در بیشتر زندگی ما ، ما معتقدیم که دلایل رنج خارج از خودمان است. برای ما ، شرایط بد = رنج. با شروع از زمان جوان بودن ، اینگونه است که به نظر می رسد. یکی از دوستان ما را به عنوان یک نام متوسط صدا می کند و باعث رنج ما می شود. ما نتوانیم شغلی را که می خواهیم بدست آوریم و این باعث رنج ما می شود. ما سمیت یک رابطه مهم را تشخیص می دهیم و معتقدیم که این شخص باعث رنج ما شده است. در واقع ، اینگونه است که من برای اکثر زندگی خود رنج را تجربه کردم – یعنی تا زمانی که از رنجهای اساسی یا ریشه های درد ما آگاه نشدم.
رنج اساسی چیست؟
وقتی نگاهی دقیق تر به رنج خود می اندازیم ، می توانیم ببینیم که دلایل واقعی رنج ما در خود تجربه نیست. در عوض ، رنج در درون ما سرچشمه می گیرد.
این به معنای تخفیف دیدگاه ما نیست که دیگران به ما آسیب رسانده اند. در واقع ، موقعیت های بسیاری وجود دارد که از بین بردن خود از رفتار مضر دیگران ، یک عمل درست است. فقط این است که بگوییم تجربه ما از رنج از ذهن خودمان (یا نفس) ناشی می شود. اما اگر حتی عمیق تر از آن کاوش کنیم ، می توانیم آن رنج اساسی را ببینیم – یا رنج هایی که در همه چیز وجود دارد – واقعاً از سه تجربه اصلی و همپوشانی ناشی می شود (به عنوان مثال ، اینگرام ، 2018).
بیزاری یا رضایت بخشیدن
ما دائماً بیزاری را تجربه می کنیم: من این نتیجه را نمی خواهم. من این تجربه را نمی خواهم. من این احساسات را نمی خواهم. گریزی حتی بیشترین اقدامات ، افکار یا احساسات را لمس می کند. دستانم کمی بیش از حد سرد است. من باید به جای آن کلمه از این کلمه استفاده می کردم. من خیلی از فکر کردن خسته شده ام. همه اینها بیزاری است و یکی از ریشه های رنج است.
مثال: من در زیباترین مکان تماشای یک غروب آفتاب زیبا هستم و با یک پشه کمی می شوم. گریزی بر نیش پشه تمرکز دارد.
دلبستگی یا تمایل
دلبستگی دقیقاً برعکس است: من این نتیجه را می خواهم. من این شی را می خواهم. من این تجربه را می خواهم. من برای خوشبختی کمی بیشتر به پول نیاز دارم. اگر او فقط به من گوش می داد ، احساس می کنم مهم هستم. اگر او فقط من را درک می کرد ، ما می خواهیم. ما به آنچه درک می کنیم خوب است ، پیوسته ایم زیرا فکر می کنیم این باعث خوشبختی خواهد شد. اما وقتی تجربیات خود را با دقت تماشا می کنیم ، می بینیم که این چیزها در واقع خوشبختی ایجاد نمی کنند.
مثال: من با خوشحالی آواز می خوانم ، و شوهرم از من می خواهد که ساکت شوم تا او بتواند تلویزیون را بشنود. من به اشک ریختم. من شاهد شادی در هیچ چیز نیستیم و می خواهم آن را برگردانم.
خودپنداره یا هویت
خودپنداره با دو نوع رنج دیگر همپوشانی دارد ، اما توجه به آن به خودی خود مفید است: من این هستم. من این هستم اگر به خودم بگویم که من آدم خوبی هستم ، احساس اعتبار می کنم. اگر معتقدم که من یک روح هستم ، احساس تنهایی کمتری می کنم. اگر کاری را انجام دهم که همه می خواهند من انجام دهم ، احساس تأیید می کنم. اما مهم نیست که چگونه خودمان را تصور می کنیم ، هرگز نمی توانیم عشق یا تمامیت مورد نظر خود را پیدا کنیم زیرا عشق در مفاهیم زندگی نمی کند. ما رنج می بریم که سعی می کنیم خود را به چیزی تبدیل کنیم که عشق مورد نظر خود را بدست آورد.
مثال: ویرایشگر من به من می گوید مقاله من واقعاً خوب است. خودپنداره من بلافاصله ادعا می کند: “من نویسنده خوبی هستم.” من نمی فهمم که من با آن شناسایی کرده ام تا بعداً ، وقتی ویرایشگر من به من می گوید مقاله من نیاز به بهبود دارد. من رنج می برم زیرا این خودپنداره ای را که “نویسنده خوب” دارم تهدید می کند.
وقتی می بینیم رنج همانطور که هست
وقتی ذهن آگاهی رنجهای اساسی را همانطور که هست نشان می دهد ، ممکن است احساس افسردگی ، تنهایی ، خالی یا بی تحرک کنیم. بنابراین بخش اعظم زندگی ما از تمایل به کاهش رنج ناشی می شود. هنگامی که ما دیگر سعی نمی کنیم از بیزاری خودداری کنیم ، به دنبال دلبستگی و ایجاد خودپنداره باشیم ، ممکن است زمان سختی را بفهمیم که با زمان خود چه کاری انجام دهیم.
خوشبختانه ، اگر ما در آن ادامه دهیم ، حقیقت رنج آشکارتر می شود و در نهایت ، شفاف می شود. به گفته Sayadaw (2016) ، توجه مداوم یا ذهن آگاهی ما حقیقت رنج را آشکار می کند. تقریباً مثل این است که رنج یک هیولا در زیر تخت ما است. اگر فقط چراغ ها را روشن کنیم و نگاه کنیم ، می بینیم که همه در ذهن ما بوده است – فقط یک شکل از تخیل ما. و اکنون ، به جای دیدن هیولا ، می بینیم که چه چیزی در پشت هیولا بود: عشق. زندگی-هنگامی که بدون بیزاری ، بدون دلبستگی و بدون خود توجیهی تجربه کرد-مانند عشق بسیار افتضاح است.
بنابراین اگر هنوز در رنج رنج می برید – چه در سطح تجربه و چه در سطح اساسی – به یاد داشته باشید که رنج فرصتی را برای درک بهتر درد شما فراهم می کند. و اگر حتی ممکن است عشق عمیق تری را که در پشت آن قرار دارد کشف کنید.
یک پست مشابه در وب سایت موسسه بهزیستی برکلی ظاهر می شود.