06:52 - 2025/05/29

روانشناسی انتگرال سری Aurobindo | روانشناسی امروز

[ad_1] AUROBINDO ACKROYD GHOSH ، فیلسوف هندی Polymath ، Freedom Fighter و Yogi انقلابی ، در کلاسیک (مدرسه سنت پاول و کالج کینگ ، کمبریج) در انگلیس آموزش دید. به نظر می رسد که او طرفدار اولیه قرن رو به رشد آسیا بود. در مورد زندگی و فلسفه و...

روانشناسی انتگرال سری Aurobindo | روانشناسی امروز

[ad_1]

AUROBINDO ACKROYD GHOSH ، فیلسوف هندی Polymath ، Freedom Fighter و Yogi انقلابی ، در کلاسیک (مدرسه سنت پاول و کالج کینگ ، کمبریج) در انگلیس آموزش دید. به نظر می رسد که او طرفدار اولیه قرن رو به رشد آسیا بود. در مورد زندگی و فلسفه وی جلد های بی شماری نوشته شده است.

این ممکن است مانند یک ایده جدید به نظر برسد – “آسیا یک بار دیگر در حال افزایش است ؛ او قرن ها را از بین می برد. او غرور گذشته خود و ایمان به آینده خود را بازیابی می کند … این با بهبودی عمیق تر آسیا است که جهان تعادل خود را پیدا می کند.” اما Aurobindo این دیدگاه را در سال 1918 پیشگویی کرد و همکارش Mirra Alfasaa آن را اجرا کرد.

Aurobindo نه تنها از نظر سیاسی یا اقتصادی ، بلکه به عنوان بخشی از تکامل معنوی بشر ، تاریخ را دید. “تکامل معنوی” ایده ای دیوانه وار و باطنی نیست. بنابراین بسیاری از نظریه پردازان غربی ، همه راه بازگشت به افلاطون ، و فیلسوفان معاصر ، مانند هگل ، شوماخر و معلمان جدید مانند Theosophist Blavatsky ، Krishnamurti و اخیراً Chopra ، آن را به عنوان زنجیره ای بزرگ از وجود بحث کرده اند.

Aurobindo معتقد بود که هند دوباره افزایش می یابد ، نه فقط به عنوان یک قدرت سیاسی یا اقتصادی بلکه به عنوان یک راهنمای معنوی برای جهان. آسیا به عنوان سرزمین ثروتهای تاریخی به نفوذ جهانی باز خواهد گشت (به Dalrymple مراجعه کنید جاده طلایی، اتصال اوراسیا از 250 قبل از میلاد به 1200 میلادی) ، بلکه صندلی دانش درونی واقعی عرفا ، مقدسین و دانشمندان است. وی پیش بینی کرد که مجدداً ملل آسیایی ، به ویژه هند و چین را انجام دهد ، که نه تنها قدرت بلکه یک تعادل جدید تمدن را به همراه خواهد داشت. Aurobindo تعادل شرق و غرب را به عنوان بخشی از سفر تکاملی بشریت به سمت شکل بالاتر آگاهی پیش بینی کرد. او تصور می کرد که شاید یک هزاره یا بیشتر طول بکشد.

در این میان ، کن ویلبر ، روانشناس فرامرزی به شدت از روانشناسی سری آئروبیندو وام گرفته است. به طور خاص ، استفاده ویلبر از مفاهیمی مانند چهار ربع و سطح توسعه به عنوان بسته بندی مجدد ایده هایی که در ابتدا توسط Aurobindo ایجاد شده است ، دیده می شود. malhotra ، در کتاب نبرد نظریه آگاهی، با همکاری Manogna Sastry و Kundan Singh ، مستقیماً به موضوع تخصیص ادعای ویلبر از Aurobindo پرداخته است ، و اینکه چگونه دانشمندان غربی ایده های هندی را در سیستم های فکری خود گنجانیده اند ، گاهی اوقات تحریف یا تفسیر مجدد آنها.

به تازگی ، دوست و همکار من ، مورخ آمریکایی ، پیتر هیز ، که اصالتاً اهل نیویورک است و هم اکنون در پوندیچری ، هند زندگی می کند ، کتابی قانع کننده نوشت ، مادر: زندگی همکار معنوی سری آئوروبیندوبشر میرا آلفسا ، که بیشتر به عنوان مادر شناخته می شود ، یک همکار معنوی فرانسوی متولد آئروبیندو و یک شخصیت اصلی در پیشرفت فلسفه یوگا یکپارچه بود. او نقش مهمی در تأسیس و رشد Aurobindo Ashram در Pondicherry ، هند داشت و بعداً شهر آزمایشی Auroville را تأسیس کرد.

وی که در سال 1878 در یک خانواده یهودی سپهاردی (با یک پدر ترکی و مصری و یک مادر مصری-یهودی) متولد شد ، در یک محیط ذهنی ثروتمند و هنری بزرگ شد. از سنین جوانی ، دیدگاههای عرفانی را تجربه کرد و تمایل معنوی عمیقی داشت. او در سال 1914 به Pondicherry آمد ، با Aurobindo ملاقات کرد و فوراً او را به عنوان همتای معنوی خود شناخت. من فرصتی پیدا کردم تا در مورد کتاب جدیدش با هه صحبت کنم ، مادر (2025) ، همانطور که در مورد کتاب قبلی او انجام دادم ، زندگی سری Aurobindo (2008).

Dinesh Sharma: چرا زندگی نامه دیگری از مادر را نوشتید؟ در حال حاضر تعداد زیادی وجود دارد.

پیتر ههس: زندگی نامه های دیگر مادر برای جانبازان در نظر گرفته شده است. آنها مبتنی بر منابع ثانویه هستند و رویکرد غیرقانونی به موضوع دارند. چنین زندگینامه هایی برای کسانی که مادر را به عنوان یک تجسم الهی می بینند خوب است اما می تواند برای کسانی که فقط می خواهند در مورد زندگی او و اهمیت او به عنوان یک هنرمند ، نویسنده ، بنیانگذار سری Aurobindo Ashram و یک معلم مهم معنوی در نوع خود بیاموزند ، خسته شود.

DS: اما زندگی نامه شما چگونه با سایر موارد متفاوت است؟

ph: زندگی نامه من مبتنی بر چندین سال تحقیق در بایگانی در فرانسه ، انگلیس ، هند و اسرائیل و همچنین مجموعه های آنلاین روزنامه ها ، مجلات و اسناد است. من تمام آثار منتشر شده او را به زبان فرانسوی و انگلیسی پشت سر گذاشته ام و موفق شده ام مقالاتی را با نام مستعار منتشر کنم که از سال 1905 منتشر نشده است. من زندگی اولیه او را در پاریس Belle époque (1871-1914) قرار دادم ، نشان می دهد که چگونه او در سینه های هنری و باطنی آن دوره شرکت کرده است.

DS: در مورد آن بیشتر به ما بگویید.

ph: این مادر ، که در آن زمان به میررا آلفسا شناخته می شد ، در یک خانواده متوسط ​​ثروتمند از یهودیان سپهاردی متولد شد. والدینش یک سال قبل از تولد از خاورمیانه به فرانسه مهاجرت کردند. او که در خانه تدریس شد ، نقاشی را در آکادمی جولیان معروف و در سالن پاریس به نمایش گذاشت. همسر اول او ، هنری موریست ، یک هنرمند مشهور ، عضو مکتب Intimist بود. سنتی تر از معاصران خود هنری ماتیس ، اودارد وویلارد و پیر بنارد ، او هرگز به اندازه آنها مشهور نشد. میرا با این هنرمندان به همراه دیگران مانند آگوست رودین در ارتباط بود. این همچنین زمان احیای غیبی در فرانسه بود. میرا به عنوان سردبیر مدیر کیهان Revue ، یک مجله باطنی نقش مهمی در این جنبش ایفا کرد.

DS: چگونه او به معنویت علاقه مند شد؟

ph: او ابتدا گیتا را تحت هدایت مدرس هندی GN Chakravarty خواند. بعداً او و همسر دومش پل ریچارد با سایر معلمان شرقی مانند اینایات خان و عبدال بها در ارتباط بودند. در سال 1910 ، شوهرش به Pondicherry ، در فرانسه هند رفت و در آنجا با سری Aurobindo ملاقات کرد. چهار سال بعد او و ریچارد به هند رفتند و به همراه Aurobindo بررسی ماهانه آریا را راه اندازی کردند که در آن بیشتر نوشته های Aurobindo منتشر شد. پس از شروع جنگ جهانی اول ، او با ریچارد به فرانسه بازگشت ، سپس با او به ژاپن رفت. در سال 1920 آنها به Pondicherry بازگشتند. ریچارد به زودی به فرانسه بازگشت. میرا ماند و شاگرد Aurobindo شد.

DS: چگونه بعد از این به زندگی او نزدیک شدید؟

ph: دو روش اصلی برای نوشتن شرح حال وجود دارد. اولین مورد ، که توسط منتقدین رویکرد احتمالی خوانده می شود ، با حقایق قابل اثبات قدم به قدم می پردازد ، همانطور که در طول زندگی موضوع رخ می دهد. دیگری ، رویکرد تلولوژیکی ، از شخص کاملاً توسعه یافته نگاه می کند و هر آنچه را که اتفاق افتاده است به عنوان گام های اجتناب ناپذیر به سمت آن اوج می بیند. من هنگام برخورد با زندگی اولیه مادر ، رویکرد مشروط را انجام دادم و حتی بعد از اینکه سری آئوروبیندو گفت که او تجسم شاکی الهی است ، این کار را ادامه دادم. به عنوان یک مورخ ، نقش من این نبود که اظهارات کلامی را انجام دهم. من به سادگی واقعیت های زندگی بیرونی او و زندگی درونی او را تا آنجا که خودش در مورد آن صحبت می کرد ، ارائه کردم.

DS: دستاوردهای اصلی زندگی بیرونی مادر در این دوره چه بود؟

ph: وی سری Aurobindo Ashram را تأسیس کرد ، مدرسه خود را تأسیس کرد (مرکز بین المللی آموزش سری Aurobindo) و جامعه بین المللی آرمانشهر Auroville را راه اندازی کرد. در همان زمان او به دنبال زندگی درونی و بیرونی همه اعضای اشرام بود.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان