01:10 - 2025/05/07

در آغوش گرفتن مسحور طبیعت

[ad_1] قلب من توسط همه من نمی توانم ذخیره کنم:خیلی نابود شده است من باید چیزهای خود را با آن بازی کنمچه کسی سن بعد از سن ، منحرف ، بدون قدرت خارق العاده ،جهان را مجدداً احیا کنید. adrrienne Rich ، “منابع طبیعی” ، 1977 من به عن...

در آغوش گرفتن مسحور طبیعت

[ad_1]

قلب من توسط همه من نمی توانم ذخیره کنم:
خیلی نابود شده است

من باید چیزهای خود را با آن بازی کنم
چه کسی سن بعد از سن ، منحرف ،

بدون قدرت خارق العاده ،
جهان را مجدداً احیا کنید.

adrrienne Rich ، “منابع طبیعی” ، 1977

من به عنوان یک نویسنده و زیست شناس علوم ، از هدایای فوق العاده علوم ، پزشکی و مطالعه دنیای طبیعی قدردانی می کنم. اما ، برای من ، تا زمانی که می توانم به خاطر بسپارم ، چیز دیگری نیز وجود داشته است. چیزی که آموزش من در زمینه زیست شناسی نزدیک شد – اما دامن زده – زیرا ما در جامعه سرمایه داری غربی آماده نبودیم تا در محافل دانشگاهی درباره آن صحبت کنیم. این که چیزی فراتر از کلمات انگلیسی است. اما من می بینم که افراد بیشتر و بیشتر تمام تلاش خود را برای صحبت کردن به هر حال انجام می دهند.

بروک ویلیامز یکی از این افراد است. بنابراین وقتی در مورد کتاب جدید او یاد گرفتم ، مواجهه با Dragonfly: یادداشت هایی در مورد تمرین مجدد (2025)، من لحظه جذابیت خودم را داشتم. معلوم است که کتاب او به طور خاص در مورد این ایده است: چیزی بیشتربشر

همانطور که معلوم است ، و به روش همزمان ، بروک اکنون در مورد روزمره صحبت می کند ، قرار بود وی از یک مکان در این نزدیکی بازدید کند. و او در کنار شریک زندگی محبوب خود ، نویسنده برجسته طبیعت تری تمپست ویلیامز صحبت می کرد. تری ، نویسنده از پناهگاه: تاریخ غیر طبیعی خانواده و مکان (1991) ، جادوی گرم خودش را آورد. این دو با هم یک نیروی مشترک فوق العاده از خرد را که هر روز نمی بینیم تجسم می کردند.

بروک با تلاوت شعر غنی Adrienne که در بالا به نقل از آن آغاز شد ، آغاز شد. سپس ، او داستان حیرت انگیز از رویایی را که 20 سال پیش در مورد یک سنجاقک داشت ، گفت. این یک رویا بود که زندگی او را تغییر داد. در آن مرحله ، بروک تمام توجه من را داشت: یک رویا باعث شد که بنویسم نبوت ماهی سیاه، و به همین ترتیب زندگی من را تغییر داد.

اندکی پس از بازدید آنها ، من این فرصت را داشتم که بروک را برای به اشتراک گذاشتن بیشتر دعوت کنم. مکالمه ما در اطراف آن محافل می شود چیزی بیشتر به همان اندازه که یک سنجاقک در اطراف یک حوضچه قرار دارد.

با تشکر از بروک و خرد و میراث عمیق او ، گفتگوی ما به شرح زیر است:

راشل کلارک: آیا در دوران کودکی چیزی وجود داشت که شما را به سمت مسیر زندگی خود سوق دهد؟ چگونه مربوط به هر تجربه (های) مهمی است که منجر به کار حفاظت و نوشتن شما در مورد دنیای طبیعی شده است؟

بروک ویلیامز: خیلی عجیب است به تازگی ، من فکر کرده ام که من در مسیر خودم متولد شده ام ، اما زندگی مدرن در حال بیرون رفتن از راه دور است. انگار که می دانستم آنجا است و باید روی آن باشم ، اما باید هماهنگ باشم ، محبوب باشم ، آنچه را که فکر می کردم لازم بود تا زمانی که نتوانم انجام دادم. سوئیچ واقعی زمانی اتفاق افتاد که برای جلوگیری از تهیه پیش نویس ، من به ارتش Reserve پیوستم و در حالی که در آموزش ابتدایی یادگیری برای کشتن مردم ، فهمیدم که چگونه مناظر وحشی را که در این نزدیکی بزرگ شده ام ، در همان نزدیکی بزرگ شده ام ، و قول دادم که آن را تغییر دهم. من با حرکت در مکانهای وحشی وسواس پیدا کردم. این امر منجر به نیاز من به درک وحشی و سپس احساس مسئولیت محافظت از آن ، به هر شکلی شد.

RC: چرا نوشتید مواجهه با سنجاقک؟ چرا حالا؟

BW: من باید درک کنم که چرا ، لحظاتی پس از خواب در مورد دراگون ها ، شروع کردم به دیدن آنها در همه جا. چرا حالا؟ از آنجا که من معتقدم که داستانها به طرز جادویی راه خود را از اعماق جایی که در آن به سطح سرچشمه می گیرند ، پیدا می کنند.

RC: آیا می توانید به ما بگویید که چگونه رویای شما چیزی را در شما نادیده گرفت که در نهایت به آن منجر شد مواجهه با سنجاقک؟

BW: رویای من را با دو سؤال اساسی ترک کرد: 1) چه چیز دیگری می توانم در مورد اژدها بیاموزم که به من کمک می کند تا رویای خود را درک کنم؟ 2) چه اتفاقی در آن رویا افتاد تا مانع بین دنیای درونی و بیرونی من حل شود؟ احتمالاً هرگز احساس نمی کنم که همه چیز را از این رویا یاد گرفته ام.

RC: شما اندکی پس از رویا در Orion در مورد صحنه نوشتید: “این لحظه ، این لحظه ، این بیداری اساسی بود ، این برای من پایان یک زندگی و آغاز زندگی دیگری بود.”

آیا جنبه عرفانی ، ترس و وحشتناک به این وجود دارد؟

BW: من فکر می کنم این کلمات بسیار نزدیک به یکدیگر هستند – همه با آن لحظاتی که اتفاق می افتد برای ما بسیار واقعی و کامل است ، در ارتباط است و پس از آن هرگز یکسان نیستیم. 10،000 داستان وجود دارد که در آن درست است.

RC: آیا زندگی “مجدداً” آرامش را ارائه می دهد؟ از چه راههایی؟

BW: من احساس می کنم که مسحور عاملی در گذشته تکاملی موفق ما است و این که تجدید مجدد ممکن است عاملی در آینده تکاملی موفق ما باشد. تلاش برای فکر کردن به این شکل و زندگی هرچه بیشتر ممکن است راهی برای بقای ما به عنوان یک گونه باشد. به نظر من این به نظر می رسد راحت ترین ایده ممکن است. که آرامش را تعریف می کند.

محیط های ضروری می خواند

RC: چگونه این شکل آرامش در دوران تغییر شدید ما بازی می کند؟

BW: برای تکرار فقط کمی … تکامل لزوماً “بهبود” نیست به همان اندازه که “سازگار با شرایط تغییر” است … اینها زمان تکاملی هستند. ما اجساد تکاملی هستیم. مسحور یک بعد تکاملی است. برای من ، بسیار آسایش در دانستن این موضوع وجود دارد.

RC: برخوردهای سنجاب شما شامل تجربیات عرفانی است که علم غربی نمی تواند به راحتی توضیح دهد. چگونه “اکولوژی تخیلی” درک ما از علم غربی را گسترش می دهد؟ چگونه ایده اکولوژی های تخیلی با خرد بومی متناسب است؟

BW: حس ساده لوح و دانش محدود من نشان می دهد که “مسحور” در افراد بومی بسیار بهتر از آنچه در ما سفیدپوست ، یورو آمریکایی ها وجود دارد ، زنده مانده است-که ما چیزهای زیادی برای یادگیری آنها داریم. احساس من این است که دنیای خیالی دنیای مسحور است و … من مقصر هستم که سعی می کنم کلمات را پیدا کنم ، کلمات را پیدا کنم ، دیدگاه های جهانی که هیچ احساسی برای آنها ایجاد نمی شود یا کلمات پیدا می شود. من اگر چنین چیزی وجود داشته باشد ، من اکولوژی خیالی را “علم مسحور” می نامم.

ما به یک تغییر جمعی در دید ، جامعه ای از تصورات ، از محیط زیست خیالی نیاز داریم.” – Becca Tarnas

لطفاً با افکار بیشتری از بروک در مورد اینکه چگونه می توانیم زندگی خود را دوباره بچسبانم … و جهان را دنبال کنید. با تشکر از شما برای خواندن ، و ممکن است در زندگی خود مجدداً جذابیت پیدا کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان