16:43 - 2025/05/18

روز دیگر به من گفته شد که عصبی هستم

[ad_1] خنده دار است که چگونه یک اظهار نظر گاه به گاه گاهی می تواند به مکان های غیر منتظره منجر شود. من نمی دانم چرا من توجه نکرده ام زیرا مطمئن هستم که اصطلاح “عصبی” مدتی است ، اما تا چند روز پیش ، من از آن چیزی نشنیده ام. با ...

روز دیگر به من گفته شد که عصبی هستم

[ad_1]

خنده دار است که چگونه یک اظهار نظر گاه به گاه گاهی می تواند به مکان های غیر منتظره منجر شود.

من نمی دانم چرا من توجه نکرده ام زیرا مطمئن هستم که اصطلاح “عصبی” مدتی است ، اما تا چند روز پیش ، من از آن چیزی نشنیده ام. با این حال ، بیش از علاقه من به کشف یک کلمه جدید ، من از واکنش من به آن شیفته شدم. بنا به دلایلی ، فکر کردن از خودم به عنوان “عصبی” کمی در ذهن من ایجاد می کند. بنابراین ، من فکر کردم که باید اطلاعات بیشتری کسب کنم.

تحقیقات من خیلی دور نشد. من “عصبی” را گوگل کردم و فهمیدم که این به معنای “افرادی است که مغز دارند که به شکلی شبیه به اکثر همسالان خود هستند” (وینینز ، 2022). بنابراین ، من فکر کردم ، “اوه خوب ، این همه است.” در واقع ، من درک بخش “بیشتر همسالان آنها” را کمی دشوار کردم. همه مغزها به همان روش عمل می کنند. خوب ، مگر اینکه برخی از وخامت جسمی یا آسیب به آن عملکرد وجود داشته باشد. در واقع ، مغز همه چیزهایی که عملکرد مغز به همان روش دارند.

مغز یک مجموعه کاملاً پیچیده و پیچیده از سیستم های کنترل است. برخی از مغزها فقط چیزهای بسیار ساده ای مانند فاصله آنها از سایر اشخاص یا میزان تحریک مورد نظر خود را کنترل می کنند. مغزهای دیگر می توانند موارد بسیار مفصلی مانند میزان صداقت را در یک بیانیه کنترل کنند ، میزان خاکستری برای اضافه کردن به رنگ ورمیلیون برای ایجاد اثر جهش مناسب یا حس احترام و انصاف که در محل کار تجربه شده است.

صرف نظر از آنچه در آن کنترل می شود ، کنترل ثابت است. ممکن است کسی تحریکات زیادی را دوست داشته باشد ، در حالی که شخص دیگری ممکن است خیلی کم باشد. نکته این است که دریافت مقدار مناسب تحریک یک فرآیند کنترل است. این بدان معنا نیست که اگر دوست دارید زیاد یا کمی تحریک را دوست داشته باشید عجیب یا عجیب است ، اگر دوست دارید بسیاری از اوقات فراغت خود را صرف داوطلبانه برای خیریه ها یا نقاشی مجسمه های Warhammer کنید.

قطعاً این مورد است که ما می توانیم از ابزارها و دستگاه های مختلفی برای کمک به ما در کنترل استفاده کنیم. افراد ممکن است از لیوان های رنگی ، هواساز شراب ، هدفون یا کفش در حال اجرا با صفحات فیبر کربن استفاده کنند تا نتیجه مورد نظر خود را تولید کنند. وقتی می خواهم بدنم را از خانه خود به مطب منتقل کنم ، در صورت باران از دوچرخه یا ماشین استفاده می کنم. برای خواندن نوشتن بسیار نوجوانان در برخی از برچسب های غذایی ، من سه بار در کنار آیفون خود را فشار می دهم و حروف و شماره ها را بسیار بزرگتر می کنم. ما مجموعه ای حیرت انگیز از gizmos های nifty را ایجاد کرده ایم تا به ما در کنترل انواع چیزها کمک کنیم. با این حال ، کنترل چیزهای مختلف ، این واقعیت را تغییر نمی دهد که همه این همه کنترل است.

کنترل روند ساختن چیزها به روشی است که ما می خواهیم آنها باشند. این که آیا ما حجم تلویزیون را کنترل می کنیم ، سطح کسالت در یک کلاس ، میزان صمیمیت در روابط ما یا احساس استقلال ما ، همه این کنترل است.

در اوایل کار ، من ابتدا به عنوان یک معلم پیش دبستانی ، سپس به عنوان یک معلم آموزش ویژه ، آموزش و تدریس کردم. من به هیچ وجه شک ندارم که جوانان و افراد دارای معلولیت که با آنها ممتاز کار می کردم کنترل کننده بودند. من با کودکان و نوجوانانی که به اوتیسم مبتلا شده بودند ، و همچنین جوانان دیگری که توصیف شده بودند “به شدت برای چند برابر شدن معلولیت” کار کردم. همه افرادی که من با آنها خوش شانس کار بوده ام ، بدون استثنا، شواهد کنترل را نشان داد. همه آنها ترجیحات روشنی برای بعضی چیزها داشتند و نسبت به چیزهای دیگر بسیار قطعی نیستند. حتی اگر برخی از آنها توانایی های بسیار محدودی داشتند ، آنها آنچه را که می توانستند انجام دادند تا بیشتر از آنچه دوست داشتند و کمتر از آنچه دوست ندارند بدست آورند. این کنترل است.

یکی از عادت های کنترل کننده ای که به نظر می رسد انسان به ویژه به آن علاقه مند است ، طبقه بندی و مرتب سازی است. توصیف افراد به عنوان عصبی یا عصبی یا عصبی به نظر می رسد بیان این است. تصدیق روزافزون از اهمیت تنوع و گنجاندن نیز به نظر می رسد که نشان دهنده تمایل سیری ناپذیر ما برای اختصاص افراد به گروه های مختلف است. اول ، ما مردم را به گروه های متنوع تقسیم می کنیم ، سپس باید به خودمان یادآوری کنیم که همه در این زمینه هستیم.

آیا اگر از این درک که همه ما کنترل کننده هستیم ، راهی را برای سازماندهی امور اجتماعی خود پیش می بریم؟ شاید اگر به خاطر داشته باشیم که همه ما حالات را ترجیح می دهیم که چگونه دوست داریم چیزهایی باشد ، با هم هماهنگ تر زندگی می کردیم. از این منظر ، راز و زندگی موفق اجتماعی ایجاد محیط هایی است که در آن درجات کافی آزادی وجود دارد تا هر فرد بتواند مواردی را که برای آنها مهم است کنترل کند بدون اینکه مانع از انجام همان کارها شود.

بعضی اوقات تقریباً به نظر می رسد که “جهان” می تواند به شما در حیرت انگیز ترین راه ها کمک کند. در حال نوشتن این مقاله ، آخرین خبرنامه را از علوم بی طرفانه دریافت کردم. در این خبرنامه ، دکتر جس استایر و الانا مروارید بنیجوزف ، MD ، MPH (2025) این ایده را به چالش می کشیدند که یک “همه گیر” اوتیسم وجود دارد. در پایان خبرنامه ، آنها اظهار داشتند كه ، “به جای اینکه اوتیسم را به عنوان چیزی که باید” درمان “شود یا از آن جلوگیری کنیم ، باید بر ایجاد جامعه ای فراگیرتر که افراد عصبی می توانند رشد کنند ، تمرکز کنیم.” چقدر عالی است؟ ما حتی می توانیم کلمه “عصبی” را کنار بگذاریم.

چرا از جوامع فراگیر طرفداری نمی کنیم که همه افراد (صرف نظر از دسته خاصی که آنها را به آنها اختصاص می دهیم) می توانند شکوفا شوند؟

اما بهتر از این ، چند جمله بعد ، استایر و بنیجوزف (2025) پرسیدند: “آیا ما در حال ساخت سیستم هایی هستیم که روشهای مختلف تفکر و بودن در جهان را می شناسند ، احترام می گذارند و پشتیبانی می کنند؟” چه سوال افسانه ای چنین سیستمهایی درجات آزادی را که به آن اشاره کردم فراهم می کند.

شاید با شناخت بشریت کنترل مشترک خود ، ما ممکن است کمی به قدردانی و تجلیل از تنوع دیدنی شگفت انگیز Kaleidoscopic خود نزدیک شویم. کنترل مهم برای پذیرش همزمان شمول و تنوع است تا افراد بتوانند شکوفا شوند و جوامع بتوانند شکوفا شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان