[ad_1]

روانشناس دیانا فوشا به عنوان “جنگجوی جایزه صمیمیت” توصیف شده است، که توصیف مناسبی از یک پزشک و نظریه پرداز است که کارش عمیقاً به آنچه که جراح عمومی به عنوان اپیدمی تنهایی توصیف کرده است می پردازد. تحقیقات نشان می دهد که بیش از نیمی از بزرگسالان آمریکایی از تنهایی رنج می برند.
در یک کنفرانس تروما سالها پیش، من در یک کارگاه آموزشی یک روزه با فوشا و روانشناس ریچارد شوارتز، خالق سیستمهای داخلی خانواده (IFS) شرکت کردم. من در حال آموزش IFS بودم که یکی از مؤثرترین اشکال درمانی است که می شناسم. با این حال، من همچنین میخواستم در مورد کار فوشا در مورد رواندرمانی پویا تجربی تسریعشده، که به سرعت و بهطور مؤثر نتایج عمیقی میگیرد، بیشتر بدانم. حتی بهتر از آن، مطالعات بعدی نشان میدهد که اثر پایدار است. این نادر است. من در یک بیمارستان بزرگ شهری کار می کنم، تدریس می کنم و سرپرستی می کنم. روزهایی که مردم زمان یا پول برای درمان طولانی مدت داشتند، گذشته است. همه ما برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی مردم تحت فشار هستیم.
در سال 2014، با چندین همکار، یک مرکز برای ذهن آگاهی و شفقت (CMC) ایجاد کردیم که شکل گیری آن به تفصیل در زیر آمده است. امسال 10 سالگی آن را جشن می گیریمهفتم سالگرد فوشا یک سخنران ایده آل برای کمک به ما در جشن گرفتن این سال مهم بود. در کتاب اخیر «رفع تنهایی و تبدیل رنج به شکوفایی» که توسط فوشا ویراستار شده است، یک ترکیب فلسفی و نظری از اهداف CMC و مقالات وجود دارد.
اجازه دهید برخی از نکات کلیدی AEDP و تفاوت آن با روش آموزش بسیاری از ما را بیان کنم.
- شفا، نه آسیب شناسی روانی، نقطه عزیمت است. فوشا جلسه ای را با جست و جوی آنچه که “درخشش” سلامت و تندرستی می نامد شروع می کند.
- مدل مبتنی بر پیوست است. درمانگر به جای اینکه یک صفحه بی طرف و خالی باشد، حضور دارد و متصل است. با تماشای نوارهای فوشا در عمل، من تحت تأثیر ارتباط فوری و گرمی که او ایجاد کرد، قرار گرفتم، بنابراین مشتری بلافاصله این پیام را دریافت کرد که آنها تنها نیستند و کسی واقعاً به آن اهمیت می دهد.
- به نظر می رسد هدف AEDP هم شرافتمندانه و هم عمیقاً بشردوستانه است، این هدف «بازگرداندن» تنهایی و تبدیل رنج عاطفی به شکوفایی است. این از بسیاری جهات، آنچه را که فکر میکردیم میتوانیم در درمان به دست آوریم، به چالش میکشد و به ما کمک میکند تا در مورد آنچه در درمان ممکن است فکر کنیم. این یک مدل عمیقا مثبت است. فیلسوف و محقق، آنتونیو داماسیو معتقد است که “ما سازمان یافته ایم تا بهتر از خوب باشیم.”
- AEDP، بر خلاف بسیاری از مدلهای دیگر، مبتنی بر تحقیقات تجربی، فلسفه، و علوم اعصاب است که از بولبی، ویلیام جیمز، وینیکات، ریچارد دیویدسون و باربارا فردریکسون و همچنین شاعران بزرگ استفاده میکند.
- این کار یک کار استادانه برای گرد هم آوردن شرق و غرب و همچنین باور و در بسیاری موارد «بازیابی» خوبی های اساسی چیزی است که فوشا و همکارانش «خود اصلی» می نامند.
- این نوعی درمان است که ما در این مواقع آشفته به شدت به آن نیاز داریم، با پیامی که باید بشنویم: «شما تنها نیستید».
[ad_2]