برای بسیاری از بزرگسالان ، تعامل با والدین خود مدت ها پس از پایان کودکی ، منبع اضطراب ، سردرگمی و آشفتگی عاطفی باقی مانده است. هنگامی که یک یا هر دو والدین از نظر عاطفی نابالغ هستند ، این چالش ها به طور قابل توجهی شدت می یابد. درک چگونگی تجلی نابالغ عاطفی ، تأثیر آن بر کودکان بالغ و راه های مقابله و بهبودی می تواند عمق زندگی و روابط شما را تغییر دهد.
شناسایی والدین از نظر عاطفی نابالغ
والدین نابالغ از نظر عاطفی معمولاً رفتارهای مرتبط با رشد عاطفی محدود و خودآگاهی را نشان می دهند. روانشناس بالینی ، لیندسی گیبسون (2015) والدین نابالغ عاطفی را به عنوان افرادی توصیف می کند که نیازهای عاطفی خود را در اولویت قرار می دهند ، فاقد همدلی هستند و اغلب رفتارهای کودکانه مانند تحریک پذیری ، واکنش پذیری عاطفی و عدم مسئولیت را نشان می دهند.
علائم مشترک شامل:
- مشکل در مدیریت احساسات آنها ؛ آنها ممکن است نوسانات مکرر خلقی داشته باشند.
- عدم همدلی ، نگرانی کمتری را برای بهزیستی عاطفی فرزندانشان نشان می دهد.
- خود محوریت مداوم ، باعث می شود تعامل حول احساسات و نیازهای آنها بچرخد.
- عدم توانایی در تأمل ، عذرخواهی صمیمانه یا مسئولیت اشتباهات آنها.
ناتوانی عاطفی بر کودکان بزرگسالی چه تأثیر می گذارد
بزرگ شدن با والدین نابالغ عاطفی می تواند تأثیرات عمیقی و ماندگار بر رشد عاطفی و روانی فرد داشته باشد. این اغلب منجر به:
شک و تردید مزمن: کودکان بزرگسال اغلب احساسات و تصمیمات خود را حدس می زنند و ناشی از بی اعتبار بودن تجربیات خود هستند.
مشکل در ایجاد روابط سالم: با کمبود الگوی سالم والدین ، آنها اغلب با اعتماد ، مرزها و صمیمیت می جنگند.
فرسودگی عاطفی: غیرقابل پیش بینی عاطفی مداوم (به عنوان مثال ، فشار و کشش پویا ، مکرر یا متناقض به سمت و دور شدن از آن) و نیاز به والدین نابالغ می تواند منجر به احساس عصبانیت و خشم ، فرسودگی عاطفی و قطع یا بی حسی شود.
نیازها و احساسات سرکوب شده: کودکان بالغ ممکن است به طور معمول احساسات یا نیازهای خود را سرکوب و سرکوب کنند تا از ناراحتی عاطفی جلوگیری کنند ، و/یا عدم پذیرش یا رد والدین پیش بینی شده (گیبسون ، 2019).
تأثیر بر سبک دلبستگی در روابط بین فردی
عدم بلوغ عاطفی در والدین به طور قابل توجهی بر سبک های دلبستگی تأثیر می گذارد و نحوه شکل گیری و حفظ روابط کودکان را شکل می دهد. طبق نظریه دلبستگی که توسط جان بولبی ساخته شده است ، تجربیات اولیه با مراقبان عمیقاً بر سبک دلبستگی فرد تأثیر می گذارد. فرزندان بزرگسال والدین از نظر عاطفی غالباً سبک های دلبستگی ناامن را ایجاد می کنند:
دلبستگی مضطرب: غیرقابل پیش بینی و ناسازگاری مداوم از والدین نابالغ عاطفی اغلب باعث می شود کودکان بزرگسالی دلبستگی اضطراب ایجاد کنند. آنها ممکن است بیش از حد چسبناک ، بیش از حد وابسته باشند و غالباً از ترک یا طرد در روابط عاشقانه و اجتماعی نگران باشند.
دلبستگی اجتناب: از طرف دیگر ، برخی ممکن است یک سبک دلبستگی اجتناب را اتخاذ کنند ، که با ترس صمیمیت ، جدا شدن عاطفی و مشکل در تکیه بر دیگران به دلیل تجربیات مکرر غفلت عاطفی یا نیازهای عاطفی برآورده شده است.
دلبستگی بی نظمی: در موارد شدید ، کودکان بالغ ممکن است یک سبک دلبستگی بی نظم را نشان دهند ، که با سردرگمی ، سیگنال های مختلط و رفتارهای متناقض در روابط مشخص می شود ، که اغلب ناشی از محیط های هرج و مرج و از نظر عاطفی بی ثبات است.
شناخت و درک این الگوهای دلبستگی پایه و اساس اساسی برای توسعه پویایی روابط سالم تر است. به عنوان مثال ، تامی ، 34 ساله ، همیشه احساس کرده است که او در اطراف مادرش ، سابرینا “روی پوسته های تخم مرغ” قدم می زند. سابرینا غالباً نسبت به اختلافات جزئی با طغیان های عاطفی چشمگیر واکنش نشان می داد ، سرزنش را به تامی تغییر می داد و از مسئولیت جلوگیری می کرد.
با بزرگتر شدن تامی ، او الگوهای دستکاری عاطفی ، ایجاد گناه و ارتباطات منفعل و پرخاشگرانه را از مادرش تشخیص داد. این امر باعث شد تا تامی از درگیری اضطراب داشته باشد و بیش از حد از این امر جلوگیری شود تا از تحولات عاطفی بیشتری جلوگیری شود.
در طول درمان ، تامی فهمید که او یک سبک دلبستگی اضطراب ایجاد کرده است. نوسانات و ناسازگاری عاطفی مادرش باعث شد تا تامی احساس ناامنی و ترس از ترک کند. علاوه بر این ، پدر تامی از نظر عاطفی دور بود و به ندرت اعتبار عاطفی را فراهم می کرد و احساس اضطراب و غفلت عاطفی را به همراه داشت. در نتیجه ، تامی تلاش کرد تا به شرکای عاشقانه خود اعتماد کند و غالباً خود را به دنبال اطمینان مداوم می دانست ، که اغلب روابط بین فردی او را تحت فشار قرار می داد.
از طریق درمان ، تامی شروع به درک سبک دلبستگی و ریشه های آن در روابط والدین خود کرد. او استراتژی هایی را برای مدیریت اضطراب خود ، ایجاد مرزهای روشن و برقراری ارتباط نیازهای وی به طور مؤثرتر ، به طور قابل توجهی بهزیستی عاطفی و سلامت روابط خود آموخت.
نحوه مقابله و بهبودی
مدیریت رابطه با والدین نابالغ عاطفی نیاز به صبر ، دلسوزی (به ویژه نسبت به خود) و تنظیم مرزهای ادعایی دارد. در اینجا استراتژی های اساسی وجود دارد:
1. تشخیص و قبول: پذیرش به معنای تأیید نیست. این شامل تصدیق محدودیت های والدین شما و انتشار انتظارات غیرواقعی است. گیبسون (2015) بر اهمیت شناخت عدم تحمل عاطفی به عنوان یک محدودیت تأکید می کند ، نه ظلم عمدی.
2. مرزهای سالم را تعیین کنید: مرزهای واضح تعریف شده ضروری هستند. در مورد اینکه چه رفتارهایی قابل قبول است و آنچه را که تحمل نمی کنید صریح باشید. مرزها از سلامت روان شما محافظت می کنند و به تعریف مجدد روابط شما کمک می کنند (Cloud & Townsend ، 2017).
3. گروه عاطفی را تمرین کنید: حفظ بی طرفی عاطفی در حین تعامل می تواند استرس را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. والدین نابالغ از نظر عاطفی اغلب به دنبال واکنش هستند. ماندن در ترکیب به جلوگیری از تشدید کمک می کند.
4. مراقبت از خود و درمان: اولویت بندی فعالیتهای مراقبت از خود که باعث تقویت تنظیم عاطفی ، مانند ذهن آگاهی ، ورزش و روزنامه نگاری می شود ، می تواند به مدیریت استرس کمک کند. درمان در توسعه استراتژی های مقابله ، درک زخم های عاطفی و اعتقادات اصلی منفی و ایجاد مقاومت عاطفی ، پشتیبانی ارزشمندی را فراهم می کند.
تمرینات مقابله عملی
تکنیک Observe-Don't-Absorb: در حین تعامل ، از نظر ذهنی قدم به عقب برای رعایت رفتار والدین خود (به عنوان مثال ، آنها سرزنش می کنند ، شرمنده می شوند ، دفاعی می شوند یا برای شنیدن نحوه فکر یا احساس شما باز نیستند) بدون اینکه آشفتگی عاطفی آنها را جذب کنید. به الگوهای توجه کنید بدون اینکه شخصاً آنها را بگیرید. همچنین ، احساسات خود را کنترل کنید. از واکنش نسبت به شدت عاطفی آنها خودداری کنید ، بلکه تصمیم بگیرید که چه کسی هستید و می خواهید باشید و از یک مکان با ارزش اساسی عمل کنید.
4 نفر در استراتژی اتاق: در میان فعال سازی یا ایجاد مستقیم ، به خود یادآوری کنید که چهار نفر در اتاق هستند. حال شما ، ناخودآگاه شما ، والدین فعلی و بخشی ناخودآگاه والدین شما نیز وجود دارد. بازتاب آن افراد زخمی دیگران را زخمی کردند وت آنچه فرد احساس نمی کند ، آنها نمی توانند بهبود یابندبشر اگر شما و/یا والدین خود در یک فضای ناخودآگاه رکود قرار دارید ، ممکن است کار با چالش ها در آن لحظه یا به طور کلی بسیار چالش برانگیز باشد. شما نمی توانید کسی را وادار کنید که کسی را انجام دهد تا کارهای درونی خود را انجام دهد. به خودتان زمان و مکانی را که لازم دارید و شایسته پردازش تعامل و تصمیم گیری در مورد چگونگی ادامه رابطه هستید ، به خودتان اختصاص دهید.
طرح مرزی: رفتارهای خاص را که می خواهید تغییر دهید ، بنویسید و مرزها را بدون پیوست یا انتظارات به وضوح بیان کنید. به طور مرتب این مرزها را در صورت لزوم و لازم به روز کنید. تشخیص دهید که شما نمی توانید رفتارهای والدین خود را کنترل کنید. مرزها را بر اساس ارزشهای خود ادعا کنید ، این که آیا آنها را رعایت می کنند در دست شما نیستند بلکه نحوه واکنش شما به آن را انتخاب می کنید.
حرکت به سمت بخشش و رشد
به گفته روانشناس ، رابرت Enright (2001) بخشش ، ابزاری قدرتمند در بهبودی شخصی است. بخشش در اینجا به معنای آزاد کردن نارضایتی برای صلح خود است ، نه رفتارهای محکوم کننده. این امر به تقویت آزادی عاطفی کمک می کند و روابط آینده سالم تری را ترویج می کند.
آماندا آن گرگوری به طرز حیرت انگیزی در کتاب جدید خود اشاره می کند ، “نیازی به بخشش نیست: بازیابی تروما به شرایط خود“این که یک فرد با توجه به شرایط خود تصمیم بخشش می کند و تعریف بخشش را بر اساس جایی که شخص در سفر شفابخش خود در آن قرار دارد ، گسترده می کند.
تغییر داستان شما
فرزندان بزرگسال والدین نابالغ عاطفی می توانند با تصدیق قدرت ، مقاومت و استقلال ، روایت خود را از قربانی تا توانمندسازی تغییر دهند. تجدید نظر در تجربیات به عنوان فرصت هایی برای رشد شخصی به طور قابل توجهی در بهبودی نقش دارد.
دکتر جونیس وب ، یک متخصص برجسته در مورد غفلت عاطفی کودکان (CEN) ، بر تأثیر عمیق نیازهای عاطفی برآورده نشده در دوران کودکی تأکید می کند: “سوخت زندگی احساس می کند. اگر در کودکی پر نشویم ، باید خودمان را به عنوان بزرگسالان پر کنیم. در غیر این صورت ، ما خودمان را خالی خواهیم دید ” (وب ، 2012). این نقل قول بر لزوم تصدیق و پرداختن به حفره های عاطفی باقی مانده توسط فرزندپروری عاطفی نابالغ تأکید می کند. شناخت این شکاف ها اولین قدم برای بهبود و توسعه تحقق عاطفی در بزرگسالی است.
پیمایش در روابط با والدین نابالغ عاطفی بدون شک چالش برانگیز است ، اما شناخت الگوهای ، تعیین مرزهای واضح و اولویت بندی مراقبت از خود می تواند باعث بهبود و رشد عاطفی عمیق شود. به یاد داشته باشید ، در حالی که شما نمی توانید رفتار والدین خود را کنترل کنید ، همیشه می توانید بر پاسخ های خود تأثیر بگذارید و پویایی سالم تر را به جلو می برد. شما سزاوار این هستید که انتخاب های مبتنی بر ارزش را ایجاد کنید که باعث استقلال ، رشد شخصی و توانمندسازی شخصی شما می شود.
برای کمک به روند درمانی خود ، به این گوش دهید مراقبه هدایت شده خود رهبری من
برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود ، به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر