منبع: دارالترجمه ترنسلی / Unsplash
سلامت روان و اعتیاد اغلب رابطهای درهم و برهم دارند که هر یک از آنها تغذیه میکنند و به دیگری دامن میزنند. در واقع، تخمین زده میشود که نزدیک به 38 درصد از بزرگسالان مبتلا به اختلالات مصرف مواد با چالشهای سلامت روان نیز دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که 18 درصد از بزرگسالانی که با بیماری روانی مواجه هستند، مشکلات مصرف مواد را تجربه میکنند. اما اینها فقط آمار نیستند. آنها نمایانگر افرادی هستند که با بیش از یک مانع در مسیر بهبودی دست و پنجه نرم می کنند.
چرا باید این مهم باشد؟ از آنجا که بهبود موفقیت آمیز اعتیاد فقط به غلبه بر مصرف مواد نیست، بلکه در مورد مقابله با چالش های عاطفی و روانی است که باعث آن می شود. با شناخت پیوند قوی بین سلامت روان و اعتیاد، میتوانیم رویکردهای درمانی ایجاد کنیم که تغییراتی پایدار را ارائه میدهند، نه فقط راهحلهای موقتی.
سلامت روان و بهبودی اعتیاد دقیقاً چگونه دست به دست هم می دهند؟ برای کشف این موضوع، با دکتر جیمز فلاورز، یکی از بنیانگذاران موسسه بهداشت جی. فلاورز و یک مبتکر پیشرو در سلامت و مدافع سلامتی کل نگر، مصاحبه کردم تا بینش تخصصی او را به دست بیاورم.
1. مسیرهای عصبی زیستی مشترک
یکی از جنبه های مهم سلامت روان و اعتیاد این است که اغلب بر همان نواحی مغز تأثیر می گذارند. به عنوان مثال، کارشناسان نشان میدهند که مواد شیمیایی موجود در مغز مانند دوپامین و سروتونین که به تنظیم خلق و خو و احساسات ما کمک میکنند، میتوانند هم بر مشکلات سلامت روان و هم بر اعتیاد تأثیر بگذارند. هنگامی که این مواد شیمیایی نامتعادل می شوند، می توانند نحوه پردازش پاداش را در مغز تغییر دهند و احتمال ابتلا به اعتیاد را افزایش دهند.
تحقیقات نشان می دهد که اختلالات در این مسیرهای مغزی می تواند منجر به چالش های سلامت روان و اعتیاد شود. همانطور که ما دانش بیشتری در مورد نحوه عملکرد مغز به دست آورده ایم، پزشکان و متخصصان توانسته اند برنامه های درمانی موثرتری ایجاد کنند. این شامل پیشگیری از اعتیاد با پرداختن به عواملی است که می تواند در زندگی فرد تغییر کند و استفاده از داروها برای حمایت از بهبودی.
با درک اینکه چگونه مغز بر سلامت روان و اعتیاد تأثیر می گذارد، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی می توانند درمانی را ارائه دهند که برای هر فرد شخصی تر و مؤثرتر باشد.
2. اهمیت تشخیص دوگانه
تشخیص دوگانه – یا اختلالات سلامت روان و مصرف مواد همزمان – در بین بزرگسالان در ایالات متحده نسبتاً رایج است. از آنجایی که اختلالات همزمان بسیار گسترده هستند، واضح است که هر دو موضوع باید در اولویت قرار گیرند تا از اقدامات موثر بهبودی اعتیاد اطمینان حاصل شود.
همانطور که فلاورز در یک گفتگوی اخیر توضیح داد، «رویکرد جامع نگر برای پرداختن مؤثر به اعتیاد و مسائل سلامت روان به طور همزمان ضروری است. با تمرکز بر سلامت روانی افراد در کنار نیازهای بهبودی اعتیاد، میتوانیم خطر عود را به میزان قابل توجهی کاهش دهیم. افزایش سلامت روان کلی برای مقابله با عوامل زمینهای که اغلب در وهله اول به سوء مصرف مواد کمک میکنند، بسیار مهم است.»
3. تأثیر تروما بر بهبودی
درک رابطه بین تروما، اختلالات سلامت روان و اعتیاد یکی دیگر از عوامل کلیدی برای تضمین نتایج بهتر بیمار است. به عنوان مثال، مؤسسه ملی سوء مصرف مواد خاطرنشان می کند که تجربیات آسیب زا مانند خشونت، درگیری خانوادگی و سوء استفاده با خطر بیشتر اختلالات مصرف مواد مرتبط است. این امر به ویژه در میان کودکان و نوجوانانی که تروما را تجربه می کنند و همچنین افرادی که با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تشخیص داده شده اند شایع است.
تروما می تواند مغز را به گونه ای تغییر دهد که افراد را نسبت به رویدادهای استرس زا حساس تر کند و توانایی مقابله با استرس های روزمره را کاهش دهد. این اغلب منجر به راهبردهای مقابله ای ناسازگار، از جمله مصرف مواد می شود.
برای ارتقای سلامت روان و بهبودی اعتیاد، متخصصان مراقبت های بهداشتی باید محیطی امن و حمایتی برای بهبودی فراهم کنند. متخصصان مراقبت های بهداشتی با پذیرش آسیب های گذشته فرد، ارائه تأثیرات محیطی سالم و کمک به توسعه راهبردهای مقابله ای سالم، می توانند نتایج سلامت روان را به گونه ای بهبود بخشند که خطر سوء مصرف مواد را کاهش دهد.
4. نقش ذهن آگاهی و رفتار درمانی
با درک رابطه بین سلامت روان و بهبودی اعتیاد، یک جنبش رو به رشد به شناخت درمان شناختی رفتاری (CBT) و مداخلات ذهن آگاهی به عنوان عناصر مهم یک رویکرد درمان کل نگر رسیده است.
همانطور که فلاورز خاطرنشان می کند، «مداخله های CBT و ذهن آگاهی برای کمک به افراد در ایجاد استراتژی های مقابله ای سالم، شناسایی محرک هایی که در رفتارهای اعتیادآور آنها نقش دارند و یاد می گیرند که چگونه استرس و محرک های خود را به روش های سالم مدیریت کنند، طراحی شده اند. کمک به افراد برای اعمال تغییرات رفتاری مثبت برای آنها ضروری است تا عادات سالمی ایجاد کنند که منجر به تغییر پایدار می شود.
تحقیقات نشان داده است که رفتار درمانی زمانی که به تنهایی و همراه با راه حل های درمانی دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، راه حل موثری برای بهبود اعتیاد است. CBT و درمان ذهن آگاهی که هم به مصرف مواد و هم به نگرانی های سلامت روان می پردازد، نتایج را در کل بهبود می بخشد.
5. قدرت حمایت اجتماعی
در نهایت، متخصصان مراقبت های بهداشتی نباید نقشی را که حمایت اجتماعی در بهبود اعتیاد و سلامت روان ایفا می کند نادیده بگیرند. در حالی که یک متخصص مراقبت های بهداشتی مطمئناً بخشی از حمایت اجتماعی است که فردی که با این مسائل دست و پنجه نرم می کند به آن نیاز دارد، آنها اغلب به تنهایی کافی نیستند.
حمایت اجتماعی به طور مداوم بر روی انطباق با برنامههای درمان اعتیاد تأثیر مثبت میگذارد و همچنین بر سطوح استرس و بهزیستی ذهنی تأثیر میگذارد. حمایت ممکن است به شکل گروه های حمایتی، خانواده و برنامه های بازیابی همتایان باشد.
حمایت عاطفی معنادار باعث ایجاد رفتارهای سالم می شود. در بسیاری از موارد، روابط جدیدی که به عنوان بخشی از این فرآیند ایجاد میشود، میتواند به افراد در حال بهبودی کمک کند تا به دلیل استانداردهای اجتماعی کسانی که حمایت میکنند، تمایل کمتری به شرکت در رفتارهای ناسالم داشته باشند.
البته، چنین تأثیرگذاران باید واقعاً مثبت و حامی باشند، زیرا ارتباطات اجتماعی که به افراد مبتلا به سلامت روان و چالشهای اعتیاد انگ میزند، میتواند بیش از آنکه مفید باشد، ضرر داشته باشد.
خط پایین
همانطور که این اصول آشکار میکنند، سلامت روان و بهبودی اعتیاد رابطهای پیچیده و در عین حال تنگاتنگ دارند. هنگامی که متخصصان مراقبت های بهداشتی از روابط بین سلامت روان و اعتیاد آگاه باشند و راه حل های درمانی یکپارچه را اتخاذ کنند، می توانند به نتایج موثرتری دست یابند. با پرداختن به چالشهای سلامت روان و اعتیاد، افراد میتوانند سطح کامل حمایتی را که برای اطمینان از بهبودی پایدار نیاز دارند، دریافت کنند.
© 2024 Ryan C. Warner, Ph.D.