18:22 - 2024/09/19

شکست در تکرار سمینال “اثر قربانی شناسایی شده”

[ad_1] این پست توسط Rajarshi Majumder, Ph.D. نوشته شده است. دانشجوی دانشگاه گرنوبل که رهبری تکرار مطالعه کلاسیک Kogut و Ritov (2005) را بر عهده داشت. در این پست مورد بحث قرار گرفته است. گیلاد فلدمن هماهنگ کننده پروژه بود، نویسنده مسئول مق...

شکست در تکرار سمینال “اثر قربانی شناسایی شده”

[ad_1]

این پست توسط Rajarshi Majumder, Ph.D. نوشته شده است. دانشجوی دانشگاه گرنوبل که رهبری تکرار مطالعه کلاسیک Kogut و Ritov (2005) را بر عهده داشت. در این پست مورد بحث قرار گرفته است. گیلاد فلدمن هماهنگ کننده پروژه بود، نویسنده مسئول مقاله مشترک است و این پست را برای روانشناسی امروز.

اثر قربانی شناسایی شده

تصور کنید با داستانی دلخراش در مورد دختر جوانی به نام یلنا روبرو شوید که با یک بیماری نادر و تهدید کننده زندگی دست و پنجه نرم می کند. با این حال، بدون حمایت مالی فوری برای جمع آوری مبلغ نجومی 500000 دلاری برای دارو، او با عواقب مرگباری روبرو خواهد شد. تصویر او توجه شما را به خود جلب می کند و همدلی با یلنا را برمی انگیزد، و همچنین میل شدیدی برای پاسخ به وضعیت اسفناک او با مشارکت در خیریه ای که از طرف او در حال جمع آوری کمک است.

حال، سناریوی متفاوتی را در نظر بگیرید: داستانی که به شرح وضعیت اسفناک کودکی مبتلا به همان بیماری نادر و تهدید کننده زندگی می‌پردازد و درخواستی برای کمک فوری مالی – البته بدون نام و تصویر آنها. تحقیقات قبلی نشان داد که سناریوی دوم همان واکنش عاطفی یلنا را برانگیخته نمی‌کند. این موضوع توسط یک پدیده کلاسیک به نام «اثر قربانی شناسایی شده» (Small & Loewenstein, 2003) به تصویر کشیده شده است، که معمولاً به افزایش تمایل برای کمک به قربانیانی اشاره دارد که هویت آنها واضح تر است، که با جزئیاتی مانند نام کوچک یا تصویر ارائه می شود. در مقایسه با قربانیان ناشناس

بازبینی تأثیر تکینگی بر اثر قربانی شناسایی شده

در یک مقاله بعدی، کوگوت و ریتوف (2005) یک شرایط مرزی و مکانیسم‌های زیربنایی اثر قربانی شناسایی شده را بررسی کردند و دریافتند که وقتی هدف مشارکت یک قربانی منفرد بود، تأثیر قوی‌تر بود تا زمانی که هدف یک گروه از قربانیان بود. قربانیان، هم برای تمایل به مشارکت و هم برای احساسات همدلانه. کوگوت و ریتوف (2005) استدلال کردند که دلیل آن این است که افراد از نظر روانی بی‌حس می‌شوند، توجه آنها تمرکز را از دست می‌دهد و با افزایش تعداد قربانیان در تلاش برای اجتناب از تجربه پریشانی عاطفی، همدلی آنها شدت می‌یابد.

لی و فیلی (2016) یک متاآنالیز از ادبیات مربوط به اثر قربانی شناسایی شده انجام دادند و شواهدی در حمایت از این اثر به دست آوردند.r = 0.05، که معمولا ضعیف در نظر گرفته می شود). مایر و همکاران (2023) آن متاآنالیز را با روش‌های به‌روزی که احتمال سوگیری انتشار را بررسی می‌کرد، مجدداً تحلیل کرد و به این نتیجه رسید که «شواهد متوسطی از سوگیری انتشار و شواهد قوی برای عدم وجود اثر قربانی شناسایی شده وجود دارد». مایر و همکاران (2023) همچنین یک تکرار ناموفق بیشتر را گزارش کرد که نتوانست حمایتی برای یافته های اصلی توسط اسمال و لوونشتاین (2003) پیدا کند، که از اولین کسانی بودند که اثر قربانی شناسایی شده را نشان دادند. در جستجوی ادبیات اخیر و تعاملمان با محققان در این حوزه، چندین تکرار ناموفق دیگر از این اثر را یافتیم.

این امر اهمیت انجام تکرارهای از پیش ثبت شده، قوی و مستقل از یافته های اصلی در روانشناسی را برجسته می کند، که انگیزه تکرار فعلی ما است.

یافته های کلیدی ما: تکرار ناموفق کوگوت و ریتوف (2005)

در Majumder et al. (2024)، اخیراً برای انتشار در مجله پذیرفته شده است قضاوت و تصمیم گیری، ما یک تکرار نزدیک انجام دادیم و با اضافه کردن یک دستکاری متعلق به گروه به عنوان یک تکرار مفهومی از یک مقاله متفاوت توسط Kogut و Ritov از سال 2007، تکرار را بیشتر گسترش دادیم. نتایج ما تا حد زیادی با نتایج اصلی ناسازگار بود. ما هیچ حمایتی برای تأثیرات یا تعاملات بین تکینگی و هویت پذیری بر تمایل به مشارکت، پریشانی یا همدلی به عنوان مجرد و گروهی از قربانیان که ناراحتی، همدلی و تمایل به مشارکت مشابه را برانگیختند، نیافتیم. این بدان معنی است که افراد شناسایی شده یا ناشناس، مجرد یا گروهی، تقریباً به همان اندازه اهدا کرده اند. با این حال، ما از تأثیر تعلق گروهی با تمایل کمتر برای مشارکت، ناراحتی و نگرانی همدلانه برای قربانیان شناسایی شده برون گروهی در مقایسه با قربانیان ناشناس، شناسایی شده و شناسایی شده درون گروهی، پشتیبانی پیدا کردیم.

من معتقدم که یافته های ما نشان دهنده تصمیم گیری گیج کننده است. با تعداد قربانیان بیشتر، ما انتظار داریم که احساسات شدیدتر و تمایل بیشتری برای مشارکت ایجاد شود، زیرا افراد بیشتری تحت تأثیر همان تراژدی هستند. تصمیمات مربوط به تخصیص منابع برای ارائه کمک به بحران های بشردوستانه تا حدی تحت تأثیر درک افراد از نیازهای قربانیان است. عدم وجود تفاوت در تخصیص منابع بین مجرد و گروهی از قربانیان گیج کننده است و چشم انداز متفاوتی از تصمیم گیری برای نوع دوستی و خیریه ارائه می دهد. اینطور نیست که شرکت‌کنندگان حداکثر مبلغ ممکن را، حتی اگر یک اهدای فرضی باشد، ارائه کرده‌اند، بلکه به نظر نمی‌رسد بسته به قابلیت شناسایی یا تکینگی، میزان اهدای اهدایی خود را اصلاح کنند. اگر این موضوع درست و قوی باشد، پیامدهای عملی برای بسیاری از جنبه‌های سیاست عمومی و کمپین‌های تبلیغاتی که توسط خیریه‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی، و دولت‌هایی که امیدوارند کمک مردم را جلب کنند، دارد.

سفر من در تکرار و علم باز

راجارشی ماجومدر

راجارشی ماجومدر

منبع: راجارشی مجومدر

من در سال 2022 به پروژه تکرار پیوستم، که قبلاً یک پایان نامه عالی بود که توسط Yik Long Tai در دانشگاه هنگ کنگ انجام شده بود. من از پروژه های تکرار قبلی انجام شده توسط گیلاد فلدمن و سرپرستم ایگنازیو زیانو آگاه بودم و شخصاً معتقد بودم که این پروژه های تکرار انبوه مهم هستند، زیرا آنها نه تنها شامل بازبینی و گسترش یک کار اساسی در علم تصمیم گیری با تأیید می شوند. (یا به چالش کشیدن) یافته های قبلی، اما همچنین درک این پدیده های روانی را گسترش می دهد. کار بر روی این پروژه یک فرصت آموزشی معنادار برای من در دوره دکتری مداوم بود. با آگاهی روزافزون از ارزش کار علمی باز و تکرارها، مسیر را طی می‌کردم. فرآیند بازنگری در قضاوت و تصمیم گیری، در حالی که خواستار بود، برای فرآیند یادگیری من بسیار مفید بود. همچنین می‌خواهم تأکید کنم که تجربه گسترده گیلاد و ایگنازیو در انتشار کارهای تکراری به من در طول فرآیند بازبینی کمک زیادی کرد. در نهایت، من فکر می‌کنم مهم است که اذعان کنیم که تلاش ناموفق ما برای تکرار یکی از پدیده‌های روان‌شناختی کلاسیک، ضرورت تکرار مستقل، قوی، از پیش ثبت‌شده و نزدیک را برجسته می‌کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان