سریال «از یاد رفته» داستان مردی را روایت میکند که برای فراموش کردن خاطرات تلخ و رهایی از گذشته، تصمیم میگیرد از همه چیز فاصله بگیرد؛ اما این فرار او را به سفری پرچالش و احساسی وادار میکند که گذشته و حال را به هم پیوند میزند و رازهای پنهان خانوادهاش را آشکار میسازد.
خط اصلی داستان
ماجرای سریال حول پیرمرد ثروتمندی به نام اسماعیل ادیبی شکل میگیرد که پس از سکته قلبی فوت میکند اما هنگام انتقال به غسالخانه دوباره زنده میشود و تصمیم میگیرد ارث و میراث خود را تقسیم کند. سالها پیش، پسرش اعدام شده و همسر و نوهاش، شهاب، از خانواده جدا شدهاند. اسماعیل پس از سالها ردی از عروس و نوهاش پیدا میکند و نوه دیگرش، پریسا، را برای ملاقات با شهاب میفرستد و ماجرای گذشته را برای او بازگو میکند.
شهاب که از پدرش و پدربزرگ پولدارش بیخبر بوده، با حقیقت روبرو شده و از مادرش میپرسد چرا زندگی سختی را برای او انتخاب کردهاند. مادر دلیلش را خیانت پدربزرگ دانسته و نمیخواهد با او رابطه داشته باشد. شهاب تصمیم میگیرد خودش ماجرا را جستجو کند و به سراغ افراد مطلع از گذشته پدرش میرود.
مضامین و شخصیتها
داستان سریال علاوه بر جنبههای خانوادگی، درام روانشناختی دارد و مضمون سفر به قلب خاطرات گمشده، هویت فردی و مواجهه با گذشته را برجسته میکند. شخصیتها شامل فرهاد اصلانی، حسین محجوب، سینا مهراد، پردیس احمدیه و جمعی دیگر از بازیگران است.
فضای سریال و پیام اصلی
سریال «از یاد رفته» تلاش دارد با نمایش مبارزه با گذشته و جستجوی حقیقت، بیننده را با چالشهای هویتی و روابط پیچیده خانوادگی آشنا کند. شعار سریال: «فرار کردم که یادم بره، از یاد همه رفتم»، روح سفر درونی قهرمان را بازتاب میدهد و تلاقی گذشته و حال یکی از عناصر کلیدی داستان است