02:03 - 2025/03/02

“در گوشه کوچک خودم” سکوت در مورد اختلال دو قطبی را می شکند

[ad_1] کریسسی وایتهد کار خود را به عنوان مجری ، رقصنده و خواننده گذرانده و داستان ها را زنده می کند. از برادوی تا تلویزیون و فیلم ، شخصیت های مختلفی را با صداقت و عمق مجسم کرده است. اما در در گوشه کوچک خودم، او کاری حتی شجاع تر انجام می د...

“در گوشه کوچک خودم” سکوت در مورد اختلال دو قطبی را می شکند

[ad_1]

کریسسی وایتهد کار خود را به عنوان مجری ، رقصنده و خواننده گذرانده و داستان ها را زنده می کند. از برادوی تا تلویزیون و فیلم ، شخصیت های مختلفی را با صداقت و عمق مجسم کرده است. اما در در گوشه کوچک خودم، او کاری حتی شجاع تر انجام می دهد: او داستان خودش را می گوید.

برای بسیاری ، صحبت کردن با صراحت در مورد سلامت روان هنوز مملو از ننگ ، شرم و ترس از عواقب حرفه ای است. کرایسی با آسیب پذیری و اصالت قدم می گذارد ، و نشان می دهد که قصه گویی ، به ویژه داستان پردازی زندگی نامه ، یک عمل قدرتمند برای بازپرداخت آژانس است.

او گفت: “در طول حرفه من به عنوان یک مجری ، هدف من همیشه صادقانه بود.” “برای ورود به کفش های شخص دیگری و حتی اگر شرایط خیالی بود ، به همان اندازه که می توانم صادق و قانع کننده باشند.”

اما این بار ، هیچ داستانی وجود ندارد. او می گوید: “من یک راز بودم.” “بنابراین راستگو بودن برای من بسیار مهم است.”

این نمایشنامه به بررسی آسیب های بین نسلی ، مبارزات مادرش و اسرار بزرگ و تاریک که از او نگهداری می شد ، می پردازد. او توضیح می دهد: “همه چیزی را پنهان می کردند.” “و من نسبت به آنچه آنها پنهان شده اند بزرگ شدم.”

در قدم گذاشتن به گذشته خود ، کرایسی فقط خود را از دیدگاه های مختلف بازی نمی کند. او هم مادرش را بازی می کند. او می گوید: “این برای من بسیار صادقانه ، بسیار خام و بسیار راستگو بود.”

بسیاری از افراد مبتلا به اختلال دو قطبی II ، مانند کرایسی ، سالها تشخیص داده نمی شوند زیرا علائم آنها سوء تفاهم ، عادی یا سرکوب می شود. غالباً این ترس وجود دارد که یک تشخیص برای کل خود اشتباه شود ، نه اینکه فقط به عنوان یک قسمت از ملیله های پیچیده هویت شخص شناخته شود. او به عنوان یک مربی و مدافع ، امیدوار است که تقویت مکالمات آزاد ، رازداری پیرامون مبارزات بهداشت روانی را شکسته و موانع حل کند: “من چیزی را عقب نمی کشم.” و این بسیار آزاد است. “

تقاطع هنر و شفابخشی

هنر می تواند درمانی باشد ، هم برای خالق و هم برای مخاطب. بیان خلاق می تواند بخشی عمیق از سفر شفابخش باشد و تأثیر عاطفی ماندگار را به همراه داشته باشد.

کرایسی اعلام می کند: “من یک کتاب باز هستم.” “من می خواستم با تشخیص خود کاری مثبت و امیدوار انجام دهم. و این یک در حال تحول و کار در حال پیشرفت است. “

نمایشنامه او فقط یک عملکرد نیست ، بلکه یک اشتراک گذاری است ، یک اشتراک. راهی برای کشف ، پردازش و معنا از تشخیص وی در زمان واقعی. از طریق آن ، او سفر خود را به مادرش مقایسه می کند ، که کمک بالینی را رد کرد در حالی که کرایسی تشخیص خود را پذیرفت و همچنان به دنبال درک ، بیان خود و ارتباط است.

وی اظهار داشت: “من تشخیص من نیستم.” “اختلال دو قطبی II فقط بخشی از من است. این همه من نیست. “

او امیدوار است که کار او مکالمه ها را برانگیزد و دیگران را کمتر احساس کند. “اگر روند من حتی به یک نفر کمک کند که احساس دیده شود ، من به رسالت خود رسیده ام.”

تنهایی که ننگ ایجاد می کند قابل لمس است. او لحظه ای را بازگو می کند که در قطار مدیتیشن می کرد و احساس غرق شدن می کرد ، وقتی یک غریبه خم شد و زمزمه کرد ، حال شما خوب است؟ آن لحظه ساده به رسمیت شناختن – که دیده می شود – عمیقاً او را به وجود آورد.

او می گوید: “این هدف از این تولید است: کاهش انزوا از طریق ارتباط انسانی.”

او در مورد رازداری فراگیر و سکوت پیرامون بیماری روانی صحبت می کند. عدم مکالمه فقط احساس انزوا را عمیق تر می کند. رسانه های اجتماعی غالباً این تنهایی را تشدید می کنند و نسخه های سرپرستی زندگی را ارائه می دهند که باعث می شود مبارزات احساس انزوا کنند. اما از طریق در گوشه کوچک خودم، کرایسی آن نمای را دور می کند و خود را با صداقت خام در معرض دید قرار می دهد تا دیگران در نبرد خصوصی خود احساس تنهایی کنند: “از زمان تشخیص من ، من قدرت و ثبات ذهنی بیشتری پیدا کرده ام. زیرا ، اگر می توانید آن را نام ببرید ، شاید بتوانید آن را خسته کنید. “

غالباً فشار برای آسیب شناسی بیماری روانی به عنوان چیزی که باید برطرف شود یا از بین برود وجود دارد. با این حال ، این یک روش متفاوت برای تجربه جهان است – مسیری که دارای چالش هایی است ، بلکه با خلاقیت ، شدت و عمق نیز وجود دارد.

اینقدر زیبایی و خلاقیت ناشی از رنج انسان است. این چیزی است که ما را منحصر به فرد می کند. به جای اینکه فقط با آن رفتار کنیم ، باید پشتیبانی ، مراقبت و عشق را ارائه دهیم.

صمیمیت آسیب پذیری

هنر یک عمل آسیب پذیری است. چه عملکرد ، نقاشی و چه نوشتن ، نیاز به ایستادن عاطفی برهنه در مقابل مخاطب دارد.

کرایسی می گوید: “من به خودم اجازه می دهم احساسات خود را حس کنم.” “من به خودم می گویم: دوستت دارم من دارم گوش می کنم

او توضیح می دهد که چگونه ، در گذشته ، او شدت خود را در واکنش های دیگران منعکس می کرد و این عقیده را درونی می کرد که چیزی با او اشتباه بوده است. اما از طریق شفابخشی – درمانی ، مراقبه ، ذهن آگاهی و یک سیستم پشتیبانی قوی – او این روایت را تغییر داده است: “اکنون من وضعیت خود را به عنوان یک ابرقدرت می بینم. و این همان چیزی است که هست. تا زمانی که به کسی آسیب نرسانید ، مبارزات سلامت روانی شما می تواند قدرت شما باشد. “

جلسات بحث و گفتگو پس از هر نمایش امکان بازتاب جمعی را فراهم می کند ، یک فرصت نادر در تئاتر زنده. کرایسی می گوید که او به شدت توسط کسانی که پس از اجرا به دست می آیند برای به اشتراک گذاشتن مبارزات و افشاگری های خود منتقل می شوند. او در عین حال از بهزیستی عاطفی خود نیز فضا را برای آنها نگه می دارد. او می ماند ، درگیر می شود و با مخاطب می ماند و گفتگو و ارتباط را تقویت می کند. و چون در گوشه کوچک خودم او به طور مداوم در حال تحول است و در حال رشد است ، او در هر عملکرد و همچنین در وب سایت خود منابع بهداشت روانی را ارائه می دهد.

در یک بحث پس از نمایش ، یک عضو مخاطب از او پرسید ، عصبانیت در این داستان کجاست؟ این سوال باعث شد او تأمل کند. او می گوید: “این باعث شد که من در مورد احساساتی که نمی خواهیم نشان دهیم فکر کنم.” او بعداً صحنه ای را در خود جای داد که عصبانیت او را نشان می دهد. “این یک کار در حال انجام است.”

مأموریت کرایسی واضح است: “من می خواهم مردم با درک عمیق تر از اختلال دوقطبی که چیست و به زندگی با مبارزات سلامت روان چه می دهد ، دور شوند. من می خواهم که آنها انسان را در رنج ببینند. “

یکی دیگر از موارد دلپذیر دیگر برای نمایشنامه Chryssie ، کارگاه کادر مراقبت است که وی تسهیل می کند و راهنمایی هایی را در استراتژیک مکانیسم های مقابله ای مؤثر و ایجاد ابزارهای شخصی ایجاد می کند که به راحتی می توان از آنها استفاده کرد.

از طریق عملکرد خود ، او از مخاطبان دعوت می کند تا دیدگاه های خود را تغییر دهند ، مکالمات ناراحت کننده را در آغوش بگیرند و با عمق کامل آنچه که انسان بودن بودن است ، درگیر شوند. در گوشه کوچک خودم فقط یک نمایشنامه نیست – این یک افتتاحیه است. جرقه یک تماس برای اتصال ، ایجاد و بهبودی.

در 16 مارس ، در گوشه کوچک خودم در تئاتر ریورساید در شهر نیویورک صحنه می رود و به صورت زنده ضبط می شود و پیام آن را در دسترس تر می کند. هدف این است که در خدمات اصلی جریان و Kanopy برای دانشجویان دانشگاه و همچنین در کنفرانس های پزشکی در دسترس قرار گیرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان