چگونه با چالش ها برخورد می کنید؟
منبع: Marinka / $
با کریستوفر، یک مدیر کارکشته آشنا شوید که روال صبحگاهیاش لحن یک روز سخت را تعیین میکند. «قهوه قوی. صندوق ورودی من را چک کنید دیگری ایمیل از هال؟ بازش نکن جلسه هیئت مدیره ساعت 2؟ اوه، من مشتاقانه منتظر نیستم که” او به وسایل تمرینی که روی زمین نادیده گرفته شده نگاه می کند. “زمانی برای آن نیست.” یک جرعه دیگر قهوه و یک اظهار نظر تند به دستیارش نشان دهنده استرس مارپیچ اوست. غیبت افزایش می یابد و رشد شرکت متوقف می شود.
در مقایسه با سوزان، مدیر عاملی پویا که در شهر در حال رونق است و چای سبز مینوشد. او مشتاقانه جلسات آینده خود را پیش بینی می کند. بیایید ببینیم منابع انسانی در مورد آن مشکلات بیمه ای چه می گوید. ما با آنها مقابله خواهیم کرد. بعدازظهر من شلوغ به نظر میرسد، اما لحظهای را برای شارژ سریع اختصاص میدهم – از تمام تلاشهایی که دستیارم برای تغییر برنامهام انجام میدهد قدردانی میکنم.» پیش بینی خوش بینانه سه ماهه صفحه کامپیوتر او را روشن می کند.
هر تیک ساعت فشار ناخواسته را برای کریستوفر تشدید می کند در حالی که سوزان از چالش های پیش روی خود استقبال می کند. یکی در شبکه ای از استرس گرفتار شده است، در حالی که دیگری با مهربانی و انعطاف پذیری روز خود را می رقصد.
“استرس” چیست؟
اکثر مردم به اشتباه «استرس» را صرفاً با رویدادها یکی میدانند: تعاملات کوتاه، برنامههای شلوغ، و سایههای طولانی کاهش سود. اما استرس، در حقیقت، این است نه لیست چالش های روزانه؛ این نتیجه نحوه مواجهه ما با آن چالش هاست.
به بیان ساده، استرس مربوط به خود رویدادها نیست. این در مورد واکنش ما به آن وقایع است. وقتی با چالشی ناخوشایند روبرو می شویم، ذهن ما ممکن است رشته ای آشنا از افکار را به ذهن متبادر کند: «من این را دوست ندارم. چیزی اشتباه است. چرا همه چیز نمی تواند تغییر کند؟» این ناتوانی در پذیرفتن لحظه به همان شکلی که هست – این نقطه اصلی استرس است. هر زمان که برای شاد بودن باید چیزی تغییر کند، زندگی را پر استرس می کنید.
پاسخ های متضاد سوزان و کریستوفر بر این نکته تأکید می کند. در حالی که سوزان چالشهای خود را فرصتهایی برای رشد میداند، کریستوفر از چالشهای او دوری میکند.
چگونه یک مدیر عامل موفق با چالش ها کنار می آید؟
پس از 40 سال به عنوان یک مربی اجرایی، من به طور مداوم مشاهده کرده ام که موفق ترین مدیران عامل کسانی هستند که قبول کنید چالش ها توجه: “پذیرفتن” به معنای دوست داشتن یا دوست داشتن موقعیت نیست، بلکه به معنای دریافت هر چالشی است که پیش می آید. همانطور که هست وقتی آرزو میکنید که شرایط (فرد چالشبرانگیز، برنامههای سخت، کاهش سود) متفاوت باشد، در مقابل چالشهایی که باید از آن عبور کنید، دست و پنجه نرم میکنید.
چگونه قبول چالش مرحله بعدی است. من به مدیران اجرایی (و هر کسی که در محیطی پراسترس-از جراحان اورژانس گرفته تا آزمایشکنندگان پرمخاطره قرار دارد) آموزش میدهم تا در مواجهه با هر چالشی آرام، مطمئن و متمرکز باشند.
یک مدفوع سه پایه محکم را تصور کنید: یک پا نشان دهنده بدن شما، دیگری برای ذهن و سومی روح شما. سالها تحقیق عملکرد به ما آموخته است که موقعیت بهینه برای اوج عملکرد از طریق این سه گانه به دست می آید.
مدل برای عملکرد بهینه
منبع: بن برنشتاین
“موفقیت” برای مدیر عامل موفق چه معنایی دارد؟
بسیاری موفقیت را با ثروت، موقعیت و قدرت یکی می دانند. اما اینها چیزهای زودگذری هستند: شما می توانید یک روز ثروتمند کثیف باشید و روز بعد آن را از دست بدهید. در عوض، تعریف پایدارتری از موفقیت را در نظر بگیرید: سفر به سمت تبدیل شدن به بهترین نسخه از خود این یک تلاش مادام العمر است که روز به روز با ثروت و موقعیت به عنوان محصولات جانبی یک هدف بزرگتر ساخته می شود.
برای یک مدیر موفق، این به معنای تحقق درمای خود به عنوان مدیر عامل است. کلمه “دارما” از ریشه سانسکریت “dhṛ” (धृ) گرفته شده است که به معنای “نگه داشتن”، “حمایت کردن” یا “حفظ کردن” است. برای اهداف ما، این به معنای “آن چیزی است که حفظ می کند.” مدیران عامل موفق اقداماتی را انجام می دهند که نه تنها خودشان، بلکه تیم ها و سازمان هایشان را نیز حفظ می کنند
مدیر عامل چه تاثیری بر شرکت می گذارد؟
سالها پیش، در کارم با مدیران، این را کشف کردم: شخصیت، نقاط قوت و ضعف مدیر عامل، خود را در هر سطحی از شرکت نشان می دهد. به دو داستان بالای این پست نگاه کنید: بی حوصلگی و حواس پرتی کریستوفر به تیم و تجارت او نفوذ می کند و باعث ناراحتی و رکود می شود. در مقابل، رهبری آرام و مطمئن سوزان، فرهنگ همکاری متمرکز و ارزش ایجاد میکند و مشارکتهای فردی را به یک داستان موفقیت جمعی تبدیل میکند.
یک مربی یک بار سوال مهمی را مطرح کرد: “آیا شما در دنیای “من” زندگی می کنید یا “ما”؟ زندگی در دنیای «من» به این معناست که ابتدا نیازهای خود را در نظر بگیرید. در دنیای «من»، منافع شخصی حاکم است. در دنیای “ما”، جامعه شکوفا می شود. مدیر عامل موفق دیدگاه «ما» را پرورش میدهد و مشارکت بینظیر هر فرد را میشناسد – از دستورالعملهای استراتژیک هدایتکننده اجرایی گرفته تا نگهبانی که فضای کاری تمیز را حفظ میکند.
مهمتر از همه، مدیر عامل موفق میداند که نقش آنها صرفاً رهبری نیست، بلکه پرورش جامعهای پر رونق است که به همکاری بیش از رقابت اهمیت میدهد. این رویکرد فرهنگ حل مسئله را به جای سرزنش تشویق میکند و محیطی را ایجاد میکند که در آن همه احساس قدرت میکنند تا بهترین کمک خود را انجام دهند.
در این فضای همکاری، آرامش تمرین شده، اعتماد به نفس و تمرکز مدیر عامل می تواند الگویی برای کل سازمان شود. این مسری است: تیم های آنها الهام گرفته شده اند تا همین کار را انجام دهند. سوزان، به عنوان نمونه، محل کاری ایجاد کرده است که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، انرژی و آمادگی برای مقابله با موانع را دارند.
در نهایت، داستان کریستوفر و سوزان حقیقتی محوری را در رهبری شرکت نشان میدهد: اینکه ما چگونه به استرس واکنش نشان میدهیم نه تنها بر رفاه شخصی، بلکه بر سلامت کل سازمان ما تأثیر میگذارد. با پذیرش چالشها با پذیرش و پرورش فرهنگ سالم بدن، ذهن، روح و همکاری، نه تنها میتوانیم چرخه استرس را بشکنیم، بلکه راه را برای موفقیت پایدار هم بهعنوان فرد و هم بهعنوان رهبر هموار میکنیم.
در دنیای کسب و کار، این فقط در مورد نتیجه نهایی نیست. این در مورد پرورش میراثی است که در آن همه اعضای تیم شکوفا می شوند. اجازه دهید این داستانها به ما یادآوری کنند که جوهر رهبری در توانایی ما برای گذر از چالشهای زندگی با مهربانی، تبدیل استرس به قدرت و فرصتهای رشد نهفته است.