هنگامی که من با کسی کار می کنم که OCD در زمینه قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از پاسخ (ERP) ، درمان مبتنی بر شواهد برای OCD داشته باشد ، من با کمک به آنها در تغییر رابطه خود با اضطراب شروع می کنم.
هیچ کس اضطراب را دوست ندارد. و OCD از آن علیه ما استفاده می کند.
هیچ کس اضطراب را دوست ندارد. این یک محصول جانبی پاسخ مبارزه یا پرواز است و نشان می دهد که ما در معرض خطر هستیم. در نتیجه ، ما هر کاری که می توانیم انجام دهیم تا از این احساس دور شویم.
با این حال ، OCD از آن غریزه به نفع خود استفاده می کند. در اینجا نحوه عملکرد آن آورده شده است:
- ما یک فکر مزاحم داریم ، مانند “اگر من به طور تصادفی شام خانواده ام را مسموم کنم؟”
- OCD به این فکر مزاحم واکنش نشان می دهد: “چرا من این فکر را کردم؟ آیا این بدان معنی است که من می خواهم این اتفاق بیفتد؟ آیا می خواهم این اتفاق بیفتد؟ آیا من از داشتن این فکر در وهله اول بد هستم؟”
- واکنش OCD ما را مضطرب می کند ، که بسیار ناراحت کننده است.
- بنابراین ، پس ما اجبار پرتاب شام و سفارش مصرف را انجام می دهیم زیرا این اجبار باعث افزایش اضطراب می شود. نه به طور دائم و نه به طور کامل ، بلکه به اندازه کافی به گونه ای است که ما انگیزه داریم که مجبور به انجام اجبار و کاهش اضطراب شویم وقتی دوباره یک فکر مزاحم بوجود می آید.
تمایل به اضطراب قدرت را از OCD به ما منتقل می کند.
تلاش برای دور شدن از اضطراب ، ما را در چرخه OCD گیر می کند. بنابراین من به مشتری های خود پیشنهاد می کنم که ما با روشی متفاوت از تفکر متفاوت کار می کنیم: چگونه می خواهیم اضطراب خود را بخواهیم؟
“چی؟” آنها می گویند “شما می خواهید من اضطراب خود را بخواهم؟”
بله OCD از این واقعیت که انسان می خواهد از اضطراب دور شود ، قدرت خود را به دست می آورد. اما اضطراب فقط یک دسته از احساسات مختلف جسمی مانند کف دست عرق ، تنگی نفس و معده است که ما به عنوان “بد” تعبیر می کنیم. ما این کار را انجام می دهیم زیرا به نظر نمی رسد آنها علت خاصی غیر از نشان دادن خطر دارند.
با این حال ، ما می توانیم آن احساسات را متفاوت تفسیر کنیم ، مانند این که با گفتن اینكه “این فرصتی است برای من است كه با ترس هایم روبرو شوم و به عمد مضطرب باشم تا بتوانم زندگی خود را پس بگیرم.” این تفسیر جدید به ما کمک می کند تا با حرکت به سمت اضطراب ، به سمت آنچه می خواهیم – یادآوری زندگی خود کنیم – برویم. با انجام این کار ، ما آن قدرتی را که OCD داشت ، می گیریم و آن را خودمان می کنیم.
“اما این فقط جعلی است ، درست است؟” مشتری من خواهد گفت. “ما این کار را فقط برای درمان احمقانه انجام می دهیم؟”
تمایل به اضطراب جعلی نیست – اینطور است که ما آنچه را که می خواهیم دنبال می کنیم.
نه ، جعلی نیست. این بسیار است که ما هر روز زندگی خود را زندگی می کنیم.
اگر همه کارهایی را که انجام می دهیم در نظر بگیریم که به زندگی خود معنا می بخشد – آموزش و پرورش ، مصاحبه برای یک شغل جدید ، دوست یابی و جستجوی یک شریک زندگی ، دوست داشتن دوستان جدید ، ازدواج ، فرزند داشتن ، انتخاب محل زندگی و غیره – همه این موارد شامل برخی از اضطراب است. اما ما به هر حال آنها را انجام می دهیم! ما بر آنچه می خواهیم – آموزش یا شریک زندگی یا ارتقاء یا کودک – تمرکز می کنیم و حتی اگر مضطرب باشیم به سمت آن هدف حرکت می کنیم. بعضی اوقات ، ما حتی در مورد اضطراب فکر نمی کنیم زیرا انتظار داریم و می دانیم که در نهایت می گذرد.
ما معنا می خواهیم و می دانیم که برای به دست آوردن آن ، ما می خواهیم اضطراب را تجربه کنیم و ما مایل به انجام این کار هستیم تا این معنی را ایجاد کنیم. در حالی که ممکن است ما آن را تشخیص ندهیم ، ما اضطراب می خواهیم زیرا این نشانگر این است که ما در زندگی خود چیزی با ارزش یا اهمیت دنبال می کنیم.
همانطور که در یک پست قبلی در مورد آن نوشتم ، به نقل قول بینش بین المللی TED TED دکتر سوزان دیوید می رسد: “ناراحتی قیمت پذیرش در یک زندگی معنی دار است.”
بنابراین بله ، من می خواهم شما اضطراب خود را بخواهید! از آنجا که من می خواهم شما و همه ما زندگی معنادار داشته باشیم.
برای اعلان های پست های وبلاگ جدید و همچنین نکات و منابع OCD-Taming ، برای من ثبت نام کنید شانه های برگشت! خبرنامه