12:12 - 2024/10/11

زمانی که بچه های خردسال دارید، مرزها را تعیین کنید

[ad_1] منبع: Helena Lopes / Pexels اگر تجربه تربیت فرزندان کوچک را استرس زا می دانید، تنها نیستید. مطالعات نشان می دهد که تا 50٪ از والدین استرس را در مورد والدین، رفتار کودک یا رشد کودک گزارش می کنند. مداخلات بالینی شامل افزایش حمایت های...

زمانی که بچه های خردسال دارید، مرزها را تعیین کنید

[ad_1]

هلنا لوپس / پکسل

منبع: Helena Lopes / Pexels

اگر تجربه تربیت فرزندان کوچک را استرس زا می دانید، تنها نیستید. مطالعات نشان می دهد که تا 50٪ از والدین استرس را در مورد والدین، رفتار کودک یا رشد کودک گزارش می کنند. مداخلات بالینی شامل افزایش حمایت های اجتماعی، آموزش راهبردهای مقابله ای و غیره است.

یک استراتژی مقابله ای قدرتمند و موثر برای استرس های روزمره که زمان کمی در دنیای فرزندپروری دارد، تعیین مرزها است، شاید به این دلیل که ایجاد مرزها در تضاد با والدین است. اگر فرزندتان نصف شب از خواب بیدار شود، شما را بیدار می کند. اگر روز بسیار سختی را سپری می کنید، باز هم از شما توجه و آرامش می خواهند. وقتی فرزندانتان کوچک هستند چگونه می توانید حد و مرز تعیین کنید؟

به جای اینکه در رابطه با روابط خود با فرزندانتان به مرزها فکر کنید، از نظر نحوه تنظیم سبک زندگی خود به آنها فکر کنید. این مربوط به آنها نیست – به شما مربوط است. در کارهای 24 ساعته و 24 ساعته، از نظر روحی، عاطفی و جسمی که برای تربیت کودکان کوچک خسته می‌شود، معمولاً سیستم عصبی شما بیش از حد تحت فشار قرار می‌گیرد که منجر به احساس خشم، غرق شدن، اضطراب و اندوه می‌شود. راه حل این است که مرزهای سبک زندگی را شناسایی کنید که از سیستم عصبی شما پشتیبانی می کند. در اینجا مراحل انجام می شود:

  1. محدودیت های خود را مشخص کنید. برای دو هفته آینده، مواقعی را که احساس می‌کنید عصبانی هستید و می‌خواهید گریه کنید یا عصبانی شوید، یادداشت کنید. اون روز چیکار کردی؟ شب قبل؟ در خانه شما چه خبر بود؟ عناصری را که در احساس غرق شدن شما نقش داشته اند شناسایی کنید.
  2. تقویت های خود را درک کنید. در همان دوره زمانی، به مواقعی توجه کنید که واقعاً احساس خوبی داشتید، یا زمانی که فرزندپروری سرگرم‌کننده و آسان به نظر می‌رسید (همه، آسان‌تر). چه عواملی در ایجاد آن لحظات نقش داشتند؟
  3. این دو را با هم در نظر بگیرید تا مرزهای خود را مشخص کنید. برای مثال، ممکن است پس از انجام یک زمان داستان کتابخانه احساس خوبی داشته باشید و اگر بعد از آن به موزه کودکان بروید، بخواهید از خستگی گریه کنید. مرز انجام تنها یک فعالیت خارج از خانه در روز خواهد بود. اگر رفتن به گروه‌های مامان و من جام شما را پر کرد، تعداد بیشتری از آنها را برنامه‌ریزی کنید. اگر آنها شما را خسته می کنند و منابع کمتری برای فرزندانتان در اختیارتان می گذارند، چیز دیگری را انتخاب کنید.

سخت ترین بخش این فرآیند ماهیت آزمون و خطای آن است. برای درست کردن اوضاع در آینده، اغلب باید چیزها اشتباه پیش بروند. شب اول تعطیلات را تصویر کنید. من شب قبل خیلی با بچه بیدار بودم، بعد یک روز عادی و کامل را با او انجام دادم. درست زمانی که به طور معمول در حال پیچیدن بودیم و برای خواب آماده می‌شدیم، پنج ساعت در ترافیک ساعت‌های شلوغ رانندگی کردم تا ما را به محل تعطیلات اجاره‌ای برسانم، در شرایط سرد و لغزنده بسته‌بندی نشده‌ایم، و شام را در آشپزخانه‌ای با قابلمه مشکوک گرم کردم. . وقتی صندلی کودک او را به اندازه کافی جمع و جور نکرده بودم و او تقریباً از روی آن می افتاد، او را گرفتم و بلافاصله اشک ریختم. خیلی زیاد بود

مرز تازه کشف شده من این بود که اگر تصمیم گرفتیم به تعطیلات برویم (و من در آن لحظه تصمیم گرفتم که هیچ جا نرفتم خوب هستم)، پس باید مسئولیت کمتری را بر عهده می گرفتم. من نمی خواهم برای مسافت های طولانی رانندگی کنم یا شام بپزم یا تخت خواب درست کنم. من از مراقبت از یک نوزاد دور از خانه به قدری خسته بودم که دیگر توانایی انجام دادن نداشتم.

شاید شما هم مثل من تصمیم بگیرید که با بچه هایتان سفر نکنید چون دردسرش بیشتر از ارزشش است. یا نمی خواهید یک ماه خانه را مرتب کنید. یا نمی خواهید فوتبال بچه گانه انجام دهید زیرا ایستادن در کنار والدین دیگر باعث ناراحتی شما می شود. یا نمی توانید با قرارهای بازی کنار بیایید، که سطح بیشتری از هرج و مرج و اختلال را در خانه به ارمغان می آورد. همه اینها مرزهایی هستند که می توانید برای حمایت از سلامت روانی و سطح استرس خود ایجاد کنید.

همچنین داشتن برخی ذخیره‌های مرزی در لحظه را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، اگر متوجه شدید که لیست شما شامل اضافه بار حسی از تمام لمس فیزیکی است، چندین فعالیت را شناسایی کنید که به شما تنفس می دهد. مثلاً حمام کردن بچه ها. شما باید روی توالت بنشینید و تماشا کنید، بدون اینکه کسی شما را بگیرد یا لمس کند.

یا می توانید آنها را به زمین بازی ببرید و روی تاب فشار دهید. ترفند این است که در زمانی که سیستم عصبی شما هنوز تسلیم نشده است، از چنین هک هایی استفاده کنید. وقتی سیستم عصبی اش شعله ور شده است، هیچ کس ایده های سازنده و خلاقانه ای ندارد. انجام این کار به شما این امکان را می‌دهد که استراحت‌های مورد نیاز خود را در زمان‌هایی که به آن‌ها نیاز دارید، به روش‌هایی که نیاز دارید، انجام دهید.

به عنوان آخرین فکر، راهی برای تعیین حد و مرز با بچه‌ها در زمانی که کمی بزرگتر می‌شوند وجود دارد، اما این به روش عادی شما با بزرگسالان نیست. در مورد آنچه می خواهید به فرزندان خود در مورد دیدن و احترام به دیگران بیاموزید، به مرزها فکر کنید.

به عنوان مثال، “بدون ضربه زدن به مامان” یک مرز محکم است. یا، “هنگامی که مامان با شخص دیگری صحبت می کند، صحبت را قطع نکنید.” برای این مرز، زمانی که بچه‌تان می‌خواهد با شما صحبت کند، مانند فشار دادن دست یا گفتن «ببخشید»، به او هک کنید. برخلاف مرزهای معمولی، بدانید که این مرزها خم می شوند. اگر کودک شما کنترل تکانه ضعیفی داشته باشد یا با تنظیم احساسات مبارزه کند، ممکن است جیغ بزند، لگد بزند یا ضربه بزند. آنها ممکن است نتوانند در این مواقع مرز “بدون ضربه” را رعایت کنند. در مورد مثال دیگر ما، ممکن است به فرزندان خود توضیح دهید که می‌خواهید در صورت بروز شرایط اضطراری، حرف شما را قطع کنند.

Boundaries Essential Reads

ما اغلب احساس می کنیم که باید تمام کارهایی را که در اطرافمان می بینیم انجام دهیم، اما این درست نیست. ما باید این سال ها را با در نظر گرفتن سلامت عقل خود ساختار دهیم و در سبک زندگی خود مرزهایی را بسازیم که از ما و سلامت روان ما حمایت می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان