تیراندازی های دسته جمعی در مدارس به طور ویرانگری رایج شده است. همانطور که ما با عواقب هر تراژدی دست و پنجه نرم می کنیم، این سوال باقی می ماند: چگونه از تراژدی بعدی جلوگیری کنیم؟ با درک الگوهای روانشناختی و تأثیرات اجتماعی که تیراندازان مدرسهای را تحریک میکنند، میتوانیم علائم هشدار دهنده را شناسایی کرده و قبل از اینکه خیلی دیر شود مداخله کنیم. سه گانه ARCH – باورهای بیش از حد ارزش گذاری شده، کهن الگوها، و انگیزه تیموتیک- چارچوبی ساده و در عین حال قدرتمند برای شکستن این عوامل ارائه می دهد.
سه گانه ARCH: راهی ساده برای درک
- باورهای افراطی: اینها ایده های خطرناکی هستند که بر تفکر فرد مسلط می شوند و او را از دیگران جدا می کنند. این باورها که توسط جوامع آنلاین تقویت می شوند، قوی تر می شوند و افراد را به سمت خشونت سوق می دهند.
- کهن الگوها: تیراندازان اغلب خود را در نقش های نمادین مانند قربانی، جنگجو یا شهید می بینند. این نقشها به آنها کمک میکند تا اعمال خود را توجیه کنند و حس هدف را تقویت کنند.
- Thymotic Drive: این نیاز روانی به شناخت و احترام است. وقتی افراد احساس می کنند نادیده گرفته شده اند، تحقیر شده اند یا ناتوان هستند، ممکن است برای بازیابی احساس اهمیت به خشونت متوسل شوند.
با شناخت نشانه های این سه عنصر، می توانیم قبل از وقوع خشونت، بهتر درک کنیم و مداخله کنیم.
باورهای بیش از حد بها داده شده: ایده های خطرناک در دست گرفتن
تیراندازان مدرسه ای اغلب باورهای افراطی بیش از حد ارزش گذاری شده را ایجاد می کنند که بر تفکر آنها غالب است. این ایدهها تصادفی یا نشانههای روان پریشی نیستند – آنها اعتقادات عمیقی هستند که توسط جوامع و خرده فرهنگهای آنلاین تقویت شدهاند. با گذشت زمان، این باورها فرد را منزوی می کنند و به یک حس تحریف شده از هدف دامن می زنند.
برای مثال، تیراندازان کلمباین، اریک هریس و دیلن کلبولد، باورهای افراطی در مورد جامعه داشتند و خود را برتر از همتایان خود می دانستند و در اعمال خشونت آمیز خود توجیه می شدند. بسیاری از تیراندازان بعدی تجلیل از کلمباین و سایر تیراندازان را نشان دادند. این باورها ذوق زده شد، تقویت شد و مورد دفاع قرار گرفت. آنها از طریق مجلات، ویدئوها و بحث های آنلاین تقویت شدند. شناخت چنین تثبیتهایی و پیشرفت آنها در جلوگیری از تشدید بسیار مهم است.
کهن الگوها: تبدیل شدن به یک جنگجو، انتقام جو یا شهید
یک نگرانی در حال ظهور، خرده فرهنگ تیرانداز است که خشونت را ستایش می کند و به مهاجمان بالقوه طرحی برای اقدامات خود ارائه می دهد. انجمنهای آنلاین، گروههای رسانههای اجتماعی، و پلتفرمهای ویدیویی اغلب تیراندازان مدرسهای قبلی را بت میدانند، و برای کسانی که به خشونت فکر میکنند، یک حس انحرافی از جامعه ایجاد میکنند.
در این خرده فرهنگ، کهن الگوها – یا نقشهای نمادین – نقش مهمی در شکلدهی هویت تیرانداز بازی میکنند. بسیاری از تیراندازان خود را قربانیان سوء تفاهم می دانند که باید برای اثبات قدرت خود اقدامات افراطی انجام دهند. برخی دیگر کهن الگوی یک «جنگجو»، «شهید» یا «انتقامگیر» را میپذیرند و معتقدند که اعمالشان در خدمت هدفی بالاتر است. به عنوان مثال، سالوادور راموس، تیرانداز Uvalde، نقش یک جنگجو و انتقامجوی انتقامجو را پذیرفت و پستهای آنلاین نگرانکنندهای را از خود به جای گذاشت که نشاندهنده علاقه او به مهاجمان قبلی و قصد او برای پیشی گرفتن از آنها بود.
این تبدیل کهن الگویی از قربانی به جنگجو، هشداری است که مربیان، والدین و همسالان باید آن را جدی بگیرند. هنگامی که افراد شروع به ابراز تحسین از چهره های خشن می کنند یا خود را به عنوان ناجی یا انتقام جو معرفی می کنند، این یک نشانه واضح از افزایش خطر است.
انگیزه شناخت: انگیزه تیموتیک
در هسته بسیاری از تیراندازیهای مدرسه تیموس نهفته است، یک انگیزه روانی برای شناخت، کرامت و احترام. تیراندازان اغلب احساس تحقیر، نادیده گرفته شدن یا ناتوانی می کنند و به دنبال آن هستند که از طریق اعمال خشونت آمیز احساس اهمیت را بازیابند. این انگیزه میتواند به عنوان میل به شهرت یا بدنامی ظاهر شود، همانطور که در طرحها و مانیفستهای مفصلی که بسیاری از مهاجمان پشت سر میگذارند دیده میشود.
آدام لانزا، تیرانداز سندی هوک، تحسین خود را از تیراندازان دسته جمعی قبلی به دقت ثبت کرد و نشان دهنده تمایل او برای به دست آوردن شناخت مشابه بود. به طور مشابه، نیکولاس کروز، تیرانداز پارکلند، به صراحت قصد خود را برای “شهرت” شدن از طریق اقدامات خود اعلام کرد. برای این افراد، خشونت وسیله ای برای دستیابی به تصدیق، عشق یا شناختی است که میل دارند.
نحوه تلاقی این عناصر
باورهای افراطی، خرده فرهنگ تیراندازی، و انگیزه های تیموتیک اغلب با هم همپوشانی دارند و مسیری خطرناک برای خشونت ایجاد می کنند. دانش آموزی را در نظر بگیرید که احساس بیگانگی، غفلت و قلدری می کند که جوامع آنلاینی را کشف می کند که خشم آنها را تأیید می کند و شروع به دیدن خود به عنوان یک جنگجو یا انتقام جوی عدالت می کند. این ترکیب از عوامل می تواند به سرعت بدون مداخله تشدید شود.
پلتفرمهای آنلاین با فراهم کردن فضایی برای شکوفایی باورهای مضر این مسائل را تشدید میکنند. اتاقهای اکو ایدههای افراطی را تأیید میکنند، خشونت را ستایش میکنند و راهنمای گام به گام برای انجام حملات ارائه میدهند. درک این تقاطع کلیدی برای برهم زدن چرخه خشونت است.
گام هایی برای جلوگیری از فاجعه بعدی
با شناخت این علائم هشدار دهنده، جوامع می توانند اقدامات عملی برای جلوگیری از تیراندازی در مدارس انجام دهند. این چیزی است که ما می توانیم انجام دهیم:
- نظارت بر رفتار آنلاین: به فعالیت رسانههای اجتماعی توجه کنید، بهخصوص اگر کسی از تیراندازان گذشته تحسین میکند یا خیالپردازیهای خشونتآمیز را به اشتراک میگذارد. ارائه دهندگان اینترنت باید راه هایی را برای مسدود کردن والدین مواد تیراندازی ارائه دهند. مدارس باید روش های سالم مرور را آموزش دهند و هشدارهای دانش آموزان در مورد خرده فرهنگ های تیرانداز آنلاین را نادیده نگیرند.
- با افراد در حال مبارزه درگیر شوید: دانش آموزانی که احساس انزوا، بیگانگی، طفره رفتن یا قلدری می کنند نیاز به حمایت و تایید دارند. ایجاد حس تعلق می تواند آنها را از مسیرهای مضر دور کند.
- روایات مضر را به چالش بکشید: آموزش تفکر انتقادی و تشویق دیدگاه های متنوع برای شکستن اتاق پژواک خرده فرهنگ تیرانداز. اگر به دانشآموزان درباره اسلحه، فرهنگ تیراندازی و هویت آموزش دهیم، تلقیح شناختی کارساز است. نادیده گرفتن این یک اشتباه است.
- رفع نیازهای تیموتیک: به افراد کمک کنید راه های سالمی برای به دست آوردن شناخت پیدا کنند، چه از طریق دستاوردها، فرصت های رهبری یا روابط معنادار.
- گزارش نگرانی ها: اگر کسی علائم هشدار دهنده را نشان داد، مشاوران مدرسه، متخصصان سلامت روان یا مجریان قانون را برای ارزیابی خطر و مداخله مناسب درگیر کنید.
- به دنبال نشتی باشید: به نکات یا هشدارهایی که ممکن است افراد به اشتراک بگذارند توجه کنید، مانند تهدیدها، برنامهها یا محتوای مزاحم که برای همسالان، خانواده یا آنلاین افشا شده است. نیکولاس کروز “من میخواهم یک تیرانداز حرفهای مدرسه شوم” در یوتیوب پست کرد.
- مسیرهای خشونت را ردیابی کنید: مراقب رفتارهایی باشید که نشاندهنده برنامهریزی یا آمادگی برای خشونت هستند، مانند تحقیق در مورد سلاحها، سفارشی کردن سلاحها با نمادهای نفرت یا تلافی، تمرین حملات، یا جستجو در مکانها.
فراخوانی برای اقدام
پیشگیری از تیراندازی در مدارس نیازمند تلاش جمعی است. با درک سه گانه ARCH – باورهای افراطی، کهن الگوها و انگیزه تیموتیک – می توانیم افراد در معرض خطر را شناسایی کرده و حمایت مورد نیاز آنها را ارائه کنیم. این در مورد نمایان کردن یا مقصر دانستن نیست، بلکه در مورد تشخیص زمانی است که کسی در حال مبارزه است و قبل از وقوع تراژدی وارد عمل می شود. با هم می توانیم مدارس و جوامع ایمن تری برای همه ایجاد کنیم.