[ad_1]

من به عنوان یک روانشناس که بیش از 30 سال با نوجوانان ، بزرگسالان و خانواده ها کار کرده است ، من دیده ام که احساسات ما چقدر قدرت را انتخاب می کند ، غالباً بدون تحقق آن. یک مطالعه جدید از دانشکده پزشکی دانشگاه مینسوتا چیزی را تأیید می کند که من در جلسه بعد از جلسه شاهد آن بوده ام: این اضطراب و بی تفاوتی – دو حالت عاطفی بسیار متفاوت – می تواند بی سر و صدا اما عمیقاً تأثیر می گذارد که ما به چالش ها و عدم اطمینان پاسخ می دهیم.
این مطالعه نشان داد که افراد مضطرب غالباً جهان را غیرقابل پیش بینی می دانند. آنها با تلاش بیشتر ، تغییر استراتژی ها یا تصحیح بیش از حد – حتی در صورت غیر ضروری ، به مشکلات پاسخ می دهند. از طرف دیگر ، افرادی که بی تفاوتی را تجربه می کنند ، تمایل دارند جهان را تصادفی و غیرقابل کنترل بدانند. آنها کمتر رویکردهای جدید را امتحان می کنند یا تغییراتی ایجاد می کنند ، زیرا در ذهن آنها به هیچ وجه کمک نخواهد کرد.
وقتی اضطراب تمام می شود
یکی از مشتری های نوجوان من ، یک دبیرستان دبیرستان را به دست آورید. او پس از گرفتن B+ در یک مسابقه ، وحشت کرد – چیزی که بیشتر آنها را به عنوان یک درجه کاملاً قابل قبول می دانند. متقاعد شد که تمام روش مطالعه او ناقص است ، او همه چیز را خراب کرد و شروع کرد. واکنش او مبتنی بر منطق نبود – این امر به اضطراب دامن زده شد. این اضطراب باعث شد که او احساس کند که باید سریع عمل کند یا همه چیز از هم پاشیده می شود.
افراد مضطرب برای تصمیم گیری های بیش از حد واکنشی شناخته شده اند. آنها دائماً برای اشتباه بعدی مهار می شوند و سعی می کنند با استفاده از فاجعه تخیلی با تغییر و یا تغییر برنامه ها ، از بروز بلایای تخیلی جلوگیری کنند.
وقتی بی تفاوتی در حال خزیدن است
سپس بی تفاوتی وجود دارد ، اما به همان اندازه قدرتمند است. یکی از مراجعین بزرگسال من ، یک مرد 42 ساله ، در شغلی که کاملاً غیرقابل تحقق پیدا کرده بود گیر کرده بود. او اغلب به من می گفت ، “چه فایده ای در تلاش است؟ این طور نیست که هر چیزی تغییر کند.” حتی اگر او ناراضی بود ، او دوباره به روز نکرد و گزینه های دیگر را کشف کرد. این تنبلی نبود – بی تفاوتی بود. این او را متقاعد کرده بود که هیچ فایده ای در تلاش وجود ندارد.
بی تفاوتی باعث می شود افراد به جای واکنش بیش از حد مانند اضطراب ، تعطیل شوند. این انگیزه را کسل می کند و امید را از بین می برد. هر دو کشور می توانند مردم را گیر بیندازند ، اما به روش های بسیار متفاوتی.
تله های مختلف ، همان لکنت
اضطراب مردم را به انجام کارهای زیاد سوق می دهد. بی تفاوتی آنها را متقاعد می کند که هیچ کاری انجام ندهند. هر دو الگوی تصمیم گیری ایجاد می کنند که در حال حاضر مستقر نیستند-آنها از ترس یا قطع ارتباط هدایت می شوند.
چگونه کنترل را به عقب برگردانیم
در کتاب من جعبه ابزار اضطراب ، افسردگی و عصبانیت برای نوجوانان، من از ذهن آگاهی و شناختی رفتاری درمانی برای کمک به جوانان در تشخیص این تله های عاطفی و یادگیری چگونگی پاسخگویی موثرتر استفاده می کنم. همین ابزارها برای بزرگسالان نیز کار می کنند. با پشتیبانی ، مردم می توانند یاد بگیرند که مکث ، تأمل کنند و تصمیمات عمدی بیشتری را بدون وحشت یا ناامیدی بگیرند.
فکر نهایی
اگر شما – یا کسی که دوستش دارید – از هر انتخابی چشم پوشی می کنید یا به طور کلی از عمل اجتناب می کنید ، ممکن است بیش از بی احتیاطی باشد. احساسات می توانند بی سر و صدا کشتی را هدایت کنند. اما پس از دیدن تله ، می توانید راه خود را برای خروج از آن انتخاب کنید.
[ad_2]