06:15 - 2024/10/19

شرم مزمن: بزرگترین مشکلی که نمی دانستید دارید

[ad_1] شما به اندازه اسرار خود بیمار هستید. این یکی از گفته های مورد علاقه من از الکلی های گمنام است. وقتی آن جمله را می شنوید، آیا به روش خاصی برخورد می کند؟ آیا این باعث می شود به چیزی فکر کنید که در تمام زندگی خود پنهان کرده اید؟ راه د...

شرم مزمن: بزرگترین مشکلی که نمی دانستید دارید

[ad_1]

شما به اندازه اسرار خود بیمار هستید.

این یکی از گفته های مورد علاقه من از الکلی های گمنام است. وقتی آن جمله را می شنوید، آیا به روش خاصی برخورد می کند؟ آیا این باعث می شود به چیزی فکر کنید که در تمام زندگی خود پنهان کرده اید؟ راه دیگر برای درک این راز از طریق لنز است مزمن یا سمی شرم.

اگر شرم در زندگی شما وجود داشته باشد، به احتمال زیاد به مشکلات اضطراب یا افسردگی مبتلا خواهید شد. یا، به بیان دیگر: اگر مشکلات افسردگی یا اضطراب دارید، به احتمال زیاد شرم ناپذیری دارید (کامرر، 2019).

برای برخی، ممکن است یک رویداد واقعی وجود داشته باشد، یک آسیب، که شما همیشه در پذیرش آن مشکل داشته اید و بنابراین از آن جدا شده اید. اما برای دیگران، ممکن است موضوع پنهان کردن باورهای منفی شما در مورد خودتان باشد، که همیشه آنها را به همراه داشته‌اید… اما به نوعی آن را از ذهن خود دور کرده‌اید.
جینا* وارد درمان می شود و می گوید که با افسردگی مواجه است که درمان آن سخت است. یک روز او اشاره می کند که از قرار ملاقات منصرف شده است. من فقط دیگر انرژی آن را ندارم، وقتی با کسی بیرون می روم خیلی خسته کننده است. شاید این فقط برای من نیست،” او به من می گوید. اما او همچنان احساس افسردگی و تنهایی می کند. او در واقع می خواهد با کسی ملاقات کند. معلوم می‌شود که با کمی کاوش، او اعتقاد عمیقی دارد: «من دوست‌داشتنی نیستم». او هرگز این موضوع را با این کلمات ساده به زبان نیاورده است، اما اکنون به او ضربه می زند که در تمام زندگی خود را اینگونه دیده است.

این شرم آور است.

در یک جلسه با فرانکی، آنها به من می گویند: «من نمی توانم تصمیم بگیرم. دوم اینکه خودم حدس می زنم، شریک زندگی من مدام از من می پرسد “مطمئنی؟” احساس می‌کنم نمی‌توانم یک شریک خوب یا یک والدین خوب باشم.» از دوران کودکی، فرانکی معتقد بود که آنها به اندازه کافی خوب نیستند. هر موفقیتی اتفاقی است. کفش دیگر می افتد، آنها پیدا می شوند و برای شکستی که واقعا هستند دیده می شوند.

این شرم آور است.

شرم این است که مطمئن شوید که شما ناقص هستید. که شما یک مشکل هستید، یک بار. این احساسی است که شما همیشه در حال شکست هستید، یا به ناچار شکست خواهید خورد. این احساسی است که شما «رد شدنی» هستید یا اینکه همه شما را رها کنند فقط مسئله زمان است. شرم یعنی باور داشته باشی که حتی سزاوار رها شدن هستی. شما نامرئی هستید و اگر همینطور بمانید برای همه بهتر است.

شرم مزمن از کجا می آید؟

جانینا فیشر درک تکاملی بسیار ساده ای از منشاء شرم ارائه می دهد: این یک پاسخ بقا است که در مغز کودک در زمانی ایجاد می شود که کودک می تواند راه برود زیرا “به محض اینکه آنها این توانایی را برای کاوش دارند، می توانند خود را به خطر بیندازند.” (فیشر). بنابراین شرم یک واکنش شدید بقا است که نقشی غریزی مانند مبارزه/فرار/انجماد/تسلیم/اتصال دارد. کودکی را تصور کنید که به سمت یک خیابان شلوغ راه می‌رود و مادرش برای نجات آنها صدایش را بلند می‌کند. کودک ممکن است با هشدار و شرم واکنش نشان دهد که یک احساس منفی شدید است و او را مجبور می کند خیابان های شلوغ را با احساسات بد مرتبط کند. این یک واکنش محافظتی است.

اما نوع شدیدتر تجربه که منجر به شرم مزمن نتیجه انباشته شدن رویدادهای شرم آور است که از سوی مراقب یا والدین در یک دوره زمانی طولانی به وجود می آید. این رویدادهای شرم آور مداوم محیط و همچنین ادراک اصلی کودک از خود را شکل می دهد. محیط هایی مانند این توسط والدین یا مراقبانی ایجاد می شود که به طور مداوم تنبیه، طرد، سرزنش، خودداری یا غفلت می کنند.

بزرگ شدن با شرم مداوم باعث می شود در برابر یک محرک شرم آسیب پذیر باشید. تجارب زیادی باعث ایجاد این احساس می‌شود که می‌خواهید در خودتان جمع شوید، ناپدید شوید، نامرئی شوید، خم شوید و بمیرید. این احساسی است که همه نگاه ها به شماست. یک نورافکن وجود دارد که شما را ذوب می کند.

تمام این حرکات مغز شما به شما می‌گوید کوچک‌تر شوید، از دیدتان دور شوید.

مغز شما سعی می کند با ناپدید شدن از دید و آسیب بیشتر از شما محافظت کند. این یک است پاسخ تروما، به حدی که فیشر آن را در مجموعه واکنش های حالت بقا (فیشر) قرار می دهد:

  • مبارزه کن
  • پرواز
  • فریز کنید
  • شرمنده/تسلیم
  • گریه برای کمک / پیوست

دو راه برای رهایی از شرم مزمن

تصور کنید با دوستی بزرگ می شوید که همیشه به او اعتماد کرده اید، او همیشه در کنار شما بوده و همیشه از شما محافظت کرده است. این چنین است که واکنش شرم آور در مغز شما احساس می شود. به نظر می رسد یک پاسخ حالت بقا است که به طور غریزی وجود دارد تا از شما محافظت کند. و شما باید یاد بگیرید که چگونه به مغز خود بگویید: “موضوع این است که، در واقع، این دوست برای شما مفید نیست. باعث درد، بدبختی، و اجتناب بسیار می شود، و ما سعی می کنیم به همه اجازه دهیم. که برو!” بنابراین اولین نکته ای که باید به خاطر بسپارید این است که شرم در اصل محافظ بود.

برای یافتن آرامش، باید از دو جهت به آن نزدیک شویم: از بالا به پایین و از پایین به بالا:

  1. صحبت با خود (از بالا به پایین) در مورد تغییر فیلمنامه در ذهن شما با خود صحبتی دلسوزانه و محدود کننده است. هر روز چند دقیقه را برای چک کردن خود اختصاص دهید. شما متوجه مفروضات خودانتقادی منسجم در مورد خودتان خواهید شد. یک لحظه با آنها با دیدگاهی واقع بینانه و مثبت صحبت کنید. اگر با صدای بلند آن را امتحان کنید این کار بسیار موثر است. (در اینجا درباره خودگویی بیشتر بیاموزید.)
  2. تغییر وضعیت بدن (از پایین به بالا) کمک می کند از بدن خود برای ارسال پیامی به مغزتان برای توقف احساس شرم استفاده کنید. دفعه بعد که احساس شرم کردید، به واکنش بدن خود توجه کنید. آیا شروع به پیچ خوردن به سمت داخل می کند؟ آیا نگاهت را به سمت پایین می گردانی یا خمیده ای؟ به خود یادآوری کنید که ستون فقرات خود را صاف کنید، قفسه سینه خود را به سمت بیرون باز کنید، نفس عمیق بکشید، به اطراف خود نگاه کنید و بدن خود را گشادتر تصور کنید. (در مورد درمان حسی حرکتی اینجا بیشتر بدانید.)

البته، تکنیک‌های بالا نیاز به تمرین دارند و می‌توانند کمک کنند، اما اگر با شرم مزمن دست و پنجه نرم می‌کنید، به احتمال زیاد پیشرفت بیشتری را با یک درمانگر خواهید دید. بهترین کار این است که شخص دیگری برای غلبه بر شرم به شما کمک کند.

*این نمونه های موردی ترکیبات تخیلی هستند. من هرگز به طور عمومی در مورد مشتریان خاص نمی نویسم.

برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان