09:26 - 2025/03/07

شجاعت ، میهن پرستی و شجاعت در دو فیلم مهم

[ad_1] فیلم ها همه در جبهه غربی ساکت هستند وت دیتریش بونوفر: کشیش ، قاتل جاسوسی (2024) در نیمه اول قرن بیستم از وقایع تاریخی الهام بگیرید. ناسیونالیسم کور ، یک شکل افراطی میهن پرستی ، در هر دو نقش مهمی دارد. همه در جبهه غربی ساکت هستند مب...

شجاعت ، میهن پرستی و شجاعت در دو فیلم مهم

[ad_1]

فیلم ها همه در جبهه غربی ساکت هستند وت دیتریش بونوفر: کشیش ، قاتل جاسوسی (2024) در نیمه اول قرن بیستم از وقایع تاریخی الهام بگیرید. ناسیونالیسم کور ، یک شکل افراطی میهن پرستی ، در هر دو نقش مهمی دارد.

همه در جبهه غربی ساکت هستند مبتنی بر رمان پرفروش اریش ماریا ریمارک است که در سال 1929 منتشر شده است. این کتاب در درجه اول نشان دهنده تجربیات Remarque به عنوان یک سرباز در ارتش آلمان است. نسخه اصلی فیلم از همه در جبهه غربی ساکت هستند در سال 1930 در ایالات متحده آزاد شد و چهار جایزه اسکار را به دست آورد. نسخه دیگری در سال 1987 منتشر شد.

دیتریش بونوفر موضوع کتابها ، فیلم ها و مستندهای بی شماری بوده است. این فیلم 2024 به دلیل نادرستی های آن ، به ویژه تصویر صریح آن از وی به عنوان یک قاتل مورد انتقاد قرار گرفته است. این بیان نادرست دلالت بر این دارد که بونوفر در تلاش واقعی ترور در سال 1944 در هیتلر شرکت کرد ، اگرچه او از این طرح آگاه بود. پوسترهای فیلم او را با خنجر ایستاده بودند. در حال حاضر ، این فیلم توسط ناسیونالیست های مسیحی ربوده شده است ، که قصد کارگردان نبود. بونوفر با هر نوع ناسیونالیسم مخالف بود.

Bonhoeffer در سال 1906 در زندگی ممتاز در برلین متولد شد. خانواده وی ناسیونالیسم میهنی را که باعث جنگ جهانی اول شد ، رد کردند و با ضد یهودیت مخالف بودند. پس از چهار سال تحصیل الهیات ، Bonhoeffer پایان نامه دکتری خود را در سال 1930 به پایان رساند. وی چشم انداز تازه ای در مورد ماهیت کلیسا در زندگی فردی و جمعی ارائه داد.

او این کار را با یک یاران تدریس یک ساله در حوزه علمیه کلامی اتحادیه در شهر نیویورک دنبال کرد ، جایی که وی ایده های خود را در مورد کلیسا نیز توسعه داد. دانشجویان دیگر وی او را با زندگی مسیحی در هارلم و واقعیت های سخت نژادپرستی آشنا کردند. تصویر عیسی سیاه در کلیسای باپتیست Abyssinian در هارلم نمادی از مظلوم بود. این تصویر از مسیح با اعتقادات بونوفر طنین انداز شد. این عزم او را هنگامی که به برلین بازگشت ، تقویت کرد و در آنجا با همکاری روزافزون کلیسای مسیحی با هیتلر روبرو شد.

نازی ها مسیح را به عنوان یک آریایی خالص نژادی به تصویر می کشیدند. کلیسای اعتراف کننده ، که با آن دیتریش از نزدیک درگیر بود ، در سال 1937 توسط نازی ها تعطیل شد. Bonhoeffer با مقاومت آلمان در ارتباط بود و به یهودیان کمک کرد تا به سوئیس فرار کنند. تا سال 1940 ، نازی ها سخنرانی عمومی وی را ممنوع کردند. وی در سال 1943 به جرم جاسوسی دستگیر شد و با آویزان در 9 آوریل 1945 در سن 39 سالگی اعدام شد. آخرین سخنان وی این بود: “برای من این پایان زندگی نیست بلکه آغاز است.” او مردی عمیقاً بازتاب بود. وی با خطر کاملاً آگاه از خطرات حبس و مرگ روبرو شد. او در قلب و روح خود می دانست که جوهر اعتقادات او با او هلاک نمی شود. او مردی شجاع بود.

به طور تصادفی ، Bonhoeffer تماشا کرد فیلم آمریکایی همه در جبهه غربی ساکت هستند در جدید یورک در سال 1930 پس از قدرت نازی ها ، آنها این فیلم را در آلمان ممنوع اعلام کردند. گوبلز به دلیل دیدگاه خود در مورد ماهیت بی معنی و مظلوم جنگ ، آن را بی پروا دانست ، که از “ناسیونالیسم کور” شایع در آلمان انتقاد کرد. اما چگونه این ناسیونالیسم بوجود آمد؟ در سال 1871 ، با “مشت آهنین” ، بیسمارک آلمان را به زور از یک کنفدراسیون کشورهای فئودالی به یک امپراتوری آلمان که توسط میهن پرستی شدید دامن زده است ، متحد کرد. این ارتباط وحدت را در بین این کشورهای متنوع حفظ کرده و آرمان های نظامی گرا و ماهیت تهاجمی گسترش آلمان را در سراسر اروپا ترویج می کند.

شخصیت اصلیتمام آرام در جبهه غربی ، “پل باومر ، 19 ساله بود که داوطلبانه برای جنگ در این جنگ میهن پرستانه ثبت نام کرد. در طی چند روز ، وحشیگری و قتل بی معنی ارزش هایی را که قبلاً گرامی داشت ، به زیر سوال می برد. او مجبور شد خود را از احساسات و آرزوهای خود برای زنده ماندن جدا کند. مشاهده آن به عنوان نمادی از مردانگی و بازتاب ایده آل گرایی آنها برای “میهن” ، همانطور که آلمان با محبت شناخته شده بود.

“ما دیگر جوانان نیستیم. ما نمی خواهیم جهان را با طوفان بکشیم. ما از زندگی خود از خودمان فرار می کنیم. ما هجده ساله بودیم و زندگی و جهان را دوست داشتیم ؛ و ما مجبور شدیم آن را به قطعات شلیک کنیم.”

تمایل او برای ورود به جنگ با وجود دلبستگی شدید وی به آلمان هیچ ارتباطی با شجاعت نداشت. شور و شوق وی ناشی از بی گناهی جوانی و چالش های روانی و جسمی در پشت سر نوجوانی بود. شجاعت واقعی به پولس نیاز داشت تا دلایل جنگ را بفهمد و ضمن آگاهی از خطرات آسیب یا مرگ ، آنها را بپذیرد. میهن پرست بودن می توانست عشق خود را به آلمان و آمادگی او برای جنگیدن برای آن نشان دهد. این نشان دهنده شجاعت او بود ، که اغلب کمتر مورد توجه و تکانشگری قرار می گیرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان