همه تجربه گناه را داشته اند. آن احساس ناخوشایند که وزن شما را کاهش می دهد. در شب در کنار شما قرار دارد و احساس اضطراب ایجاد می کند. یک همراه ناخواسته که سرسختانه در این نزدیکی هست.
در نگاه اول ، تصور اینکه در مورد گناه بسیار خوب است ، دشوار است. من می خواهم شما را ترغیب کنم که از این نتیجه استفاده کنید. ذهن باز نگه دارید. دیدگاهی که من در مورد به اشتراک گذاری آن هستم ممکن است شما را غافلگیر کند – و زندگی خود را به سمت بهتر تغییر دهد.
روشی متفاوت برای نگاه به گناه
اگر اجازه دهیم ، گناه می تواند جرقه ای باشد که موتورهای رشد شخصی را آتش می زند. به عنوان مثال ، در نظر بگیرید ، چه اتفاقی می افتد اگر گناه را به عنوان فرصتی برای تبدیل شدن به یک نسخه قوی تر و بهتر از خودمان پذیرفتیم.
از این منظر ، گناه شمشیر دو لبه است. این یک محکومیت است که ما کوتاه شده ایم ، اما همچنین یادآوری می کنیم که آزمایشات زندگی کوره هایی هستند که یکپارچگی در آن شکل و دچار تسویه حساب می شود. اگر اجازه دهید ، گناهی برای ورود به “جعل آهنگر” می تواند باشد ، جایی که مانند آهن در دست اسمیت ، شخصیت چکش ، شکل و به چیزی ظریف تر می شود.
این احساسات دردناک را می توان به عنوان یک گنگ از اعماق در داخل تا شرکت در زمان تأمل ، اصلاح ، ترمیم روابط و تقویت تغییراتی که ما را قوی تر می کند ، دید.
گناه: فراخوانی برای تأمل
در اصل آن ، گناه احساسی است که وقتی معتقدیم که کار اشتباهی انجام داده ایم – وقتی اقدامات ما از ارزشهای ما کم می شود یا به شخص دیگری آسیب می رساند. به گفته روانشناس دیوید هاگا (2000) ، گناه یک سیگنال عاطفی است که توجه ما را به این واقعیت جلب می کند که ما استانداردهای اخلاقی خود را نقض کرده ایم.
این یک فراخوانی است که به رفتار ما تأمل کنیم و مسئولیت آن را به عهده بگیریم. فقط با این کار می توانیم از آن یاد بگیریم و سپس تغییرات مهمی ایجاد کنیم.
یک مثال روشن خواهد شد. تصور کنید که در لحظه ای از ناامیدی یا عصبانیت ، با گفتن چیزی بی رحمانه ، به یک دوست خود شلاق می زنید و به یک دوست آسیب می زنید. گناهی که بعد از آن احساس می کنید توجه شما را به این واقعیت که شما به روشی با روحیه متوسط رفتار کرده اید ، جلب می کند ، متناقض با نوع شخصی که می خواهید باشد مغایرت دارد.
یک انتخاب بوجود می آید. با توجیه رفتار خود ، گناه را نادیده بگیرید ، یا مسئولیت را بپذیرید و تغییراتی ایجاد کنید تا در آینده کمتر به دوست و وجدان خود خیانت کنید.
گناه ما را ترغیب می کند تا مکث کنیم و اقدامات خود را با دقت بیشتری در نظر بگیریم.
اصلاحات: بهبودی از طریق عمل
یکی از قدرتمندترین راهها برای تبدیل گناه به چیزی مثبت ، استفاده از آن به عنوان فرصتی برای اصلاحات است. هنگامی که سطح گناه است ، اغلب نشان می دهد که رابطه ای وجود دارد که نیاز به بهبودی دارد. روانشناس جون پرایس تانگنی (2002) استدلال می کند که گناه احساسی است که می تواند باعث الهام بخش رفتار اجتماعی شود – بویواریور که به نفع دیگران است – از جمله ارائه عذرخواهی صمیمانه یا تلاش برای ترمیم یک رابطه آسیب دیده.
اصلاحات نیازی به رفع همه چیز به طور کامل ندارد. این در مورد مسئولیت ، نشان دادن پشیمانی واقعی و تلاش صمیمانه برای تغییر است.
گناه و رشد شخصی
گناه همچنین ابزاری قدرتمند برای تحول است. با تصدیق و یادگیری از اشتباهات خود ، ما شروع به رشد می کنیم و به اقدامات خود توجه بیشتری می کنیم (Tangney ، 2002).
با این حال ، برای رشد واقعی ، ما باید نحوه رفتار خود را تغییر دهیم. این پیچیده نیست با تشخیص اینکه کجا کوتاه شدیم ، تصمیم می گیریم در آینده متفاوت رفتار کنیم. تغییر در نحوه رفتار ما ، به نوبه خود ، به تدریج تغییرات در شخصیت ما را تقویت می کند.
برعکس ، اگر مانند یک تکه از کت از یک کت ، گناه را از بین ببریم ، نتوانسته ایم مسئولیت را بر عهده بگیریم. در حالی که ممکن است ما آرامش لحظه ای به دست بیاوریم ، این به قیمت باقیمانده و مبهم باقی مانده بود.
جرقه ای ، نه یک آتش سوزی دائمی
توجه به این نکته حائز اهمیت است که وقتی به یک حالت مداوم تبدیل می شود ، گناه مفید نیست. گناه دعوت به تغییر است ، نه یک عمل دائمی از فروش که نشانگر محل زندگی جدید شما است.
هرگونه شکست منجر به احساس گناه نیازی به تعریف ما برای همیشه نیست. اجازه دادن به این احساسات ، بیشتر اوقات ، غیرقانونی و ضد تولید است.
گناه مزمن هیچ چیز را برای خیر تغییر نمی دهد ، اما در عوض منجر به احساس شرم ، خود انتقاد و حتی افسردگی می شود (هاگا ، 2000).
فراتر از گناه
حرکت فراتر از آغوش گناه نیاز به اقدام در صورت امکان دارد و حداقل اجازه می دهد تا حداقل یک مدرک از خود دلسوز باشد. تحقیقات کریستین نف (2003) نشان داده است که خود دلسوزی به ما کمک می کند تا بدون اینکه بیش از حد خودمان سخت گیر باشیم ، با کاستی های خود روبرو شویم.
خود دلسوزی به معنای به حداقل رساندن تأثیر کارهایی نیست که ما انجام داده ایم بلکه در عوض هرگونه تخلف را که مرتکب شده ایم ، قرار می دهد. این امر اگر از کسانی که به آنها صدمه می زنیم عذرخواهی می کنیم ، ابراز پشیمانی واقعی می کنیم و صمیمانه تلاش می کنیم تا کارها را درست کنیم.
پایان
همه ما اشتباه می کنیم و کسانی که وجدان دارند در نتیجه احساس گناه می کنند. این نیازی نیست که به عنوان حکم نهایی هیئت منصفه در مورد ارزش نهایی شما تلقی شود ، بلکه در عوض به عنوان سیگنالی که نیاز به تغییر دارد ، دعوت به تحول است. اجازه ندهید که ترس شما را از ورود به جعل آهنگر ، جایی که شخصیت شما تصفیه می شود و وزن گناه کاهش می یابد ، یا شاید در کل بلند شود ، باز دارد.