01:24 - 2024/12/26

سخنان حکیمانه از ناخودآگاه

[ad_1] منبع: Kitreel/Shutterstock ناخودآگاه می تواند منبع خرد باشد. چنین حکمتی را می توان از طرق مختلف از جمله از طریق رویاها، آرام کردن ذهن خودآگاه از طریق هیپنوتیزم و توجه به افکاری که به ذهن می آید، پرسیدن مستقیم سوالات ناخودآگاه در حا...

سخنان حکیمانه از ناخودآگاه

[ad_1]

Kitreel/Shutterstock

منبع: Kitreel/Shutterstock

ناخودآگاه می تواند منبع خرد باشد. چنین حکمتی را می توان از طرق مختلف از جمله از طریق رویاها، آرام کردن ذهن خودآگاه از طریق هیپنوتیزم و توجه به افکاری که به ذهن می آید، پرسیدن مستقیم سوالات ناخودآگاه در حالی که بیمار در حالت هیپنوتیزم است، و توجه دقیق زمانی که ناخودآگاه ارائه می دهد غیرعادی است. تجربیات

به عنوان مثال، یکی از بیماران 11 ساله من گزارش کرده است که از 9 سالگی توهمات را مشاهده کرده است. او در ملاقات اخیر به من گفت که در راهرو خانه‌اش یک چهره بسیار بلند و زرد رنگ دیده است. او از اهمیت این ظهور مطمئن نبود.

او را تشویق کردم که علت این برخورد را از ناخودآگاهش بپرسد. بیمار گفت که ضمیر ناخودآگاه او می گوید که این شکل می خواهد پیامی را ارائه دهد. من ماهیت پیام را جویا شدم، آنچه را که بیمارم گزارش داد نوشتم و دلایل احتمالی پیام را مورد بحث قرار دادم.

سپس پرسیدم که آیا این رقم پیام دیگری دارد؟ ناخودآگاه پاسخ مثبت داد. مجدداً پیام را یادداشت کردم، در مورد آن بحث کردم و پرسیدم که آیا موارد بیشتری وجود دارد یا خیر. این روند را 20 دقیقه ادامه دادیم تا اینکه در زمان قرار دیگر فرصتی نداشتیم.

به عنوان نمونه هایی از خرد ناخودآگاه، در اینجا برخی از پیام های ارائه شده توسط بیمار من، و به دنبال آن افکار ما در مورد منطق احتمالی این پیام های خاص آمده است:

برای برنده شدن باید ببازی

مؤثرترین شکل یادگیری شامل برخورد سازنده با اشتباهات، ضررها یا شکست هاست. بنابراین، شکست در واقع راه را برای پیروزی هموار می کند.

این عبارت ممکن است به این معنا باشد که برای برنده شدن، ممکن است نیاز به از دست دادن (یا قربانی کردن) زمانی داشته باشیم که می‌توانیم به جنبه‌های دیگر زندگی‌مان اختصاص دهیم.

معنای دیگر می تواند این باشد که با شکست دادن، می توانید به شخص دیگری اجازه برنده شدن را بدهید و این می تواند نشان دهنده یک پیروزی برای شما باشد، زیرا موفق شده اید دیگری را خوشحال کنید.

برای شکست، باید سریع بروید.

وقتی سریع پیش می رویم بیشتر مستعد اشتباه هستیم. بنابراین، سریع رفتن ممکن است راهی سریع برای اشتباه کردن ما باشد، که به ما امکان می دهد فرصت های بیشتری برای یادگیری داشته باشیم.

این عبارت همچنین ممکن است به عنوان هشداری در مورد انجام سریع کارها عمل کند، زیرا این امر می تواند منجر به اشتباهات بی دقت بیشتری شود.

برای باخت، باید برنده شوید.

برای قدردانی از باخت، معمولاً باید تجربه برنده شدن را داشته باشید یا حداقل بتوانید برنده شدن را تصور کنید. به طور مشابه، برای قدردانی از برد، معمولاً باید تجربه باخت را داشته باشید.

به عنوان مثال، من یک بار با یک بیمار کار کردم که به دلیل درد مزمن ناتوان بود. وقتی از او پرسیدم که اگر دردش برطرف شود چه احساسی خواهد داشت، متعجب شد، زیرا هرگز این را به عنوان یک احتمال در نظر نگرفته بود. به محض اینکه تشخیص داد که شفای او یک امکان است، از بسنده شدن با درد خود ناراضی شد و مصمم تر از همیشه برای غلبه بر آن شد. این تغییر در تفکر به او کمک زیادی کرد تا پیشرفت کند.

این عبارت ممکن است در مورد افرادی نیز صدق کند که در حین تلاش برای رسیدن به اوج رشته خود، دیگران را آزار می دهند. به عنوان مثال، افراد حرفه ای را در نظر بگیرید که پیشرفت شغلی همسالان خود را خراب می کنند یا از روابط آنها با اعضای خانواده یا دوستان غفلت می کنند تا در رشته خود پیشرفت کنند.

برای موفقیت باید تمرین کنید.

خواندن ضروری ناخودآگاه

برخی افراد بر این باورند که موفقیت از طریق شانس، دعا یا تعیین نیت مثبت به دست می آید. با این حال، در موارد نادری که چنین دستاوردهایی بدون تلاش زیاد به دست می آیند، اغلب توخالی به نظر می رسند.

برعکس، سخت کوشی و تمرین مکرر باعث موفقیت می شود، حتی زمانی که هدف خاصی به دست نیامده است. برای مثال، درس‌هایی که از تمرین آموخته می‌شوند را می‌توان به طرق مختلف در طول سفر زندگی به کار برد.

برای یادگیری، باید تمرکز کنید.

تمرکز به شما این امکان را می دهد که با تعامل کامل با مطالب در دست به یک یادگیرنده فعال تبدیل شوید.

برای دستیابی به حالت تمرکز، می تواند به مطالعه در یک منطقه ساکت و به حداقل رساندن حواس پرتی کمک کند، مانند دسترسی آسان به برگه های باز روی صفحه کامپیوتر یا مطالعه در حضور وسایل الکترونیکی با هشدارهای صوتی مانند تلفن های هوشمند.

برای به دست آوردن وفاداری، باید به دیگران احترام بگذارید.

جلب اعتماد یک نفر مستلزم نشان دادن احترام واقعی است. افراد زمانی که احساس ارزشمندی می کنند، به احتمال زیاد وفادار، حمایت کننده یا متعهد باقی می مانند.

مردم تمایل دارند به گونه ای پاسخ دهند. وقتی به دیگران احترام می گذارید، آنها نیز در عوض به شما احترام می گذارند و بیشتر مستعد وفادار شدن هستند.

برای احترام به دیگران، باید گوش کنید.

گوش دادن یکی از ویژگی های کلیدی نشان دادن احترام و ایجاد روابط معنادار است، زیرا به این معنی است که شما برای افکار دیگران ارزش قائل هستید. حتی اگر مخالف باشید، مردم از شنیده شدن قدردانی خواهند کرد.

وقتی گوش می‌دهید، در ایجاد همدلی با دیگران مستعدتر می‌شوید، که می‌تواند به تقویت احترام کمک کند. به عنوان مثال، اگر از عوامل استرس زای او قدردانی کنید، ممکن است بیشتر بتوانید کسی را ببخشید.

وقتی گوش کنید، خواهید داشت.

فقدان تعیین آنچه که شما « خواهید داشت» چندین احتمال را به ذهن متبادر می کند که ممکن است برخی از درس های ارائه شده توسط ناخودآگاه بیمار من را خلاصه کند. وقتی گوش می دهید، ممکن است درک، احترام، وفاداری یا همدلی شما افزایش یابد.

غذای آماده

من همچنان از پیچیدگی خردی که می تواند توسط ناخودآگاه کودکان پیش از نوجوانی منتقل شود شگفت زده می شوم. قابل ذکر است، همه بیماران جوان من که چنین بینش هایی را گزارش می کنند، فقط پس از تعامل با ناخودآگاه خود این کار را انجام می دهند.

بسیاری از ادیان منشأ حکمت و سنت های خود را مدیون افکاری می دانند که از طریق ذهن بنیانگذاران یا پیامبران آنها به وجود آمده است. نمی‌دانم که آیا این رهبران ایمان، ضمیر ناخودآگاه خود را به شیوه‌ای مشابه آنچه بیماران من نشان داده‌اند، درگیر کرده‌اند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان