[ad_1]

اگر کمال گرایی یک چیز نبود چه می کردید؟ در حالی که برخی از ما در نقشهای رهبری پیشرفت میکنیم، جایی که میتوانیم چند کار را انجام دهیم، بر تیمها نظارت کنیم، با شخصیتهای مختلف درگیر شویم و به وظایف بالایی دست یابیم، انجام همه آنها به روشهایی که میخواهیم یا نیاز داریم همیشه پاداشدهنده نیست. موثرترین رهبران وظایف را تقسیم می کنند و مرزهای آنها را می شناسند. من سه پیشنهاد برای جایگزینی برای تلاش برای کمال گرایی دارم که امیدوارم در نظر بگیرید.
1. «نه» گفتن. وقتی “نه” می گویید چه اتفاقی می افتد؟ چه احساسی دارید؟ چه چیزی از سر شما می گذرد؟ فکر می کنید دیگران در مورد شما چه فکری می کنند؟ شاید هنوز این جمله را بیان نکرده اید، اما در حال تأمل هستید.
برداشت من این است که وقتی “نه” می گویید، به خودتان “بله” می گویید.
واقعیت “نه” گفتن در رهبری می تواند عواقبی داشته باشد زیرا شما از عواقب آن آگاه نیستید. ممکن است عواقبی داشته باشد: تنش ناخواسته، تفسیرهای نادرست، قضاوت ها، ارزیابی ها، یا اصلاً هیچ چیز. بخش اضطراب آور، ریسک کردن است. من میخواهم از سلامت روان شما دفاع کنم، اما فقط شما میدانید که چه زمانی کمی بیشتر برای دادن دارید یا چه زمانی زمان آن رسیده است که چیز متفاوتی را امتحان کنید. بخش بزرگی از “نه” گفتن این است که شما در حال گفتگو با خودتان هستید. شاید شما شروع به شناخت عوامل استرسزای عظیمی کردهاید که احساس میکنند غیر واقعی و غیرمنصفانه هستند و شرایط را زیر سوال میبرید. این یک مکان عالی برای بودن است!
همانطور که به عنوان یک رهبر ظاهر می شوید، ممکن است خود را درگیر سندروم فریبکار نیز بیابید. سندرم ایمپوستر چیزی بیش از این نیست که به اندازه کافی احساس خوبی نداشته باشید – این یک اثر وجود در سیستم ها و فرهنگ های پدرسالارانه و نهادی است که برای ما ساخته نشده اند. تجربه سندرم ایمپوستر نشان میدهد که ما متفاوت و شاید بیتجربه هستیم. بله، چیزهایی خواهد بود که ما نمی دانیم زیرا قبلاً اینجا نبوده ایم. چیزی که آزاردهنده است زمانی است که ما شروع به ایجاد انتظارات غیر واقعی از خود می کنیم. چگونه می توانید بدانید که چگونه ماشینی را که قبلاً رانندگی نکرده اید رانندگی کنید یا با سیستم صندوق دار که هرگز استفاده نکرده اید کار کنید؟ همین منطق را برای رهبری یک گروه 100 نفره برای اولین بار اعمال کنید… درست است، غیر واقعی!
2. به آنچه می دانید اطمینان داشته باشید. جایگزین دیگری برای کمال گرایی و سندروم فریبنده، تمرکز بر آنچه شناخته شده است است. شما اینجا هستید زیرا برای حضور در اینجا مجهز شده اید. وقتی نقش رهبری جدیدی را شروع کردم، مجبور شدم خودم را به چالش بکشم تا در این زمینه اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم. من به دبیرستان رفتم، دوره دکتری چهار ساله را به پایان رساندم. برنامه، فلوشیپ فوق دکترا را انجام دادم و در طول تحصیلاتم از سازمان های مختلف حرفه ای آموزش های پیشرفته ای را در زمینه رشته ام دریافت کردم، با این حال هنوز در مورد اینکه آیا فرد مناسبی برای این شغل هستم یا خیر، سوال می کردم. تواناییهایم را زیر سوال بردم و خودم را با افرادی مقایسه کردم که سالها این کار را انجام میدادند…*سر تکان میدهد*.
اکنون می دانم که آن قضاوت ها در مورد خودم غیر واقعی و ناعادلانه بود. در سر خود به گروه کر نپیوندید و توانایی های خود را به طور ناخواسته بررسی نکنید. شما در حال حاضر آن را در زندگی تجربه خواهید کرد، بنابراین خودتان را به خواندن آهنگی متفاوت دعوت کنید. شما آنچه را که نیاز دارید دارید. در ساختن متحدان خود عمدی داشته باشید. وقتی از آن پل ذهنی عبور کنید، فرصت ها بی پایان خواهند بود. من معتقدم این سوالات با افزایش سن و پیشرفت حرفه ای به وجود می آیند. برخی از افراد ممکن است نسبت به توانایی های خود اطمینان داشته باشند اما با رشد شخصیت مبارزه کنند. کتابهایی در مورد سبکهای رهبری و رهبری میتوانند به شما کمک کنند تا «نوع» رهبری خود را تجزیه و تحلیل کنید و مراحل بعدی خود را شناسایی کنید.
3. بودن در مقابل انجام دادن. اکنون، احتمالاً از خود میپرسید که چگونه میتوانید این کار را در محل کار انجام دهید. برای دریافت حقوق باید کارهایی انجام دهید. من صدای شما را می شنوم، اما در حالی که آنچه از شما خواسته می شود را انجام می دهید، می خواهم شما را تشویق کنم که روی این که هستید تمرکز کنید. اگر خود را به چالش بکشید تا در مورد نقاط قوت خود و آنچه برای ارائه دارید بیشتر بدانید چه؟ در یک نظرسنجی شرکت کنید – از دوستان بپرسید که بیشتر از همه از شما چه چیزی یاد گرفته اند و شروع به پیگیری هدایای خود کنید. امسال در مورد خودت چه آموختی؟ در دنیای روانشناسی، تحقیقات از این ایده حمایت می کند که ارتباط یک شاخص قوی از یک رابطه درمانی موفق است (Ardito & Rabellino، 2011؛ Ackerman & Hilensroth، 2003). گاهی اوقات، اینکه شما چه کسی هستید، بیشتر از آن چیزی که می دانید مهم است: اینکه چگونه به تعارض پاسخ می دهید، چگونه انتقاد می کنید، چگونه در هدایای خود عمل می کنید، و چگونه فضا را با دیگران به اشتراک می گذارید. آن چیزها نیز به یادگار مانده است.
امیدوارم برای به چالش کشیدن خود با این سه جایگزین برای کمال گرایی، الهام گرفته باشید. من برای شما ریشه می کنم!
[ad_2]