كردند كه درد عاطفی ناشی از كارآاهولیسم ، اصطلاح محبوب برای تلاش اجباری بیش از هر چیز دیگر ، باید مورد توجه قرار گیرد تا از آسیب های جبران ناپذیری جلوگیری شود. این تجربه من بوده است که Workaholics نیاز اجباری به تأیید و قدرت حاصل از دستیابی دارد. با گذشت زمان ، آنها با احساسات خود ارتباط خود را از دست می دهند.

دور زدن به دفاع از آهنین Workaholic ، مانند “من این کار را می کنم زیرا به شما اهمیت می دهم” ، کار کوچکی نیست. فهمیدم که حتی در این گروه با عملکرد خوب ، چندین نفر از آنها در حال بازیابی Workaholics بودند. از تجربه خودشان ، آنها پیشنهاد كردند كه علاوه بر نکات فوق ، جلوگیری از مبارزه با قدرت با یک کارگر بسیار مهم باشد. در عوض ، بر بیان نیازهای برآورده نشده خود تمرکز کنید و راهی برای پاسخگویی به آنها مذاکره کنید.

یک مرد خاطرنشان کرد: عصبانیت او گاهی او را به انتقاد از عادت های کاری همسرش سوق می دهد. اما او فهمید که او را دور می کند ، برعکس آنچه می خواست. او یاد گرفت که وقتی ناراحت شد نفس بکشد ، و بعد از اینکه آرام شد ، برای تغییرات مذاکره کرد. همه آنها طرفدار استراحت های کوتاه بودند ، مانند دور شدن از رایانه برای چند دقیقه یا پیاده روی خانوادگی در محله. یکی از مردان این گروه گفت: “حتی زمان های کوتاه مدت نیز به جلوگیری از” مارپیچ رو به پایین “از تنهایی کمک می کند.

روابط ضروری می خواند

در حالی که این نکات به ویژه برای ازدواج های اجرایی ارزشمند است ، به ویژه مواردی که با دو درآمد به چالش کشیده می شوند ، به یک معنا ، هیچ تفاوتی بین ازدواج های اجرایی و سایر موارد وجود ندارد.

تجربه من نشان می دهد که ازدواج های اجرایی در همان مراحل انجام می شود ، همه روابط طولانی مدت فقط سریعتر می روند: سطح بالای نزدیکی عاطفی برای حدود دو سال. افت شدید در صمیمیت به دلیل افزایش مسئولیت ها ، نوزادان و وام ها پس از سال پنج. و سرانجام ، کاهش حساسیت و محبت هنگام شروع به برخورد با استرس های سبک زندگی آنها.

در این مرحله آخر ، زوج های اجرایی ممکن است در کنار هم بمانند ، اما روابط آنها بی رنگ است. آنها اغلب با یکدیگر کمتر متفکر هستند. چیزهای کوچکی که در دو سال اول وجود داشت و مکرر بود. نسبت اظهارات مثبت به منفی نامطلوب می شود.

علاوه بر این ، روابط ، مانند سرمایه گذاری های تجاری ، پیشرفت و یا شکست دادن چیزهای کوچک ، چیزهایی که باعث نمی شود فیلم خوبی بسازند ، مانند گفتن لطفا و از شما متشکرم ، به شوخی های یکدیگر می خندید ، لمس می کنید و برای یکدیگر قرار می گیرند.

در اینجا لاغر است: به نظر می رسد که تعادل بین منفی و مثبت پویایی اصلی در پایه و اساس عاطفی هر رابطه است. به نظر می رسد نوعی ترموستات در ازدواج های سالم کار می کند که این تعادل را تنظیم می کند. به عنوان مثال ، هنگامی که شرکا تحقیر می شوند ، آن را با حرکات شفابخش زیادی تصحیح می کنند – نه لزوماً بلافاصله ، بلکه به زودی. آنچه من فهمیدم که واقعاً زوجین رضایت بخش را از کسانی که در بدبختی روابط عمیق جدا می شوند ، تعادل سالم بین احساسات و اعمال مثبت و منفی آنها نسبت به یکدیگر است.

این به این نتیجه می رسد: یک رابطه سالم نیاز دارد فعال نگرانی از طرف هر فرد برای رضایت و رشد دیگری.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان