زن روی هوا با پس زمینه جرثقیل
منبع: PickPik
در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک اخیر، گروهی متشکل از 80 رقصنده مولن روژ با شور و نشاط کن-کن نمادین فرانسوی را اجرا کردند. جمعیت وحشی شد. آنها آن را دوست داشتند. و چه کسی نمی خواهد؟
من تعجب می کنم که چرا مردم از زمان های بسیار قدیم به رقص روی آورده اند. هیچ فرهنگی در جهان وجود ندارد که نوعی موسیقی، رقص و آواز نداشته باشد. آنها جدایی ناپذیر هستند. فرض بر این است که موسیقی همزمان با زبان، در حدود 150000 سال پیش آغاز شده است.
اکنون شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه انگیزه رقص ممکن است در پستانداران اولیه قبل از تکامل آنها به انسان وجود داشته باشد، همانطور که پروفسور یوکو هاتوری در دانشگاه کیوتو نشان داد. هاتوری با نواختن نت پیانویی تکراری سعی داشت به یک شامپانزه در آزمایشگاهش بیاموزد که ضربان خود را حفظ کند. شامپانزه سعی میکرد به امید دریافت جایزه، ریتم را روی یک صفحهکلید الکترونیکی کوچک به صدا درآورد. این طبق برنامه پیش رفت. با این حال، در کمال تعجب، در اتاق مجاور، شامپانزه دیگری صدای ضربان را شنید و شروع به تکان دادن بدنش به جلو و عقب کرد، تقریباً انگار در حال رقصیدن است. هاتوری می گوید: من شوکه شدم. “من انتظار نداشتم که بدون هیچ آموزش یا پاداشی، یک شامپانزه با رقصیدن خود به خود با صدا درگیر شود.”
چه چیزی در موسیقی وجود دارد که ما را وادار می کند در پاسخ به ضرب آهنگ حرکت کنیم، و وقتی این کار را انجام می دهیم در مغز ما چه اتفاقی می افتد؟ موسیقی مراکز پاداش مغز را تحریک می کند، در حالی که رقص مدارهای حسی و حرکتی آن را فعال می کند. همزمان سیستم لیمبیک که در پردازش احساسات دخیل است باعث ترشح هورمون های احساس خوب مانند اندورفین، اکسی توسین و دوپامین می شود، در حالی که مخچه ورودی مغز و نخاع را ادغام می کند و به برنامه ریزی اعمال حرکتی ظریف و پیچیده کمک می کند.
نورون های آینه ای نیز در لذت بردن ما از رقص نقش دارند. همانطور که از نام آنها پیداست، نورون های آینه ای سلول های مغزی هستند که با دیدن افراد دیگر در حال انجام کاری فعال می شوند. اگر فردی که روبروی ما نشسته خمیازه بکشد، به طور خودکار خمیازه می کشیم. تماشای رقص مردم باعث می شود ما بخواهیم به آنها بپیوندیم و برقصیم. وقتی این کار را می کنیم، دیگر تنها نیستیم، بلکه احساس می کنیم عضوی از یک گروه هستیم.
به گفته پروفسور Gerlinde AS Metz، گروه علوم اعصاب، دانشگاه لتبریج، که اخیراً با او صحبت کردم، فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز (BDNF) برای بقا و توسعه نورون ها حیاتی است، به عنوان تعدیل کننده انتقال دهنده های عصبی عمل می کند و برای یادگیری، حافظه، حرکات و رقص. این به طور گسترده در سیستم عصبی مرکزی، روده و بافت های مختلف دیگر یافت می شود. هنگامی که فردی به خصوص با دیگران می رقصد، بدن او اکسی توسین، هورمون عشق را نیز تولید می کند، که سپس غلظت BDNF را در گردش خون افزایش می دهد و اثرات مفید بیشتری را که در بالا توضیح داده شد، تولید می کند.
گروه دکتر جو ورگزه از کالج پزشکی آلبرت انیشتین، نیویورک بررسی کردند که چگونه فعالیت های اوقات فراغت مختلف بر خطر زوال عقل در افراد مسن تأثیر می گذارد. آنها با تجزیه و تحلیل اثرات 11 فعالیت بدنی مختلف، مانند دوچرخه سواری، گلف، شنا و تنیس دریافتند که تنها رقصیدن خطر ابتلا به زوال عقل را در شرکت کنندگان کاهش می دهد. محققان پیشنهاد کردند که تلاش ذهنی و تعامل اجتماعی موجود در رقص به این اثر محافظتی برای زوال عقل کمک می کند و سلامت مغز را افزایش می دهد.
تحقیقات نشان داده است که رقص شکل مناسبی از فعالیت برای افراد مسن است، زیرا حرکت فیزیکی را با تعامل شناختی و اجتماعی و اغلب با تماس دستی با فرد دیگر ترکیب می کند.
نمونه ای از چنین مطالعه ای است که توسط دانشمندان دانشگاه لیدز انجام شده است. پروژه “Dance On” آنها 685 شرکت کننده 55 ساله و بالاتر را به مدت یک سال در کلاس های رقص هفتگی مورد مطالعه قرار داد. در پایان کارآزمایی، شرکتکنندگان در طول سال فعالیت بدنی خود را افزایش دادند و بسیاری گزارش دادند که احساس قویتر، اعتماد به نفس بیشتر و «سالها جوانتر» میکردند. دکتر سارا آستیل، محقق اصلی گفت: «ما نشان میدهیم که رقصی که در طیف وسیعی از جوامع مختلف ارائه میشود، یک راه عملی برای فعال کردن افراد مسنتر است. این حتی برای “پیرترین پیر” با 85+ سال مشهود است.”
یکی از نکات قابل توجه در مورد رقص تاثیری است که بر افراد مبتلا به تروما و زوال عقل دارد. Kayla Connick، یک موسیقیدرمانگر دارای گواهی هیئت مدیره در پنساکولا، فلوریدا است. او اخیراً در مورد استفادهاش از رقص و حرکت با بازماندگان ضربه و افرادی که از زوال عقل رنج میبرند با من صحبت کرد. او با اشاره به افرادی که در مراکز مراقبت طولانیمدت زندگی میکنند، خاطرنشان کرد: «بسیاری از این افراد هیچ بازدیدکنندهای دریافت نمیکنند و روزهای خود را گوشهنشین و ساکت میگذرانند. اما وقتی میآیم و موسیقی دهه 50 یا 60 را میزنم، موسیقیهایی که در جوانی رایج بود، روشن میشوند، شروع میکنند به پاهایشان ضربه میزنند یا دست میزنند. بعضی ها بلند می شوند و شروع به رقصیدن می کنند. دیگران حتی متن ترانه را به یاد خواهند آورد. در بقیه روز، شرکت کنندگان و همچنین کارکنان شادتر و حضور بیشتری دارند.
رقص حواس ما را به چالش میکشد، ارتباط عصبی را تقویت میکند، استرس را کاهش میدهد، به سلامت روان کمک میکند، به ما کمک میکند تا با دوستان خود ارتباط برقرار کنیم و با گذشته خود ارتباط برقرار کنیم.
جدا از فواید آن برای سلامتی، ما می رقصیم، زیرا شادی خالص از زنده بودن را برای ما به ارمغان می آورد. اینجا، اکنون، فقط با تک تک سلول های بدنمان می چرخیم.
این مقاله نسخه کوتاه شده پستی است که در ابتدا در 30 اوت 2024 در گلوب و میل.