وقتی در اینجا در مورد مجازات ها صحبت می کنم ، من این کار را به معنای تعریف آنها انجام می دهم ، نه آنچه که ما به فکر مجازات ها می پردازیم: چیزی که یک والدین عصبانی در حالی که قرمز در چهره قرمز است ، زندگی اجتماعی کودک (یا مورد علاقه مورد علاقه) را برای یک ماه از بین می برد. از نظر فنی ، مجازات یک نتیجه منفی است که باعث می شود که یک رفتار نامطلوب دوباره اتفاق بیفتد. آنچه من از آن دفاع می کنم عواقب منفی است.
برخی از توصیه های جدید والدین و وبلاگ های مادر به والدین گفته اند که عواقب را به طور کلی کنار بگذارند. دلیل این توصیه این است که دادن عواقب کودکان ، ارتباط والدین و فرزند را می شکند. مشکل این استدلال این است که ده ها سال تحقیقات روانشناسی می گویند که این اشتباه است.
در اینجا آنچه دهه های تحقیق در حوزه والدین رفتاری در مورد عواقب منفی نشان می دهد: وقتی بچه ها بدرفتاری می کنند و به دستورالعمل متوقف کردن یا هشدار در مورد یک نتیجه پاسخ نمی دهند ، و والدین یک نتیجه مختصر و منفی می دهند ، بچه ها تمایل دارند خوب پاسخ دهند. این امر به این دلیل است که در این شرایط چند مورد مهم اتفاق می افتد:
والدین از تنظیم عاطفی استفاده می کنند. آنها آن را از دست نمی دهند. آنها می دانند چه کاری باید انجام دهند تا بتوانند در کنترل خود بمانند. آنها چیزی را امتحان نمی کنند که کار چند بار کار نمی کند (به بچه ها بگویید که متوقف شوند) و وقتی کار نمی کند ناراحت می شوند. آنها آرام و کنترل می شوند. بچه ها به آنچه می بینند پاسخ می دهند. وقتی والدین کنترل می شوند ، بچه ها اغلب قادر به کنترل سریع خود هستند.
والدین قوانین را به بچه ها آموزش می دهند. بچه ها وقتی می دانند قوانین را می دانند خوب عمل می کنند. بیشتر بچه ها می خواهند قوانین را رعایت کنند (حداقل بیشتر اوقات).
این کار بچه ها برای آزمایش قوانین است. این بخشی از توسعه استقلال است ، که در طول رشد سالم اتفاق می افتد. اگر والدین با اجازه دادن به بچه ها محدودیت ها را به این آزمایشات پاسخ دهند ، بچه ها احساس امنیت و امنیت می کنند. آنها احساس امنیت می کنند زیرا می توانند روی آنچه در پاسخ به رفتار آنها اتفاق می افتد حساب کنند. احساس امنیت و امنیت باعث می شود بچه ها با والدین خود ارتباط برقرار کنند.
بنابراین ، به آنجا می روید ، می توانید عواقب و ارتباط با هم داشته باشید (و من می توانم این کار را از انجام روزانه در زندگی شخصی خود تأیید کنم!).
ابتدا هشدار دهید ، فقط در صورت لزوم نتیجه دهید
در اینجا یک قطعه بسیار مهم دیگر وجود دارد که از پست های والدین در اینستاگرام گم می شود یا از آن خارج می شود: یک مقاله یا کتاب والدین رفتاری وجود ندارد که والدین را ترغیب کند تا به درستی به عواقب منفی بروند بدون اینکه به کودک اجازه دهد که بتواند به درستی تصحیح کند – مگر اینکه برای کودک خطرناک باشد (مثلاً آنها می توانند به شخص دیگری آسیب برساند یا به شخص دیگری آسیب برساند). توالی خوب تحقیق شده در سراسر صفحه این است: دستورالعمل دهید. مکث کنید و به کودک فرصتی دهید تا دستورالعمل گفته شده را دنبال کند. هشدار از یک نتیجه منفی منطقی برای عدم پیروی از دستورالعمل. دوباره مکث کنید تا کودک از دستورالعمل پیروی کند. نتیجه منفی منطقی (در صورت لزوم) را ارائه دهید. این کل دنباله می تواند ثانیه طول بکشد. بچه ها به سرعت یاد می گیرند ، و سپس همه می توانند حرکت کنند. بسیاری اوقات ، والدین به مرحله تهدید می رسند اما هرگز نتیجه را اجرا نمی کنند.
علاوه بر این ، تحقیقات در مورد استفاده از عواقب منفی اغلب آنها را در رابطه با سایر راهکارهای مثبت والدین برای تقویت عملکرد و ارتباطات والدین و فرزند بررسی می کند.
چه موقع نوازش کنیم و چه موقع نتیجه بگیریم
در شرایطی وجود دارد که کودکان از چیزی بسیار ناراحت هستند و پاسخ مناسب والدین این است که چند دقیقه را در مورد آنچه اتفاق می افتد و شاید حل مسئله یا تسکین فرزندتان صرف کنید. وقتی کودک نوپای من مداد رنگی خواهر بزرگ خود را می گیرد و آن را پس نمی دهد ، آن لحظه نیست. در آن لحظه ، ما فقط باید سریع سرعت را اصلاح کنیم و دوباره به نقاشی برگردیم.
ایجاد هر لحظه به چیزی بزرگتر از آنچه لازم است ، اتصال نیست … خطرناک است. من به عنوان یک روانشناس بالینی ، از این پیام که این برای بچه ها ارسال می کند می ترسم. در مورد آن فکر کنید: وقتی بچه ها هر بار که ناراحت می شوند ، توجه زیادی به یک فرد بالغ می کنند ، می آموزند که هرچه ناراحت تر می شوند ، توجه بیشتری به آنها می رسد. این به بچه ها آموزش نمی دهد تا خود را تنظیم و تسکین دهند. این به آنها می آموزد که هر بار که بسیار ناراحت می شوند ، توجه زیادی می کنند (چیزی که همه بچه ها می خواهند!). این به آنها می آموزد که آنها قادر به کنترل و رفتار خوب نیستند. وقتی بچه ها یاد می گیرند که در لحظه های سخت خود را تنظیم کنند ، اعتماد به نفس و استقلال را ایجاد می کنند. آنها به توانایی خود در رسیدگی به لحظات سخت اعتقاد دارند. در مقابل ، اگر بچه ها به والدین نیاز دارند تا به آنها در تنظیم کمک کنند ، در توانایی خود در مقابله با هم وابسته و ناامن باقی می مانند.
تسکین دهنده و اعتبارسنجی یک چیز نیستند
بگذارید یک دقیقه وقت بگذارم تا توضیح دهم که تسکین دهنده همان اعتبار سنجی نیست. شما می توانید (و باید!) هر وقت احساسات کودک را تأیید کنید ، حتی اگر آنها مداد رنگی را ربودند. به نظر می رسد ، “من می توانم ببینم که شما احساس ناراحتی می کنید که مداد رنگی قرمز ندارید. ما ربوده نمی شویم. مداد رنگی را به خواهر خود برگردانید و از شما بخواهید که نوبت خود را بگیرید.” اگر این اتفاق نیفتد ، این هنگام هشدار در مورد و اجرای نتیجه منفی (در صورت لزوم) اتفاق می افتد.
چند دقیقه وقت خود را برای مالیدن به پشت فرزندتان و صحبت کردن در مورد احساسات بزرگ آنها در مورد نداشتن مداد رنگی که می خواهید یا در آغوش گرفتن آنها و تکان دادن آنها در پاسخ به عدم دستیابی به آنچه می خواستند ، آرامش بخش است. این امر به بچه ها توجه زیادی می کند در این حالت ، در این حالت ، یک رفتار نامطلوب (ربودن).
والدین به موفقیت والدین احتیاج دارند تا احساس ناکامی نکنند
من اخیراً بسیاری از والدین را خوانده ام و شنیده ام که احساس استرس می کنند ، زیرا آنها بدون استفاده از عواقب احساس موفقیت نمی کنند و برای تسکین فرزندان خود حضور و حضور دارند ، به خصوص بعد از اینکه فرزندشان کاری انجام داده است که آنها را ناراحت کرده است. گفتن به والدین که آنها نباید عواقب منفی برای بدرفتاری داشته باشند ، والدین را ناکام می کند.
برخی از برجسته ترین محققان والدین زمان ما ، دکتر شیلا ایربرگ (PCIT) ، دکتر مت سندرز (Triple P) و کارولین وبستر-استراتون (سالهای باورنکردنی) ، همه عواقب منفی در برنامه های آموزش والدین خود دارند. تعداد زیادی از تحقیقات که از PCIT ، Triple P و سالهای باورنکردنی (برای استناد به چند مورد) حمایت می کند ، حیرت انگیز است. این همه به چگونگی عواقب آرام ، مختصر و فوری منفی بر رفتار کودک تأثیر می گذارد و متعاقباً بر تعامل والدین و کودک تأثیر می گذارد. والدین گزارش می دهند که هنگام استفاده از استراتژی های این برنامه ها ، احساس اعتماد به نفس و استرس کمتری دارند. این برعکس احساس مانند یک شکست است.
فقط در مورد استفاده از عواقب طبیعی
برخی از توصیه های والدین به والدین می گویند که فقط در پاسخ به سوء رفتار از عواقب طبیعی استفاده کنند. گوش کن ، من طرفدار بزرگی از عواقب طبیعی هستم. آنها تأثیرگذار هستند و در مورد نحوه عملکرد جهان به بچه ها می آموزند. اما انتظار برای یک نتیجه طبیعی همیشه گزینه ای نیست. بگویید یک کودک به طور مکرر اسباب بازی Firetruck خود را در مقابل پنجره خرد می کند. در این مثال ، نتیجه طبیعی این است که پنجره از خرد شدن شکسته می شود و کودک توسط تکه های شیشه ای به شدت بریده می شود. نه متشکرم من آن را به خطر نمی اندازم
حال ، بیایید بگوییم والدین وقتی کودک در حال خرد کردن آن در مقابل پنجره است ، مدتی آتش را از بین می برد. کودک دوباره آتش سوزی خود را در مقابل پنجره خرد می کند و والدین آن را برای مدتی دور می کنند. و کودک آتش سوزی را در امتداد زمین قرار می دهد و به بازی خود ادامه می دهد. کودک دوباره آتش سوزی را در مقابل پنجره خرد می کند و والدین دوباره آن را می گیرند. کودک می آموزد که کدام رفتارها خوب است. والدین کودک و محیط را ایمن نگه می دارند. این فقط یک پارادایم پاسخ به رفتار ساده است که به کودکان می آموزد که چه کاری می توانند و نمی توانند انجام دهند ، که به بچه ها کمک می کند تا جهان را حس کنند. به همین دلیل عواقب منطقی کار می کند.
عواقب جایگزینی برای تدریس نیست
نکته مهم دیگر برای تشخیص این است که به خودی خود ، پیامد منفی کافی نیست. والدین باید به فرزندان خود بیاموزند که به جای رفتار مشکل چه کاری انجام دهند. به عنوان مثال ، هنگامی که کودک یک اسباب بازی را ربوده است ، ناشی از این است که بخواهد با آنچه کودک دیگر دارد بازی کند و مهارت لازم برای برآورده شدن آن را نداشته باشد. توضیح داد: “اگر می خواهید با آن بازی کنید ، باید بخواهید به نوبه خود بپردازید و منتظر بمانید تا کودک دیگر به شما نوبت بدهد. اکنون کودک می داند در آن شرایط چه کاری انجام دهد.
اگر والدین فقط هر بار که فرزندشان ربوده می شود ، اسباب بازی را از بین می برد ، کودک ممکن است جلوی ربودن را بگیرد ، اما آنها لزوماً مهارت های نوبت و اشتراک گذاری را یاد نمی گیرند. وقتی والدین عواقب منفی را با آنچه در آموزش بچه ها انجام نمی دهند ، جفت می کنند ، ما شاهد تغییر کلی مثبت در رفتار بچه ها هستیم.
بنابراین ، آیا می توانم از عواقب استفاده کنم؟
اظهارات پتو که در سراسر اینترنت وجود دارد و برخی از کتابهای والدین که عواقب آن بد ، بد ، بد است ، اشتباه است. علوم یادگیری اجتماعی و رفتارگرایی برای ده ها سال نشان داده شده است که عواقب منفی ، که به روشی آرام و خنثی انجام می شود ، برای بچه ها مؤثر و مفید است. عواقبی که مختصر ، واضح ، معقول و مرتبط با رفتار مشکل است ، به بچه ها کمک می کند تا یاد بگیرند که چه کاری انجام دهند و انجام ندهند. هنگامی که والدین با تدریس عواقب خود را به وجود می آورند ، بچه ها یاد می گیرند که چگونه در دنیای خود حرکت کنند ، نیازهای خود را برآورده کنند و با دیگران همراه شوند. اینها مهارتهای زندگی بسیار خوبی برای همه بچه ها هستند.