تصمیم گیری زمان می برد. انتخاب یک آپارتمان جدید یا تصمیم گیری در مورد تغییر شغل مشکلاتی با ابعاد مختلف است که باید به دقت متعادل شوند. روشهایی برای تصمیمگیری بهتر و دامهایی وجود دارد که باید از آنها اجتناب کنید (بیشتر از همه: به دل خود برای آنها اعتماد نکنید). با این حال، ما نیز هر روز تصمیمات کوچک زیادی می گیریم. بعضی از آنها را بارها و بارها درست می کنیم، برای اینکه شام چه چیزی بخوریم یا کدام لباس بپوشیم. موارد دیگر کمتر اتفاق میافتد، اما همیشه یکی در انتظار شماست که تصمیم بگیرید: آیا یک دستگاه را جایگزین کنید، کدام هتل را برای تعطیلات خود رزرو کنید و غیره.
تصمیمات کوچک نیز زمان می برد. با این حال، به طرز متناقضی، تصمیمات کوچکی که ممکن است بخش بیشتری از زمان شما را بخورند، ممکن است آنهایی باشند که اهمیت کمتری دارند. این به دلیل یک قانون اساسی روانشناختی است: وقتی بین دو گزینه انتخاب میکنید، مغز شما به زمان بیشتری نیاز دارد (و اشتباهات بیشتری مرتکب میشود) اگر گزینهها شبیهتر باشند. اگر تصمیمات را به عنوان مشکلاتی در نظر بگیرید که در آن می خواهید انتخاب کنید که کدام گزینه بهتر است، منطقی است. اگر از شما بپرسم که کدام یک از دو صفحه نمایش کامپیوتر بزرگتر است اما تقریباً یکسان هستند، باید دقیق تر نگاه کنید و توجه کنید و کمی زمان می برد. اما اگر یکی کوچک و دیگری عظیم باشد، بلافاصله بدون هیچ تلاشی متوجه خواهید شد.
مبارزه وقتی که مهم نیست
در تصمیم گیری ها هم همین اتفاق می افتد. تصور کنید برای تعطیلات ساحلی خود باید بین دو هتل یکی را انتخاب کنید. اولی 50 دلار برای هر شب کمتر از دومی هزینه دارد، اما 600 متر از ساحل دورتر است. به غیر از این، آنها از نظر کیفیت بسیار شبیه به هم هستند. اگر واقعاً از پیادهروی متنفر باشید، احتمالاً برای رزرو هتل ارزانتر تردید نخواهید کرد. شما از بی تفاوت بودن فاصله زیادی دارید، بنابراین تصمیم گیری آسان است و به سرعت آن را خواهید گرفت (اگر این مثال برای شما کارساز نبود، فکر کنید هتل اول 100 دلار ارزان تر است).
حال، فرض کنید هتل اول فقط 5 دلار کمتر برای هر شب هزینه دارد و تنها 200 متر از ساحل دورتر از هتل دوم است. تفاوت ها کم است. آیا ارزشش را دارد؟ مغز شما این تصمیم را سختتر مییابد و برای گرفتن آن به زمان بیشتری نیاز دارد. این “اثر زمانی” در تصمیم گیری نشان داده شده است. در یک مطالعه منتشر شده در مجله ریسک و عدم قطعیت در سال 2022، من و میشل گارگنانی، همکارم، نگرش به خطر را برای گروه بزرگی از تصمیم گیرندگان در آزمایشگاه تخمین زدیم. به عنوان مثال، آیا پنج شانس از ده شانس را برای کسب درآمد 16 دلار ترجیح می دهید یا هشت شانس از ده شانس را برای کسب 10 دلار؟
سپس از آن نگرشهای ریسک (اقتصاددانان از «ترجیحات» صحبت میکنند) برای مطالعه خطاها و زمانهای پاسخ برای تصمیمهای جدید استفاده کردیم. نتایج این بود که هرچه افراد به بی تفاوتی نزدیکتر میشدند، خطاهای بیشتری مرتکب میشدند و زمان بیشتری برای تصمیمگیری داشتند. در مطالعه دیگری درباره تصمیمات ساده تر که در مجله منتشر کردیم، همین اتفاق افتاد مجله رفتار و سازمان اقتصادی همان سال
مغز انسان اینگونه کار می کند، اما متناقض است. اگر بین دو گزینه که تقریباً به همان اندازه برای شما ارزشمند هستند، انتخاب می کنید، انتخاب شما اهمیت چندانی ندارد، زیرا تفاوت بین آنها کم است. در اصطلاح نظری تصمیم گیری، “هزینه فرصت” کم است. و با این حال، مردم زمان بیشتری را برای تصمیماتی که اهمیت کمتری دارند صرف می کنند. در مطالعه ای در مورد تصمیم گیری منتشر شده در مجموعه مقالات آکادمی سلطنتی بی، عود و همکاران (2016) از شرکت کنندگان خواست تصمیمات زیادی بگیرند اما زمان کمی برای تصمیم گیری به آنها داد. هر تصمیمی که آنها به موقع نمی گرفتند به طور تصادفی توسط رایانه گرفته می شد، که به معنای شانس زیادی برای گیر افتادن در چیزهایی بود که دوست نداشتند. به طور قابل پیش بینی، مردم اشتباهات زیادی مرتکب شدند و بسیاری از تصمیمات را به شانس واگذار کردند. اما، زمانی که از آنها خواسته شد تا هر زمان که طول می کشد تصمیم بگیرند، در واقع تصمیمات بیشتر و بهتری گرفتند. چرا؟ مردم برای تصمیم گیری هایی که اهمیت کمتری داشتند زمان بیشتری می بردند. درخواست از آنها برای کوتاه کردن این موارد باعث صرفه جویی در زمان با ارزش آنها شد، با هزینه کمی.
با یک تصمیم کوچک دست و پنجه نرم می کنید؟ شاید یک سکه پرتاب کنید.
اخلاقیات داستان این است که، حداقل برای تصمیمات کوچک، اگر خود را با مشکل مواجه میکنید، ممکن است به این دلیل باشد که مهم نیست. پس فقط کاری انجام دهید و دیگر نگران نباشید. باز هم، این برای تصمیمات پیچیده مانند انتخاب مدرسه فرزندتان صادق نیست. این تصمیمها زمان میبرند، زیرا باید تعداد زیادی از عوامل مختلف را با دقت متعادل کنید (برای راهنمایی بیشتر در مورد آنها به این پست و این پست مراجعه کنید). اما اگر تصمیم می گیرید آشپزخانه خود را سفید عاج یا سفید مرمری رنگ کنید، یا هفته اول یا دوم آگوست به تعطیلات بروید و متوجه شدید که با مشکل مواجه شده اید، احتمالاً وقت خود را تلف می کنید.
نکته کلیدی این است که تشخیص دهید چه زمانی مبارزه شما از درون خود شما می آید و چه زمانی ناشی از کمبود اطلاعات است. اگر از قبل همه چیز را در مورد دو وسیله می دانید و متوجه می شوید که بین آنها رفت و آمد می کنید، بی تفاوت هستید. یک سکه پرتاب کنید، یک سکه بخرید و از زمان خود برای چیزهای با ارزش تر استفاده کنید. اگر بین دو مدل خودرو انتخاب می کنید و به دلیل اینکه چیزهای مهمی مانند مسافت پیموده شده یا هزینه تعمیرات را نمی دانید، مشکل دارید، به اطلاعات بیشتری نیاز دارید.
همچنین می توانید سعی کنید از برخی تصمیمات روزانه خلاص شوید. حکایت های معروفی از دانشمندان و مدیرانی وجود دارد که دارای پنج ست لباس یکسان هستند تا زمان زیادی برای تصمیم گیری در مورد لباس پوشیدن در روزهای هفته تلف نشود. این افراطی است، اما می توانید یک چرخه هفتگی انتخاب کنید و همیشه یک رنگ بپوشید (یا از همان رستوران دیدن کنید) در روزهای سه شنبه.
خواندن های ضروری تصمیم گیری
یک هشدار: اگر سعی کنید از تصمیمات کوچک اجتناب کنید، می توانید در دامی به نام بیفتید اینرسی تصمیم، که همیشه بدون واکنش به تغییرات محیط شما همین کار را انجام می دهد. شما می توانید با تجدید نظر در برنامه های روزمره خود، به عنوان مثال هر چند ماه یکبار، از آن جلوگیری کنید. اما بیشتر در این مورد در پست بعدی.