“اجازه دهید زیبایی آنچه دوست دارید کاری باشد که انجام می دهید.” – مولانا
بررسی تحقیقات جاری در مورد وضعیت فعلی رضایت کارگران در ایالات متحده نشان می دهد که پاسخ به این سوال که آیا کارگران از شغل خود راضی هستند؟ طنین انداز است، “گفتنش سخت است.”
این یافته ها را در نظر بگیرید:
- بر اساس داده های جدید، رضایت کارکنان برای سومین سه ماهه متوالی در ماه های پایانی سال 2023 کاهش یافت و به پایین ترین حد در چهار سال گذشته رسید.
- یک نظرسنجی نشان میدهد که کارگران ایالات متحده تقریباً از همه جنبههای شغل خود نسبت به سال گذشته رضایت کمتری دارند.
- به طور کلی، رضایت شغلی در میان کارگران مورد بررسی طی دهه گذشته شش درصد افزایش یافته است.
- حدود نیمی از کارگران به طور کلی از شغل خود بسیار راضی هستند، اما دیدگاه ها در مورد جنبه های خاص شغلشان به طور قابل توجهی متفاوت است.
کدام است؟ آیا ما شغل خود را دوست داریم یا از آن متنفریم؟ آیا تفاوت قابل توجهی در احساس مردم نسبت به کارشان امروز نسبت به سال های گذشته وجود دارد؟ آیا آمریکاییها همیشه رابطه عشق و نفرت با کار نداشتهاند و مهمتر از آن، یک مدیر/رهبر ضعیف با چنین هدف متحرکی مانند رضایت کارگر چه باید بکند؟
به عنوان یک متخصص کمک به کارمند (EAP)، که هر روز با احساس مردم در مورد شغل خود و نحوه عملکردشان سروکار دارد، یا در برخی موارد رفتار میکند، داستانهای بسیار بیشتری درباره جنبههای منفی کار برای امرار معاش میشنوم تا جنبههای مثبت.
به نظر میرسد یکی از راههایی که شرکتها، از شرکتهای بزرگ گرفته تا فروشگاههای مادر و پاپ، با معمای رضایت دست و پنجه نرم کردهاند این است که «رضایت» را کنار بگذارند و به اندازهگیری «درگیری کارکنان» روی آورند.
توسط گالوپ به عنوان «درگیری و اشتیاق کارکنان در کار و محل کارشان» تعریف شده است، تصور میشود که تعامل به «اندازهگیری و مدیریت دیدگاههای کارکنان در مورد عناصر حیاتی محیط کار شما» کمک میکند. اگر کلمه «شوق» از جمله بالا بیرون بیاید، باید. در کار EAP، من با افراد بیشماری برخورد کردهام که کمترین اشتیاق را برای کار خود نشان میدهند، اما سختکوش و فداکار بودند.
به طور معمول، من از همه نوع رهبرانی دارم که با من تماس می گیرند تا بیشترین بهره را از کارمندان خود ببرند، در عین حال سعی می کنند “آنها را خوشحال کنم.” وقتی تغییرات در موضوع نحوه برخورد مردم با کارشان را حذف می کنیم، به نظر می رسد که به این نیاز بسیار اساسی برای شادی برمی گردد. با این حال، حتی در اینجا ما با سر و صدا به مرغ و تخم مرغ “یک کارگر شاد، یک کارگر مولد است” می پردازیم، به نظر زیگ زیگلار، “یک کارمند مولد که در شغل خود مشغول کار است، به احتمال زیاد از آن خوشحال خواهد شد.” شغل و احتمال کمتری دارد که در جای دیگری به دنبال کار بگردید.»
جای تعجب نیست که رهبرانی که من با آنها صحبت می کنم اغلب ناله می کنند و در آرزوی روزهایی هستند که دغدغه اصلی آنها شادی خودشان بود.
تجربه من در دنیای EAP و به عنوان یک روان درمانگر با 40 سال تجربه به من آموخته است که شادی انسان در بهترین حالت و در بدترین حالت مانند پاگنده زودگذر است – چیزی که بسیاری به آن اعتقاد دارند، اما تعداد کمی آن را دیده اند.
با توجه به این موضوع، آسان است که دستمان را بالا بیاوریم و به روزهایی برگردیم که «کار جایی است که شما یک چک حقوق دریافت میکنید. شادی خود را از جای دیگری بدست آورید.» این واقعیت که این طرز فکر منجر به شرایط کاری خطرناک، استثمار کارگران و در برخی موارد شورش آشکار شد، نشان میدهد که بهتر است بین کار به عنوان کار – به معنای واقعی کلمه به معنای “مصیبت و رنج” – به عنوان یک حرفه تعادل برقرار کنیم. – به معنای واقعی کلمه “یک فراخوان” است.
در نتیجه سوابق سلامت روانی و تجربه حرفه ای ام، همیشه بر این باور بوده ام که بهترین نگهبان شادی خود هم در محل کار و هم در خانه هستم. هرگز احساس راحتی نمیکردم که به غریبههایی کاملاً غریبه بدهم، که مسئولیت اصلی آنها پول درآوردن است، نه شادی، چیزی به اندازه احساس من نسبت به خودم و کاری که برای امرار معاش انجام میدهم.
این بدان معنا نیست که حرکت به سوی خود غنیسازی از طریق اشتغال در تضاد با نیت شرکت است – بیشتر کار فعلی من به عنوان مشاور و مربی حرفهای کمک به رهبران برای یافتن راههایی برای ایجاد این تعادل برای حفظ کارگران خوب است.
از آنجایی که مدیران نیز با رضایت خود در محل کار دست و پنجه نرم می کنند، اغلب حتی بیشتر از کسانی که بر آنها نظارت می کنند، من از فهرستی از نکات و ابزارهایی استفاده می کنم که هم از کسانی که رهبری می کنند و هم کسانی که دنبال می کنند حمایت می کند:
- مایل به ترک منطقه راحتی خود باشید: بسیاری از افراد در محل کار به دلیل ماندن در حالت هایی که دیگر از رفاه آنها پشتیبانی نمی کند، رنج می برند.
- از اشتباه کردن نترسید: کمال مانع رشد می شود و لذت موفقیت ها را از بین می برد.
- در افکار خود محدود کننده افراط نکنید: کتک زدن خود فقط درونی کردن رئیس ناکارآمد است.
- وقت خود را صرف خودسازی کنید: بهبود بخشهایی فراتر از عنوان کاری فعلی نه تنها ارزش خود را تقویت میکند، بلکه میتواند به مسیر شغلی جدیدی نیز تبدیل شود.
- خودتان را طوری آموزش دهید که کاری را که شروع کرده اید به پایان برسانید: رها کردن بیش از حد اهداف باعث ایجاد احساس خستگی و ناامیدی می شود.
- به طور کامل در لحظه حال زندگی کنید: برنامه های کاری راهی برای ایجاد تنش غیرضروری در احساس زمان ایجاد می کند. دلیلی وجود دارد که آنها را صدا می زنند مردهines; برای الان زندگی کن
- خود را متعهد به شادی کنید: به جای اینکه امیدوار باشید کارتان برای شما خوشبختی بیاورد، کشف آن را هدف اصلی خود قرار دهید و در ماجراجویی جستجوی آن زندگی کنید.
از آنجایی که برای همه این فرصت فراهم نمیشود که شغلهایی راضیکننده، رضایتبخش و شخصاً پاداشدهنده داشته باشند، منطقی است که در درون خود به دنبال آن تجربیات بگردیم و آنها را در هر کاری که برای تأمین نیازهای اولیهمان انجام میدهیم، بیاوریم. به این ترتیب، وقتی زمان کنار گذاشتن کار و لذت بردن از دوران بازنشستگی فرا می رسد، متوجه این مکاشفه حیرت آور نخواهیم شد که همه چیز را در اداره جا گذاشته ایم.