درمان اومانیستی غالباً بر کمک به ما در شرکت در فرایند خودآگاهی یا تحقق کامل پتانسیل ما متمرکز است. یک مسیر اصلی برای خودآگاهی ، شناسایی حس هدف ما و تلاش برای تحقق این هدف است. برای کمک به ما در سفر خودآگاهی خود ، صحبت کردن و یادگیری از کسانی که احساس هدف خود را پذیرفته و دنبال کرده اند ، می تواند مفید باشد.
با توجه به این هدف ، من با برنده جایزه چهار بار جایزه گرمی و Don Felder ، نوازنده و ترانه سرا و ترانه سرا راک اند رول صحبت کردم. فلدر عضو گروه راک Eagles بود و در برخی از بزرگترین بازدیدهای آنها ، از جمله “هتل کالیفرنیا” و “قربانی عشق” ، همزمان و اجرا شد. پس از پایان رابطه با عقاب در سال 2001 ، وی به عنوان یک هنرمند انفرادی ادامه داد و با گروه دون فلدر نیز گشت و گذار کرد. فلدر آلبوم جدیدی به نام دارد طاق 1975-2025 پنجاه سال موسیقی و در یک تور آمریکای شمالی شروع به کار می کند. در طول بحث ما ، او رویکرد خود را برای خودآزمایی به عنوان یک هنرمند به اشتراک گذاشت.
اول و مهمتر از همه ، فلدر او را در اولویت قرار داد احساس هدف در زندگی او ، به ویژه موسیقی او. فلدر به من گفت: “مهمترین زندگی ، برای من این است که خود را خوشحال کنید … اگر کاری را انجام می دهید که دوست دارید ، خوشحال هستید.” “بنابراین ، هنگامی که من در 10 سالگی موسیقی را شروع کردم ، صادقانه این کار را برای پول انجام ندادم. این الویس پریسلی ، بادی هالی و BB King بود که اوایل الهام بخش من بودند. و من فقط عاشق موسیقی شدم.”
دوم ، در سنین جوانی ، فلدر حس قوی ایجاد کرد سپاسگزاریبشر وی این تشکر را از شاهد اخلاق کاری والدینش در مواجهه با شرایط اقتصادی شدید نسبت می دهد. “مادر و پدرم هرگز از کلاس چهارم فارغ التحصیل نشدند. آنها هر دو والدینی داشتند که آنها را رها کرده بودند … و هر دو از خانواده های چهار فرزند آمده بودند. “پیرترین بچه ها ، به عنوان بچه ها ، قبل از وجود قوانین کار کودکان ، به سر کار می رفتند … پدر من از زمان 10 سالگی در یک گیاه کار می کرد … و من به اندازه کافی خوش شانس بودم که آنها مایل بودند خیلی سخت کار کنند تا غذا را برای من ، لباس … و یک پناهگاه روی سر من قرار دهند.”
سوم ، قدردانی فلدر این قدرت را برای پذیرش چالش های دشوار فراهم کرد و توسعه داد باز به سرمایه گذاری در فرصت ها. وی توضیح داد که چگونه ، به عنوان جوانی که در فلوریدا بزرگ شده است ، او بدون در نظر گرفتن واکنش جمعیت ، مایل به نمایش زنده در مسابقات استعدادهای محلی است. تمرکز او بر هدف او در موسیقی و قدردانی از اینکه او فرصتی برای بازی داشت. وی گفت: “و من آنقدر فقیر هستم ، من چیزی برای از دست دادن نداشتم … من می توانستم بیرون بروم و انجام دهم و هر کاری را که می خواستم امتحان کنم امتحان کنم. و این فقط باید بهتر از در کنار گرسنگی باشد.” “بسیاری از مردم از آنجا بلند می شوند و فقط وحشت می کنند. من هرگز نمی ترسیدم. من فقط عاشق پخش موسیقی هستم. مردم می توانند بخندند. آنها می توانند من را بچرخانند ، هرچه هست. سلام ، من یک زمان عالی را سپری می کنم.
اگر اینطور نیست ، خوب ، در آنجا وجود دارد. “
در مرحله بعد ، این باز بودن به چالش های جدید شامل موارد انعطاف پذیری اینکه مسیر او برای خودآگاهی ممکن است او را در بسیاری از جهات غیر منتظره سوق دهد. پس از عزیمت به نیویورک و سپس ماساچوست برای تعقیب موسیقی ، فلدر توسط دوست و عضو بنیانگذار Eagles برنی لیدون مورد توجه قرار گرفت تا به کالیفرنیا منتقل شود. “من تصمیم گرفتم كه قصد دارم به كالیفرنیا بروم. “من چیزی برای از دست دادن نداشتم ، بنابراین همه آن را بسته بندی کردم. Cross Country را در یک ولوو قدیمی که در نیمه راه از نمک در جاده های ماساچوست زنگ زده بود ، سوار کردم.”
فلدر از جاه طلبی خود برای واقعی سازی در موسیقی با بی امان حمایت کرد اخلاق کاریبشر این تلاش برای استخدام وی برای پیوستن به عقاب ها بسیار مهم بود و در طول حرفه خود همچنان ادامه داشت. فلدر توضیح داد: “من این عشق و اشتیاق را که به آن متعهد شده بودم ، داشتم که عشق من به موسیقی بود. و زندگی خود را به این زندگی داده ام … نوشتن آهنگ ها و ایجاد و کار در استودیو.” وی گفت: “این روال 10،000 ساعته است. من وقتی در آنجا بودم در طبقه زندگی خانه ام در نیویورک می نشینم و روزانه هشت ، نه ، ده ساعت در تور برای آلبوم Eagles 1994 بازی می کردم. جهنم بیش از حد یخ می زندبشر من وقتی برای اولین بار از خواب بیدار شدم ، در اتاق هتل خود می نشینم ، قهوه خود را با گیتار می خورم و قبل از اینکه به طبقه پایین برویم و سوار هواپیما می شدم … یک ساعت و نیم بازی می کردم … به استادیومی که در آن بازی می کردیم. یک اتاق رختکن در طبقه پایین وجود داشت ، و من یک پرونده را در آنجا ساخته بودم که کمی سیستم ضبط در آن و یک Guitar و A Guitar و Amp amp. و من در آنجا می نشینم ، فقط آن را ضبط می کردم ، و فقط بازی و تهیه می کنم. “
متأسفانه ، برای بسیاری از ما ، مسیر خودآگاهی به ندرت خطی است. مسیر ما معمولاً با فاجعه ، ناامیدی و موانع دیگر روبرو می شود. تمرکز بی امان فلدر بر احساس هدف او به او کمک کرد تا یک روند از بخشش برای مقابله با ناسازگاری همانطور که خود در موسیقی خود واقع شده است. وی توضیح داد که چگونه در سال 2001 نه تنها با پایان دادن به روابط خود با عقاب ها ، بلکه ازدواج خود نیز روبرو شد. فلدر توضیح داد که چگونه مراقبه و نوشتار بیانگر به او کمک کرد تا آنچه را که با او روبرو شد ، انجام دهد و همین امر منجر به نوشتن کتاب وی شد بهشت و جهنم: زندگی من در عقاب ها (1974-2001)بشر این روند در نهایت به فلدر کمک کرد تا حرفه انفرادی خود را در آغوش بگیرد. وی گفت: “وقتی عقاب ها را ترک کردم ، خیلی ناگهانی و بسیار تکان دهنده بود … من یک شب تماس تلفنی گرفتم که آنها بدون من در جریان بودند. “اما این یک روند بسیار کاتاریک و شفابخشی برای من بود که درک کنم ، در اعماق وجود من ، از کجا آمده ام ، و چگونه به آنجا رسیدم که در حال حاضر هستم. و بعد از آنجا ، من نمی خواستم همه آن را به جلو در زندگی خود بکشم ، ناچیز … آن احساس منفی. من نمی خواستم این کار را انجام دهم ، بنابراین من واقعاً آمرزش می کردم ، خیلی مثل کسی که یا یک الکل یا یک ماده مخدر بوده است.
“و این پایان در زمانی اتفاق افتاد که یک ضربه در باسن من بود تا من را به تنهایی بیرون بیاورد.”
فلدر در نهایت سفر خود را با خود واقعی سازی با شکستن پوسته تخم مرغ مقایسه می کند. “شما می دانید ، مثل این است که من همیشه حتی امروز در این پوسته های تخم مرغ به ما نگاه می کنم ، درست است؟ ما در داخل این پوسته های تخم مرغ در انتظار شکستن پوسته های خود هستیم و بیرون می آییم ، درست است؟ بنابراین شما ممکن است چندین لایه از پوسته داشته باشید ، هرچه زندگی خود را پشت سر می گذارید. خواننده ، “فلدر گفت. “بنابراین به اوج خود رسیده بود … و شما نمی توانید به عقب نگاه کنید و بروید …” این شرم آور است. ” نه ، سالهایی که شما گذراندید ، از آن لذت بردید … که باشکوه بودند … زمان حرکت به جلو.
“پس این جایی است که من می روم.”