[ad_1]
گاهی ترک تنها گزینه است.
منبع: Mabel Amber/Pixabay
کودک آزاری معمولاً در دوران کودکی شروع می شود، اما اگر فعال یا قابل تحمل باشد ممکن است تا بزرگسالی کودک ادامه یابد. اجازه دادن به دیگران برای صدمه زدن به شما، حتی والدینتان، بسیار ناسالم است و به احساس رفاه و عزت نفس شما آسیب می رساند. اگر کنترل نشود، می تواند باعث ایجاد بیماری روانی شود و باعث اختلال در عملکرد روزانه شود. دستیابی به یک حس مطلوب سلامتی مستلزم آن است که فوراً سوء استفاده را متوقف کنید. شما باید تمام راهبردهای ممکن را برای پایان دادن به سوء استفاده و حفظ رابطه امتحان کنید، اما اگر همه چیز شکست خورد، باید آخرین گزینه را به کار بگیرید: باید مرز نهایی را تعیین کنید و ارتباط را قطع کنید.
بیشتر والدین در عین محبت و حمایت، فرزندان خود را تربیت می کنند. آنها از این فکر که ممکن است به فرزندشان صدمه بزنند بیزارند و هر کاری که نمی توانند انجام دهند. تعداد نسبتاً کم، اما قابل توجهی از والدین با فرزندان خود سوء استفاده می کنند و اگر جلوی آنها گرفته نشود، در طول زندگی کودک خود به این کار ادامه خواهند داد.
اشکال کودک آزاری بزرگسالان
آزار کودکان بزرگسال اغلب شکلی متفاوت از کودک آزاری دارد. پرخاشگری فیزیکی به طور کامل وجود ندارد، اما با افزایش توانایی کودک در مقاومت، کمتر رایج می شود. با متکی شدن فزاینده کودک به خود، تنبیه کمتر عملی می شود. شلاق لفظی اغلب ادامه می یابد، اگر تحمل شود. در زیر برخی دیگر از اشکال رایج کودک آزاری والدین بزرگسال آورده شده است.
- دروغ گفتن: این اغلب یا برای اجتناب از قبول مسئولیت پیامدهای ناخواسته (تغییر سرزنش) یا برای دستکاری کودک برای انجام کاری که در غیر این صورت انجام نمیداد اتفاق میافتد. نوعی خیانت است.
- گازگرفتگی: این زمانی اتفاق میافتد که والدین به کودک دروغ میگویند و سپس به کودک این باور را میدهند که به خاطر باور حقیقت یا دیوانه، احمق یا اشتباه است.
- طرد / بدرفتاری با شریک زندگی، فرزندان، دوستان یا همکاران: این زمانی اتفاق میافتد که والدین از پذیرفتن یا احترام گذاشتن به انتخاب همسر، همسر یا دوستان یا فرزند یا فرزندان خود توسط فرزندشان خودداری میکنند.
- قطبی شدن خانواده و دوستان: این زمانی اتفاق می افتد که والدین سعی می کنند برخی از اعضای خانواده را علیه سایرین بسیج کنند تا خانواده را از هم جدا کنند. این امر نه تنها برای کودک بلکه برای کل خانواده مخرب است.
- خرابکاری در کار یا زندگی اجتماعی: در اینجاست که والدین سعی می کنند در فعالیت های شغلی یا اجتماعی فرزندشان دخالت کنند. یک مثال افراطی زمانی است که والدین با بدگویی به رئیس یا کارفرمای احتمالی فرزندشان در کار فرزندشان دخالت می کنند. همچنین ممکن است به شکلی باشد که والدین اطلاعات منفی درباره فرزندشان را به صورت ناشناس در اینترنت ارسال می کنند. خرابکاری در فعالیت های اجتماعی می تواند به شکل گفتن چیزهای منفی در مورد فرزندشان در مقابل دوستان یا معشوقه هایشان باشد. همچنین می تواند به شکل تداخل در عملکرد کودک با درخواست توجه کودک در حین کار باشد. این اغلب به شکلی است که والدین موقعیتهای «فوری» ایجاد میکنند که از کودک میخواهد کاری را که انجام میدهد متوقف کند. این می تواند هر چیزی را شامل شود، از والدینی که خود را در خانه یا ماشین خود قفل می کنند تا یک بحران پزشکی ساختگی.
- بیگانگی: این شکل بسیار مخرب سوء استفاده زمانی اتفاق میافتد که والدین سعی میکنند رابطه فرزندشان با یکی از عزیزانشان را از بین ببرند، اغلب به این دلیل که والدین برای جلب توجه فرزندشان رقابت میکنند. در موارد شدید، این امر می تواند ازدواج را به هم بزند یا به رابطه کودک با فرزندش آسیب برساند.
والدین می توانند در مواقعی خواستار یا آزاردهنده باشند بدون اینکه مورد سوء استفاده قرار بگیرند. اما اگر والدین شما درگیر هر یک از اشکال سوء استفاده که در بالا توضیح داده شد، شما و خانواده تان در معرض خطر هستید. این بدون اقدام قاطع بهبود نخواهد یافت.
برای اینکه در رهایی از بدرفتاری والدین خود مؤثر باشید، باید به نوعی حد و مرزی تعیین کنید. شما باید روشن کنید که این رفتار دیگر قابل تحمل نخواهد بود. راه های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد، از جمله از طریق گفتمان مستقیم و با کمک یک خانواده درمانگر حرفه ای یا میانجی. شما باید تمام تلاش خود را بکنید تا به والدین خود بفهمانید که این رفتار اجازه ادامه نخواهد داشت.
برخی از والدین یا نمیتوانند یا نمیخواهند رفتار خشونتآمیز خود را متوقف کنند. برای برخی، این عدم تمایل ممکن است با کنترل تکانه به خطر افتاده مرتبط با سوء مصرف مواد یا بیماری روانی مرتبط باشد. برای دیگران، به این دلیل است که علیرغم اعتراض ها و توضیحات شما، قبول نمی کنند که رفتارشان اشتباه است. اگر والدین شما با وجود تلاشهای همهجانبه شما نخواهند یا نمیتوانند جلوی رفتار توهینآمیز خود را بگیرند، تنها یک گزینه برای شما باقی میماند: باید تمام تماسهای خود را تا زمانی که راهی برای رعایت آنها پیدا کنند، قطع کنید. یا شاید برای همیشه. این به آنها بستگی خواهد داشت.
برای رفتن به تنهایی آماده باشید
اکثر افرادی که با والدینی بدسرپرست بزرگ نشده اند، نیاز به چنین مرز محکمی را درک نمی کنند. بسیاری از فرهنگ ما معتقدند که رابطه والدین و فرزند مقدس است و فرزندان هرگز نباید به والدین خود پشت کنند. این افراد پایه تجربه ای برای درک والدینی که دائماً فرزندشان را آزار می دهند را ندارند. آنها نمیتوانند از تلاشهای شما برای محافظت از خود، خانوادهتان و سلامتیتان در حالی که به دنبال بهبودی و رشد هستید، حمایت کنند.
با جستجوی حمایت از دیگرانی که با والدین بدسرپرست بزرگ شده اند، موفقیت بیشتری کسب خواهید کرد. گروههای حمایتی را میتوان از طریق انجمن روانشناختی محلی یا NAMI (اتحاد ملی بیماریهای روانی) پیدا کرد. ممکن است گروه های محلی مستقر در بیمارستان یا کلینیک نیز در منطقه شما در دسترس باشند.
والدینی که شما را دوست دارند به دنبال توانبخشی مؤثر خواهند بود و تمایل دارند تا رابطه ای را با شما احیا کنند که به مرزهای سالم احترام بگذارد. شما باید در این مورد باز باشید، اما این به آنها بستگی دارد. اگر آنها چنین راه حلی را دنبال نمی کنند، باید برای ادامه کار آماده باشید. از نظر روانی سالم نیست که به دیگران اجازه دهید از شما یا عزیزانتان سوء استفاده کنند. برای اینکه سالم باشید باید سالم زندگی کنید. همه حق دارند از این گزینه استفاده کنند.
[ad_2]