11:53 - 2024/10/23

درک “دختر گیک” و نورودیورژانس

[ad_1] منبع: Netflix, 2024/Netflix Inc. در سال‌های اخیر، ژانر رام کام نوجوان نتفلیکس، برخی پیچش‌های غیرمنتظره و با طراوت را ارائه کرده است که نشان‌دهنده تغییر به سمت زمان آگاه‌تر اجتماعی در صنعت سرگرمی است. از هرگز من هرگز، یک درام نوجوان...

درک “دختر گیک” و نورودیورژانس

[ad_1]

منبع: Netflix, 2024/Netflix Inc.

منبع: Netflix, 2024/Netflix Inc.

در سال‌های اخیر، ژانر رام کام نوجوان نتفلیکس، برخی پیچش‌های غیرمنتظره و با طراوت را ارائه کرده است که نشان‌دهنده تغییر به سمت زمان آگاه‌تر اجتماعی در صنعت سرگرمی است. از هرگز من هرگز، یک درام نوجوانانه بر اساس تجربیات یک جوان هندی آمریکایی به همه پسرهایی که دوست داشتم سریال‌هایی با نقش اول آمریکایی کره‌ای، ما شاهد داستان‌هایی بوده‌ایم که شخصیت‌های بسیار پیچیده‌تری در آن نقش دارند. این نمایش ها اقلیت های نژادی و جنسی و همچنین افراد دارای معلولیت را به تصویر می کشند و تصاویری را که ما روی صفحه دیده ایم گسترده تر می کنند. با این وجود، وقتی خلاصه نمایش را دیدم برایم تعجب آور بود دختر گیک، که سرب، هریت را به عنوان «واگرای عصبی» توصیف می کند.

به نظر می رسد اصطلاح “عصبی واگرا” در همه جا ظاهر می شود و من هرگز در آموزش بالینی خود با آن مواجه نشده بودم. در حالی که این اصطلاح ابتدا در سال 1990 توسط جودی سینگر، جامعه شناس استرالیایی که خود اوتیسم را معرفی کرد، ابداع شد، تنها در سال های اخیر است که این اصطلاح وارد فرهنگ لغت رایج شده است. به گفته متخصصان ناتوانی‌های عصبی رشدی، «لغت تنوع عصبی (T) به تنوع همه افراد اشاره دارد، اما اغلب در زمینه اختلال طیف اوتیسم (ASD)، و همچنین سایر شرایط عصبی یا رشدی مانند ADHD یا ADHD استفاده می‌شود. ناتوانی های یادگیری.»

در دختر گیک، قهرمان داستان هریت در طول سریال به عنوان فوق‌العاده باهوش به تصویر کشیده می‌شود که از نظر اجتماعی مورد هدف قلدرها قرار گرفته و اغلب در کانون توجه قرار می‌گیرد. او در مواقعی که مضطرب است طیف چشمگیری از حقایق را بیان می کند، خود را در لحظات سخت با خودگویی مثبت آموزش می دهد و احساس متفاوت بودنش را طوری توصیف می کند که انگار خرس قطبی است که در یک جنگل زندگی می کند. دوست او توبی به عنوان یک طرد شده اجتماعی در مدرسه نیز تجربیات مشابهی دارد.

نویسنده از دختر گیک سریال، هالی اسمیل، خودش پس از نوشتن به اوتیسم مبتلا شد دختر گیک رمان هایی که نمایش نتفلیکس بر اساس آنها ساخته شده است. او در مصاحبه ای به اشتراک گذاشت:

“هدف من با دختر گیک همیشه سعی می‌کردم آن احساس تفاوت را توضیح دهم، بنابراین در حالی که از کلمه “اوتیسم” استفاده نمی‌کردم (چون در آن لحظه نمی‌دانستم)، این تمام محور رمان‌ها بود… برای آوردن او به پرده، نورواگرایی هریت تمرکز اصلی بود، اما ما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که تجربه او بسیار شبیه به یک دختر ناشناخته است – سردرگمی او از ندانستن او ناشی می شود. سفر تشخیص او همیشه قرار بود بخشی از داستان باشد، و اگر به اندازه کافی خوش شانس باشیم که فصل دوم را دریافت کنیم، فصلی است که می دانیم بیشتر بررسی خواهیم کرد. و اگر یکی نگیریم؟ او هنوز اوتیستیک است، فقط تشخیص داده نشده است. باید فضایی برای این نوع بازنمایی در رسانه ها وجود داشته باشد، زیرا به همان اندازه معتبر است.»

بینندگان صحت برچسب عصبی را که روی صفحه نمایش داده می‌شود، زیر سوال برده‌اند و بحث‌های Reddit این سوال را مطرح می‌کنند که آیا هریت “بی دست و پا یا اوتیستیک” است. من نیز برخی از نگرانی های مشابه را به اشتراک گذاشتم. آنچه در تصویر هریت بسیار جذاب بود این بود که چقدر واقعی و بدون تظاهر بود. صادقانه بگویم، قبل از خواندن توضیحات نمایش، به سادگی او را به عنوان “عجیب” خطاب می کردم. شاید این از لنز مغرضانه خودم باشد. من عاشق دیدن زنان جوان باهوشی هستم که جرات متفاوت بودن را دارند و ممکن است کارها را کمی متفاوت انجام دهند. من نمی دانم که این به هیچ وجه نیاز به تشخیص یا برچسب زدن دارد. در واقع، وقتی مبارزات او را در مدرسه تماشا می‌کردم، تنها چیزی که می‌توانستم فکر کنم این بود که خود محیط مدرسه چقدر ناکارآمد است – قلدرهایی که از اولین قسمت تا آخرین قسمت مرتکب اعمال وحشیانه می‌شوند. هر بار که او را در آن محیط می دیدم، می خواستم او را از آن محیط بیرون بکشم و اجازه بدهم در خانه درس بخواند یا به محیط های دانشگاهی برود، بدون آن که ریزه کاری های روزانه ای که در معرض آن قرار می گرفت. تماشای دختری مهربان، حساس و باهوش که در برابر محیطی فوق‌العاده سمی آسیب‌پذیر بود، دلخراش بود.

یکی از جنبه های زیبای جنبش تنوع عصبی، عدم تاکید بر بی نظمی و در آغوش گرفتن تمام اجزای یک فرد است. اما شاید لازم باشد به خود فرهنگ ناکارآمد نیز از نزدیک نگاه کنیم. تقریباً یک سال پیش، والمارت با معرفی «ساعت‌های حسی پسند» که خریداران می‌توانستند با نور کم‌تر و بدون موسیقی تند، ساعت‌ها را در آرامش بچرخانند، خبر بزرگی را منتشر کرد. وقتی این را خواندم، اولین فکرم این بود: “چرا فروشگاه ها همیشه اینطور نیستند؟” والدین کودکان خردسال می توانند تأیید کنند که این انسان های کوچک حساس چقدر سریع می توانند در حضور این همه محرک ذوب شوند. چه کسی خودسرانه تصمیم گرفت که وقتی «بزرگ می‌شویم» باید با صدای بلند موسیقی در فروشگاه‌ها مشکلی نداشته باشیم و ناتوانی در مدیریت آن ممکن است نشان دهنده نوعی اختلال باشد؟

شاید فصل دوم دختر گیک ممکن است نور بیشتری را در جهتی که کارها در پیش دارند روشن کند. در حالی که داشتن تصویری از نوجوانانی که متفاوت هستند و ممکن است از چالش‌های اجتماعی، عاطفی، حسی یا رشدی رنج ببرند فوق‌العاده است، توجه به زمینه‌ای که این بیماری‌ها در آن به وجود می‌آیند نیز مهم است. شاید فرهنگ از همه مقصر باشد. خوشبختانه، این نمایش حمایت ها و متحدان باورنکردنی را در طول سفر هریت فراهم می کند. از یک بنیاد قوی و دوست داشتنی والدین گرفته تا ویلبر که او را “کشف” می کند. بتی، دستیار؛ و شاید قانع‌کننده‌ترین قهرمان از همه، نیک، که هریت را تشویق می‌کند، تأیید می‌کند و همان‌طور که هست، او را در آغوش می‌گیرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان