09:59 - 2025/03/05

درک تروما و تأثیر آن بر خوشبختی

[ad_1] خوشبختی چیزی است که بسیاری از ما آرزو می کنیم ، اما اغلب احساس گریزان می شود. ما غالباً آن را از طریق دستاوردهای خارجی ، روابط یا دارایی های مادی تعقیب می کنیم ، اما کلید واقعی خوشبختی نه در آنچه به دست می آوریم بلکه در نحوه مشاهده...

درک تروما و تأثیر آن بر خوشبختی

[ad_1]

خوشبختی چیزی است که بسیاری از ما آرزو می کنیم ، اما اغلب احساس گریزان می شود. ما غالباً آن را از طریق دستاوردهای خارجی ، روابط یا دارایی های مادی تعقیب می کنیم ، اما کلید واقعی خوشبختی نه در آنچه به دست می آوریم بلکه در نحوه مشاهده خود و گذشته خود نهفته است. اصلی برای این دیدگاه خود دو مفهوم اساسی است: معنی و هدف. در حالی که این موارد اغلب به صورت متناوب مورد استفاده قرار می گیرند ، اما یکسان نیستند. هر دو برای خوشبختی ضروری هستند ، اما به روش های مختلفی عمل می کنند.

امروز ، ما نقش مهمی را که نقش تروما در شکل دادن به معنی و هدف در زندگی خود بازی می کند ، بررسی خواهیم کرد. چه آن را درک کنیم یا نه ، تروما ، چه بزرگ و چه کوچک ، بر نحوه درک گذشته خود تأثیر می گذارد و ما را به سمت آینده ای تحقق می بخشد.

نقش معنا در خوشبختی

قبل از شیرجه زدن به تروما ، مهم است که ابتدا مشخص کنیم که معنی و هدف در واقع چیست. در حالی که هدف مبتنی بر عمل و آینده نگر است ، معنی در گذشته ما ریشه دارد و چگونه ما از تجربیاتی که در آن زندگی کرده ایم ، درک می کنیم.

هدف در مورد حال و آینده است – این مربوط به کاری است که امروز انجام می دهیم و چگونه به جلو حرکت می کنیم. این اقداماتی است که ما برای روشن کردن ما انجام می دهیم و چیزهایی را که باعث خوشحالی ما می شود ، دنبال می کنیم. در اصل ، هدف نیروی هدایت ما است و به ما کمک می کند تا اقدام کنیم و بر آنچه ما را هیجان زده می کند ، متمرکز شویم.

به معنای ، از طرف دیگر ، در مورد چگونگی تفسیر گذشته خود ، به ویژه لحظات دشوار و آسیب زا که در آن زندگی کرده ایم ، است. این داستانی است که ما در مورد آن تجربیات به خودمان می گوییم. روشی که ما تروما را پردازش می کنیم ، تعیین می کند که آیا ما از آن احساس قدرت می کنیم یا اینکه اجازه می دهیم ما را عقب نگه دارد. مردم خوشحال اغلب به خودشان “داستان قهرمان” می گویند – روایتی که در آن با مبارزات خود روبرو شدند و قوی تر شدند. این افراد می توانند به آسیب های گذشته خود نگاه کنند ، آنها را پردازش کنند و بدانند که آنها بر این چالش ها غلبه کرده اند. آنها خود را انعطاف پذیر می دانند و این به آنها کمک می کند تا به آینده هدف خود حرکت کنند.

در مقابل ، کسانی که ناراضی هستند ، اغلب خودشان را “داستان قربانی” می گویند. آنها تروما خود را به عنوان چیزی که آنها را تعریف می کند ، چیزی که آنها را خنثی کرده است ، می دانند و باعث می شوند احساس گیر و ناتوان از دستیابی به اهداف خود شوند. این افراد ممکن است در حال حاضر یا آینده احساس “کافی” نکنند زیرا به زخمهای گذشته خود متصل می شوند.

تروما: بیش از آنچه که چشم را برآورده می کند

تروما نقش مهمی در فرآیند ایجاد معنی دارد. اما تروما دقیقاً چیست و چگونه آن را تجربه می کنیم؟ تروما برای همه یکسان به نظر نمی رسد ، و این مهم است که درک کنیم که تروما همیشه مربوط به وقایع عظیم و تغییر دهنده زندگی مانند جنگ یا سوءاستفاده نیست. تروما می تواند اشکال مختلفی به خود بگیرد و هر یک از ما را به گونه ای متفاوت تحت تأثیر قرار می دهد.

تروما را می توان به دو نوع اصلی طبقه بندی کرد: تروما نسلی و تروما زندگی شده. در تروما زندگی شده ، دو دسته دیگر وجود دارد: تروما کوچک و تروما B بزرگ. این تمایزها به ما کمک می کند تا سطح مختلف تروما و تأثیرات آن بر زندگی خود را درک کنیم.

ترومای نسلی

تروما نسلی از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود ، که اغلب به روش های ظریف آشکار می شود. این نوع تروما ممکن است از طریق رفتارهای آموخته شده ، ترس یا مکانیسم های مقابله ای که از اجداد ما منتقل می شود ، به ارث برده شود ، حتی اگر ممکن است ما به طور مستقیم حوادثی را که باعث تروما شده است تجربه نکرده ایم.

به عنوان مثال ، مادربزرگ مادری من به عنوان یتیم در طول بیماری همه گیر آنفولانزا در سال 1918 بزرگ شد. مادرش درگذشت ، و او در یتیم خانه قرار گرفت ، جایی که بخش اعظم کودکی خود را گذراند. بعداً ، در دوران رکود بزرگ ، مادربزرگم با کمبود مداوم غذا و پول روبرو شد. او به عنوان یک بزرگسال ، مکانیسم های بقا خاصی – مانند احتکار غذا و پول – به عنوان نتیجه این سختی های اولیه ایجاد کرد.

این رفتار به مادرم منتقل شد ، که او نیز از نداشتن کافی ترسیده بود. و ، حتی اگر من هرگز همان وقایع را تجربه نکردم ، من نیز با اضطراب پیرامون پول و کمبود مبارزه می کنم. این تروما نسلی در بازی است – چیزی که من مستقیماً تجربه نکردم اما هنوز هم عمیقاً بر رفتار و طرز فکر من تأثیر می گذارد.

تروما

همانطور که از نام آن پیداست ، تروما زندگی شده تروما است که ما دست اول را تجربه می کنیم. این می تواند شامل تروما T کوچک و تروما T Big T باشد ، و در حالی که ممکن است از نظر شدت متفاوت باشد ، هر دو نوع تروما از نظر خود قابل توجه و تأثیرگذار هستند.

  • تروما کوچک T به تجربیات کوچکتر و روزمره اشاره دارد که ممکن است بلافاصله تهدید کننده زندگی نباشد اما هنوز جای زخم عاطفی باقی می ماند. نمونه هایی ممکن است شامل مورد آزار و اذیت در مدرسه ، تجربه طرد اجتماعی یا احساس سوء تفاهم توسط همسالان باشد. در حالی که این تجربیات ممکن است فاجعه بار نباشد ، آنها هنوز هم می توانند اعتقادات ما را در مورد خود و جهان شکل دهند. به عنوان مثال ، کسی که به عنوان یک کودک خسته شده یا از بین رفته است ممکن است رشد کند و احساس ناکافی کند یا دائماً در تلاش برای اثبات ارزش خود باشد.
  • تروما Big T شامل رویدادهای مهم زندگی است که احساس امنیت و امنیت ما را تکان می دهد. این می تواند از دست دادن والدین ، ​​زنده ماندن از یک فاجعه طبیعی ، سوءاستفاده یا زندگی در یک جرم خشونت آمیز باشد. آسیب های بزرگ T مواردی هستند که اساساً ما را تغییر می دهند و اغلب برای بهبودی نیاز به سالها پردازش دارند. به عنوان مثال ، من پدرم را که فقط 7 سال داشتم از دست دادم – یک رویداد ویرانگر که تأثیر ماندگار بر زندگی من گذاشت.

هم ارزی تروما

اکنون ، تأکید بر چیز مهمی مهم است: تروما بزرگ و تروما T کوچک از نظر نحوه تأثیر آنها از نظر عاطفی قابل مقایسه نیست. در حالی که ممکن است تروما بزرگ T شدیدتر به نظر برسد ، هر دو نوع تروما به همان اندازه معتبر و دردناک هستند. تجربه عاطفی تروما ذهنی است و آنچه ممکن است یک رویداد کوچک برای یک نفر به نظر برسد ، می تواند به همان اندازه یک آسیب بزرگ برای شخص دیگری احساس کند.

این امر به این دلیل است که تروما مربوط به خود این رویداد نیست – این مربوط به تأثیر عاطفی از این رویداد و نحوه تفسیر آن. به عنوان مثال ، شخصی که قلدری را تجربه کرده است ، ممکن است با احساس بی فایده مبارزه کند ، در حالی که کسی که والدین را از دست داده است ممکن است احساس غم و اندوه عمیقی داشته باشد. هر فرد آسیب های خود را متفاوت می کند و برای هر فرد ، آسیب های آنها به اندازه هر کس دیگری قابل توجه است. هیچ سلسله مراتبی درد در هنگام زخم های عاطفی وجود ندارد.

چگونه تروما معنی و خوشبختی را شکل می دهد

بنابراین ، چگونه می توانیم از آسیب های خود استفاده کنیم و چگونه به احساس معنا ما کمک می کند؟

نکته اصلی در نحوه پردازش ترومای که تجربه کرده ایم نهفته است. تروما ، چه بزرگ و چه کوچک ، بسته به داستانی که به خودمان می گوییم ، می تواند ما را توانمند کند یا ما را عقب نگه دارد. اگر آسیب های گذشته خود را از طریق لنز قربانی مشاهده کنیم ، ممکن است تلاش کنیم تا به جلو حرکت کنیم. اما اگر بتوانیم از آسیب های خود به عنوان چیزی که زنده مانده ایم – چیزی که ما را قوی تر کرده است – دوباره شروع کنیم و به خودمان گفتیم “داستان قهرمان”.

یک داستان قهرمان جایی است که ما خودمان را انعطاف پذیر می دانیم. بله ، ما در دوران سخت گذرانده ایم ، اما آنها را غلبه کردیم. ما به آنها اجازه ندادیم که ما را تعریف کنند. این روایت توانمند به ما این امکان را می دهد تا با گذشته خود صلح برقرار کنیم و با یک هدف هدف به آینده برویم.

وقتی یاد می گیریم که داستانی بهتر در مورد آسیب های خود بگوییم ، می توانیم آینده ای را که تحت تأثیر عمل قرار می گیرد ، در آغوش بگیریم. با درک گذشته خود و تفسیر مجدد آن به روشی که به ما خدمت می کند ، می توانیم با اعتماد به نفس پیش برویم تا رویاهای خود را دنبال کنیم.

نتیجه گیری: بهبودی از طریق معنی

خوشبختی بر روی معنی و هدف ساخته شده است. معنی به ما این امکان را می دهد تا از آسیب های خود استفاده کنیم و هدف ما را به سمت اقدام و زندگی ما دوست داریم. این که آیا ما تروما بزرگ T ، تروما کوچک یا تروما نسل را تجربه کرده ایم ، پردازش آن به روشی که ما را توانمند می کند ، ضروری است. نکته اصلی خوشبختی در پاک کردن گذشته نیست – این در تصور مجدد آن است. وقتی آسیب های خود را درک می کنیم ، در آن معنا پیدا می کنیم و داستان بهتری در مورد آن می گوییم ، ما این پتانسیل را برای زندگی یک زندگی کامل و شاد باز می کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان