12:43 - 2025/03/01

درک پرخاشگری آنلاین | روانشناسی امروز

[ad_1] این هفته در کلاس روانشناسی اجتماعی ، ما در مورد پرخاشگری صحبت می کردیم ، که معمولاً به عنوان رفتار جسمی یا کلامی در نظر گرفته شده برای آسیب جسمی یا روانی به کسی تعریف می شد. ما به روندهای تاریخی خشونت و عوامل اجتماعی و فرهنگی اشاره...

درک پرخاشگری آنلاین | روانشناسی امروز

[ad_1]

این هفته در کلاس روانشناسی اجتماعی ، ما در مورد پرخاشگری صحبت می کردیم ، که معمولاً به عنوان رفتار جسمی یا کلامی در نظر گرفته شده برای آسیب جسمی یا روانی به کسی تعریف می شد. ما به روندهای تاریخی خشونت و عوامل اجتماعی و فرهنگی اشاره کردیم که می تواند بر پرخاشگری تأثیر بگذارد ، و در عبور ، ما به محیط های جدید آنلاین اشاره کردیم که در آن پرخاشگری می تواند از بسیاری جهات تجلی داشته باشد ، به عنوان مثال ، از طریق سایبری ، گفتار نفرت ، ترولینگ ، ناسازگاری سیاسی ، شعله ور شدن ، شعله ور و آزار و اذیت. درک مشکل پرخاشگری به صورت آنلاین چالش برانگیز است ، اما شروع با یکی از حساب های بنیادی پرخاشگری در ادبیات روانشناسی اجتماعی مفید است: فرضیه ناامیدی و تجاوز.

در سال 1939 ، Dollard و همکارانش فرضیه ناامیدی و تجاوز را پیشنهاد دادند. آنها استدلال می کردند که پرخاشگری همیشه نتیجه ناامیدی است و ناامیدی همیشه منجر به نوعی پرخاشگری می شود. این تئوری به شدت مورد بحث قرار گرفت و در طی چند دهه تحقیق اصلاح شد: آزمایشات از ادعای بسیار قوی مبنی بر ناامیدی پشتیبانی نکردند همیشه منجر به پرخاشگری ، یا در واقع آن پرخاشگری است همیشه نتیجه ناامیدی به عنوان مثال ، گاهی اوقات ناامیدی قابل درک است و ممکن است باعث تحریک اما پرخاشگری نشود (به عنوان مثال ، وقتی شخصی به طور مداوم جلسه ای را که ما در آن شرکت می کنیم قطع می کند زیرا سمعک آنها نقص است).

یک سنتز اخیر توسط کروگلانسکی و همکارانش نشان می دهد که ناامیدی فقط در شرایط خاص منجر به پرخاشگری می شود. آنها استدلال می كنند كه پرخاشگری وسیله ای اولیه برای ادعای قدرت و تسلط در پاسخ به تهدیدهای درک شده برای احساس “اهمیت” یا “اهمیت” است. هنگامی که افراد از دست دادن اهمیت (به عنوان مثال ، از طریق تحقیر ، محرومیت یا شکست) تجربه می کنند ، ممکن است برای نشان دادن ارزش خود به تهاجمی واکنش نشان دهند. به همین ترتیب ، ناامیدی به احتمال زیاد منجر به پرخاشگری می شود ، هنگامی که ناامیدی ها بر احساس اهمیت فرد تأثیر می گذارد ، به ویژه در شرایطی که فرصت محدودی برای انعکاس یا میانه رو شدن انگیزه های تهاجمی از طریق رفتارهای غیر تهاجمی وجود دارد. Kruglanski و همکاران همچنین خاطرنشان می کنند که فرصت ها برای “افزایش اهمیت” می تواند انگیزه های تهاجمی را افزایش دهد. به همین ترتیب ، ناامیدی تنها محرک نیست – حتی در صورت عدم ناامیدی ، ممکن است قلدرها به صورت تهاجمی رفتار کنند تا احساس قدرت و اهمیت خود را در گروه اجتماعی افزایش دهند.

در رابطه با پرخاشگری و ناسازگاری آنلاین ، دو مطالعه اخیر یک وضعیت مشکل ساز را نشان می دهد که می تواند حس اهمیت فرد را تحریف کند: خودشیفتگی. مشکل اصلی در اینجا روشی است که افراد دارای سطح بالای خودشیفتگی در تلاشند تا “اهمیت” خود را حفظ کنند. خودشیفتگی شامل دلهره ای با تصویر خود ، عزت نفس بالا ، تمایل به تحسین و شناخت دیگران است. خودشیفتگی با احساس اغراق آمیز از اهمیت خود ، احساس امتیاز و تمایل به دستکاری دیگران در تعاملات اجتماعی همراه است. خودشیفتگان عموماً به دنبال توجه و تأیید بیرونی هستند و معتقدند خودشان در مقایسه با دیگران برتر و توانا هستند. چگونه این مربوط به پرخاشگری و ناآرامی آنلاین است؟

یافته های مطالعه

در مطالعه اول ، رانگ و چو فرض كردند كه سطح بالاتری از خودشیفتگی به سطوح بالاتر پرخاشگری آنلاین نسبت به افراد مشهور مربوط می شود (یعنی افرادی كه به دلیل دستیابی به چیزی مهم یا داشتن وضعیتی كه باعث جلب توجه عمومی می شود) قابل توجه است. رونگ و چو استدلال كردند كه احساس “محرومیت نسبی” در افراد پر از خودشیفتگی هنگام مقایسه خود با افراد مشهور بوجود می آید. از این رو افراد مشهور به عنوان تهدیدی برای عزت نفس تلقی می شوند ، و افراد بالاتر از خودشیفتگی ممکن است برای بازگرداندن عزت نفس خود به رفتارهای پرخاشگرانه تر بپردازند. رونگ و چو بیشتر فرض می كنند كه خودکارآمدی همدلی (به عنوان مثال ، اعتقاد فرد به توانایی آنها در درک و پاسخ دادن به طور مؤثر در مورد احساسات و نیازهای دیگران) باعث می شود كه رابطه بین خودشیفتگی و محرومیت نسبی ، به طور خاص ، با كمك به كمكهای خودشیفتگان در کاهش احساسات منفی ناشی از مقایسه های اجتماعی ، تعدیل شود.

در نمونه ای از 832 دانشجوی دانشگاه در چین ، با استفاده از یک رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر نظرسنجی ، Rong و Chu ارتباط مثبتی بین خودشیفتگی و پرخاشگری مشهور آنلاین پیدا کردند. دانش آموزان مبتلا به خودشیفتگی سطح بالاتری هنگام مقایسه خود با افراد مشهور ، سطح بالاتری از محرومیت نسبی را گزارش کردند. سطوح بالاتر محرومیت نسبی به نوبه خود فرکانس بالاتر پرخاشگری آنلاین نسبت به افراد مشهور را پیش بینی می کند (به عنوان مثال ، با انتقاد از ظاهر فیزیکی یک مشهور آنلاین ؛ اقتباس از فیلم های آنلاین یا عکس های یک مشهور به روشی منفی یا شرم آور). همانطور که پیش بینی می شد ، افرادی که خودکارآمدی همدلی بالاتری داشتند در مدیریت احساس محرومیت نسبی بهتر بودند.

دومین مطالعه توسط Mungall ، Pruysers و Blais نمونه بزرگی از 1725 نفر که در کانادا زندگی می کنند ، بین 19 تا 80 سال بررسی کردند. متغیر نتیجه اصلی علاقه ، عدم تحرک سیاسی آنلاین بود که گزارش می شود در حال افزایش است. شرکت کنندگان در این مطالعه گزارش دادند که چند بار هنگام برقراری ارتباط با دیگران به صورت آنلاین از زبان مبتذل استفاده می کنند ، دیگران را به روش هایی توصیف می کنند که نمی خواهند خودشان توصیف شوند ، به طور شفاهی دیگران را تهدید می کنند و از کلیشه های منفی برای توصیف دیگران استفاده می کنند. از نظر آماری کنترل برای متغیرهای دامنه ای که برای پیش بینی ناسازگاری در مطالعات قبلی ، از جمله عوامل سیاسی و جامعه شناختی ، و استفاده از رسانه های اجتماعی ، منگال ، پرویسرز و بلیز نشان داد که دو بعد مختلف از خودشیفتگی – خودشیفتگی و خودشیفتگی آسیب پذیر – پیش بینی می کند که سطح بالاتری از ابتلای سیاسی را پیش بینی می کند. در حالی که خودشیفتگی با شکوه با احساس برتری مشخص می شود ، نیاز شدید به تحسین و عزت نفس بالا ، خودشیفتگی آسیب پذیر با احساس ناامنی ، حساسیت به انتقاد و عزت نفس شکننده مشخص می شود. در کنار هم ، این شرایط ممکن است رفتارهای دفاعی و پرخاشگرانه را در پاسخ به تهدیدات درک شده برای تصویر خود و عزت نفس سوق دهد ، و هر دو پیش بینی کننده قوی و مستقل از عدم تحرک سیاسی در این مطالعه بودند.

درک برداشت از “اهمیت”

خودشیفتگی یک حالت کنجکاو است. این یک دیدگاه مشکل ساز در رابطه با اهمیت شخصی فرد را نشان می دهد-این امر طیف محدودی از رفتارها را با محوریت تصویر خود ، عزت نفس ، اهمیت خود و امتیاز ایجاد می کند. این روابط بین فردی را تحریف می کند و می تواند یک عامل اصلی در پرخاشگری بین فردی باشد. همانطور که توسط Kruglanski و همکارانش ذکر شد ، در قلمرو بین فردی ، پویایی “از دست دادن اهمیت” درک شده و “سود اهمیت” برای درک پرخاشگری اساسی است. پرخاشگری “از دست دادن اهمیت” را کاهش می دهد و از طریق تظاهرات تسلط و قدرت بر دیگران ، “سود اهمیت” را انجام می دهد. اما ، به طور طبیعی ، همانطور که توسط Kruglanski و همکاران ذکر شده است ، بسیاری از مسیرهای غیر تهاجمی برای بازگرداندن ، حمایت و تقویت احساس اهمیت ما وجود دارد (به عنوان مثال ، بسیاری از ارزش های اخلاقی ، زیبایی شناسی و اقتصادی در عمل که در دنیای بین فردی ما تقویت می شوند). به طور طبیعی ، ما مجبور نیستیم به تحقیر ، محرومیت یا عدم موفقیت در پرخاشگری پاسخ دهیم – می توانیم حس اهمیت خود را به روش های بی شماری دیگر بازیابی کنیم.

مطابق با Kruglanski و همکارانش ، همچنین مسیرهای زیادی برای عزت نفس و دیدگاه های بسیاری به غیر از خودشیفتگی وجود دارد که برای حمایت از عزت نفس ما فعالیت می کنند. در حالی که پویایی گروه بزرگ آنلاین ممکن است ما را در بعضی مواقع احساس ناچیز و محروم کند ، و در حالی که پرخاشگری و ناسازگاری را مشاهده می کنیم یا به صورت آنلاین تجربه می کنیم ممکن است به عنوان تحقیرآمیز و به عنوان یک شکست جمعی جامعه خود درک شود ، مطمئناً می توانیم چیزهای دیگر را درک کنیم و می توانیم دیدگاههای پایدار و پایدار دیگری را پرورش دهیم. به عنوان مثال ، ما می توانیم یکتایی زندگی و ارتباط اساسی خود را با همه و همه چیز درک کنیم. این دیدگاه ، این تمایل ، هنگامی که غالب شود ، همه چیز را تغییر می دهد ، از جمله نحوه تجربه خود و “اهمیت”.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان