10:14 - 2025/07/28

سندروم کودک محبوب | رفتار منصفانه، اما عشق نابرابر؛ سندروم کودک محبوب چگونه دل فرزندان را می‌ شکند؟

جمله‌ای که می‌تواند دل هر پدر و مادری را بلرزاند، به‌ویژه زمانی که از زبان کودکی شنیده شود که احساس می‌کند در خانواده کم‌اهمیت‌تر است. با اینکه بسیاری از والدین تلاش می‌کنند با فرزندان خود به عدالت رفتار کنند و باور دارند که همه فرزندان ر...

سندروم کودک محبوب | رفتار منصفانه، اما عشق نابرابر؛ سندروم کودک محبوب چگونه دل فرزندان را می‌ شکند؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، جواد آل حبیب- رفتار منصفانه، اما عشق نابرابر؛ «سندروم کودک محبوب» چگونه دل فرزندان را می‌شکند؟ «تو برادرم را بیشتر از من دوست داری!» ـ جمله‌ای که می‌تواند دل هر پدر و مادری را بلرزاند، به‌ویژه زمانی که از زبان کودکی شنیده شود که احساس می‌کند در خانواده کم‌اهمیت‌تر است. با اینکه بسیاری از والدین تلاش می‌کنند با فرزندان خود به عدالت رفتار کنند و باور دارند که همه فرزندان را به یک اندازه دوست دارند، اما واقعیت ممکن است چیز دیگری را نشان دهد؛ تفاوت‌هایی در میزان ابراز محبت که اغلب ناخواسته و ناآگاهانه رخ می‌دهد.

در پژوهشی که مؤسسه نظرسنجی آلمانی «آپینیو» به مناسبت روز مادر انجام داد، ۱۸ درصد از والدین اعتراف کردند که یک فرزند موردعلاقه دارند. این یافته برای «سوزانه دول-هینتشکر»، استاد روان‌شناسی بالینی و روان‌درمانی در دانشگاه علوم کاربردی فرانکفورت، چندان شگفت‌انگیز نیست. او توضیح می‌دهد که والدین، از همان لحظات ابتدایی پس از تولد کودک، به‌طور ناخودآگاه به دنبال شباهت‌هایی میان خود و فرزندشان می‌گردند.

او این پدیده را نوعی «اسقاط روانی» توصیف می‌کند: «وقتی والدین خود را در فرزندشان می‌بینند، این موضوع روی نحوه ارتباط آن‌ها با کودک تأثیر می‌گذارد.»

تفاوت در خلق‌وخو و نقش‌های خانوادگی

«فابین بکر-شتول»، مدیر مؤسسه دولتی آموزش دوران کودکی در شهر آمبرگ، توضیح می‌دهد که تفاوت در ویژگی‌های شخصیتی، علایق، و حتی جایگاه فرزند در خانواده می‌تواند باعث شکل‌گیری رابطه‌ای ویژه میان یکی از والدین و یکی از فرزندان شود. او می‌گوید: «برخی از کودکان آرام‌تر هستند، در حالی که برخی دیگر بسیار پرتقاضا. همچنین، دوره‌هایی از رشد وجود دارد که درک رفتار کودک برای والدین دشوار می‌شود.»

او می‌افزاید: در چنین دوره‌هایی – مثلاً وقتی کودک از انجام تکالیف مدرسه خودداری می‌کند – ممکن است والدین دچار نوعی پس‌زدگی شوند، که طبیعی است. اما نکته مهم این است که مسئولیت ایجاد رابطه‌ای متعادل بر عهده والدین است، نه کودک.

به گفته او، کودک باید احساس کند «بدون قید و شرط» دوست داشته می‌شود. چنین رابطه‌ای ایمن باعث تقویت عزت‌نفس کودک می‌شود و از ایجاد حس بی‌ارزشی در او جلوگیری می‌کند، حتی اگر در مقطعی خاص، خواهر یا برادرش به‌دلایلی مانند بیماری یا موفقیت تحصیلی، توجه بیشتری دریافت کند.

عدالت، نه مساوات

دول-هینتشکر تأکید می‌کند که رفتار برابر صددرصد غیرممکن است، زیرا نیازهای کودکان متفاوت است. او مثالی ساده می‌زند: «نمی‌توان با کودکی دو ساله همان‌طور رفتار کرد که با کودک چهار ساله.» اما توضیح دادن دلیل این تفاوت‌ها به کودکان، به پذیرش آن کمک می‌کند.

او هشدار می‌دهد که این تفاوت‌های موقتی نباید به ترجیح دائمی منجر شوند؛ زیرا کودکی که متوجه شود خواهر یا برادرش همواره محبت و توجه بیشتری دریافت می‌کند، ممکن است به‌شدت آسیب روانی ببیند.

تفاوت در خلق‌وخو و نقش‌های خانوادگی

تفاوت در خلق‌وخو و نقش‌های خانوادگی

آسیب‌هایی که باقی می‌مانند

پروفسور «آنیا لیباخ-انگلهارت»، استاد روان‌شناسی رشد در دانشگاه خصوصی PFH در گوتینگن، هشدار می‌دهد که احساس طرد یا نادیده گرفته شدن مزمن، به عزت‌نفس کودک آسیب می‌زند. این تنها محدود به کودک محروم از توجه نیست، بلکه حتی کودک محبوب نیز ممکن است آسیب ببیند؛ چون اغلب از او انتظار مسئولیت‌پذیری بیش‌ازحد یا مراقبت از والدین می‌رود.

یکی از دلایل ترجیح کودک خاص، ترتیب تولد است. معمولاً فرزند اول به دلیل «اول بودن» توجه بیشتری دریافت می‌کند، اما همزمان بار مسئولیت بیشتری را نیز تحمل می‌کند. کودک کوچک‌تر ممکن است نوازش و مراقبت خاصی بگیرد، در حالی که فرزندان میانی بیشتر در معرض بی‌توجهی نسبی قرار دارند.

تحلیل جامعی که در سال ۲۰۲۴ توسط انجمن روان‌شناسی آمریکا منتشر شد – و داده‌های بیش از ۲۰ هزار نفر را بررسی کرد – نشان داد که جنسیت و ویژگی‌های شخصیتی نیز نقش دارند. به طور مثال، والدین تمایل بیشتری به ترجیح دختران یا کودکانی با وجدان و همکاری بیشتر دارند.

نتایج این تحلیل نشان داد کودکانی که رفتار ترجیحی دریافت می‌کنند، سلامت روانی بهتر، موفقیت تحصیلی بیشتر، رفتارهای اجتماعی سالم‌تر و کنترل شخصی بالاتری دارند. در حالی که کودکان نادیده‌گرفته‌شده، از مشکلات روانی، ضعف در روابط و اختلال در اعتمادبه‌نفس رنج می‌برند.

پژوهشگران نوشتند:

«تفاوت در رفتار والدین با فرزندان، تأثیراتی متمایز و فراتر از کیفیت کلی فرزندپروری دارد. یعنی نتایج آن – مثبت یا منفی – بیشتر از نوع رابطه خاص با هر کودک ناشی می‌شود تا از سبک کلی والدگری.»

نخست صداقت، سپس تعادل

اغلب ترجیح کودک خاص، ناخودآگاه و ناخواسته است. با این حال، پذیرش تفاوت در کیفیت رابطه با فرزندان، همچنان برای بسیاری از والدین یک تابو محسوب می‌شود. اما واقعیت آن است که مطالعات متعدد وجود چنین تمایزهایی را اثبات کرده‌اند؛ تمایزهایی که در شکل توجه، مدارا یا تحسین بیشتر نسبت به یک کودک خاص بروز می‌کند.

اگر پدر یا مادری متوجه شود به یکی از فرزندان نزدیک‌تر است، باید با خود صادق باشد. لیباخ-انگلهارت پیشنهاد می‌کند:

«از خودتان بپرسید: با هر یک از فرزندانم چطور صحبت می‌کنم؟ چقدر زمان با هر یک می‌گذرانم؟ چه چیزهایی من را در آن‌ها ناراحت یا خوشحال می‌کند؟»

مرحله بعدی، یافتن راه‌هایی برای ایجاد تعادل در توجه و زمان است؛ مثلاً اختصاص زمانی فردی برای هر کودک، یا تقسیم آگاهانه‌ محبت و حمایت.

او یادآوری می‌کند:

«رفتار منصفانه، لزوماً به‌معنای رفتار مساوی نیست؛ بلکه باید بر اساس نیازهای واقعی و فردی کودکان باشد.»

تأثیر بر روابط خواهر و برادری

تأثیرات ترجیح یکی از فرزندان، فقط به رابطه والد-کودک محدود نمی‌شود. رقابت، حسادت و گناه، می‌توانند روابط میان خواهر و برادرها را تضعیف یا حتی تخریب کنند. برخی از کودکان ممکن است در نقش‌هایی ناخواسته و تحمیلی قرار گیرند که تا بزرگسالی ادامه یابد.

دول-هینتشکر در پایان هشدار می‌دهد:

«بسیاری از روابط بین خواهر و برادرها به‌دلیل ترجیح والدین آسیب دیده‌اند و در برخی موارد، برای همیشه پرتنش باقی مانده‌اند.»

با این حال، شفا و ترمیم ممکن است. بکر-شتول معتقد است اگر فضای گفت‌وگوی صادقانه بین والدین و فرزندان فراهم شود و پدر و مادر مسئولیت درد ناشی از رفتار تبعیض‌آمیز را بپذیرند، می‌توان رابطه را بازسازی کرد.

او نتیجه می‌گیرد:

«پرسیدن یک سوال ساده مانند: “برای بهبود رابطه‌ام با تو چه کاری می‌توانم بکنم؟” می‌تواند گام مهمی برای دیدن واقعی کودک، احترام به احساساتش و بازگرداندن اعتماد از دست‌رفته باشد.»

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان