21:00 - 2025/05/16

درک تأثیر تروما بر ذهن و بدن شما

[ad_1] در ماه آگاهی از سلامت روان ، می خواهم به برخی تصورات غلط متداول بپردازم. مهمتر از همه و مهمتر از همه ، به یاد داشته باشید که بسیاری از شرایطی که ما در سلامت روان درمان می کنیم از هیچ کجا بوجود نمی آیند – آنها عمیقاً در تجربیا...

درک تأثیر تروما بر ذهن و بدن شما

[ad_1]

در ماه آگاهی از سلامت روان ، می خواهم به برخی تصورات غلط متداول بپردازم. مهمتر از همه و مهمتر از همه ، به یاد داشته باشید که بسیاری از شرایطی که ما در سلامت روان درمان می کنیم از هیچ کجا بوجود نمی آیند – آنها عمیقاً در تجربیات زندگی اولیه ریشه دارند. با تحقیقات نامطلوب کودکی (ACES) ، اکنون می دانیم که بسیاری از بیماری های جسمی روحی و مزمن ناشی از حوادث آسیب زا و استرس طولانی مدت است. این بینش دشوار و در عین حال قدرتمند به ما نشان می دهد که بسیاری از شرایطی که ما در سلامت روانی درمان می کنیم – مانند افسردگی ، اضطراب و PTSD – به سادگی اختلال عملکرد مغز نیستند. آنها تا حدودی پاسخ های تطبیقی ​​به تجربیات اولیه تروما و استرس هستند که بر عملکرد کل موجودیت تأثیر می گذارد: از نظر جسمی ، عاطفی ، روحی و روحی.

این تجربیات نه تنها بر حافظه بلکه در مورد چگونگی درک یک شخص جهان ، ارتباط با دیگران ، و حتی کاملاً به معنای واقعی کلمه خود را به بدن می اندازد. درد عاطفی مزمن و حل نشده می تواند جسمی شود – یعنی راه هایی برای بیان خود از طریق بدن پیدا می کند. این ممکن است بی خوابی یا خستگی باشد ، بلکه به عنوان میگرن ، حملات هراس ، اضطراب ، اختلالات گوارشی و موارد دیگر نیز آشکار می شود. غالباً ، افرادی که با این علائم زندگی می کنند نمی دانند که آنچه در گذشته تجربه می کنند ریشه های عمیقی دارد – و در واقع مسیرهایی برای بهبودی وجود دارد.

اتصال ذهن و بدن: کلید درک سلامت روان

این ما را دعوت می کند تا دیدگاه خود را گسترش دهیم: سلامت روان نمی تواند و نباید در انزوا از بدن ، محیط یا گذشته درک شود یا مورد توجه قرار گیرد. در عمل بالینی من ، این امر به ویژه هنگامی که ارتباط بین سیستم گوارشی و حالات عاطفی را مشاهده می کنم ، مشهود است. محور روده مغز ، که به عنوان مغز دوم نیز شناخته می شود ، نشان می دهد که چگونه سلامت روده از نزدیک با تعادل ذهنی ارتباط دارد. بارها و بارها متوجه شده ام که در جایی که پریشانی ذهنی وجود دارد ، اغلب اختلال عملکرد گوارشی وجود دارد. هنگامی که سلامت گوارشی را بازیابی می کنیم ، یک ستون محکم برای بهبود بهزیستی ذهنی ارائه می دهیم. هضم نیاز به سیستم عصبی دارد که در حالت پاراسمپاتیک قرار داشته باشد – یعنی حالت استراحت ، ایمنی و ارتباط – دقیقاً وضعیتی که تروما تمایل به ایجاد اختلال دارد.

هنگامی که من برای اولین بار تمرین خود را شروع کردم ، با افرادی که با درد جسمی غیرقابل تحمل وارد شدند ، رفتار کردم. در حالی که آنها روی میز آرام می شدند ، در مورد زندگی خود با من صحبت می کردند و مشخص شد که بین منبع درد جسمی آنها و محتوای سخنان آنها ارتباطی وجود دارد. با گذشت سالها ، من نیز به درک قدرت عظیم روشهای جسمی ، پرانرژی و مبتنی بر بدن رسیده ام. این کار در طول یک طیف گسترده کار می کنند-از قرار گرفتن در معرض تروما تدریجی تا فعال کردن مسیرهای داخلی خود تنظیم. این ابزارها به ما این امکان را می دهند تا به لایه هایی از تجربه دسترسی پیدا کنیم که در قلمرو زبان قرار نمی گیرند اما می توان با گذشت زمان احساس ، سکونت کرد و با گذشت زمان دگرگون شد.

بسیاری از فرهنگ های باستانی به طور شهودی چیزی را درک می کنند که علوم اعصاب مدرن فقط تأیید می شود: سلامت واقعی صرفاً عدم وجود بیماری نیست بلکه وضعیت عمیقی از تعادل بین بدن و ذهن است. برای این فرهنگ ها ، یادگیری تنظیم بدن – به ویژه سیستم عصبی اتونوم (ANS) ، که عملکردی مانند تنفس ، ضربان قلب و پاسخ استرس را حاکم می کند – بخش اساسی زندگی معنوی و دارو است.

بهبودی فراتر از علائم: یک مسیر شخصی و جامع

یافتن تعادل بین شیوه هایی که باید مبتنی بر شواهد باشند و آنچه که به طور غریزی احساس می شود دشوار است. سالهاست که در حالی که در جنگل در مکزیک زندگی می کردم و از علم و پزشکی بومی یاد می گرفتم ، خودم را به محدودیت های زیست پزشکی یا نیاز مداوم به اعتبار علمی مربوط نمی کردم. آنچه من زندگی می کردم عمیقاً انسانی بود – با درد ، زمین و با دیگران ارتباط برقرار می کرد. سیستم سلامت روان غربی از استاندارد و اندازه گیری شده ، غالباً مشرف به چیزی است که من آن را به همان اندازه مهم می دانم: رابطه درمانی فردی-اتصال یک به یک ، که در آن هر بدن و هر شخص یک روش منحصر به فرد برای بهبودی دارند. شفابخشی باید به صورت جامع انجام شود ، با هدف دیدن تصویر کامل نه فقط علائم.

در زمینه این ماه آگاهی ، من از شما دعوت می کنم سلامت روان را به عنوان یک فرایند جامع مشاهده کنید. این به معنای رد علم نیست ، بلکه گسترش درک ما از آنچه دانش را به حساب می آورد و چه چیزی می تواند ما را به سمت بهبودی واقعی سوق دهد. یکی از اهداف اصلی کار ما کمک به مردم است که درک کنند که بسیاری از علائم سلامتی آنها ممکن است با تجربیات گذشته استرس یا تروما مرتبط باشد. این یک دیدگاه تقلیل گرا نیست ، بلکه این یک شناخت است که بدن حافظه را در خود نگه می دارد ، و اینکه بسیاری از تظاهرات جسمی زمانی پاسخ های بقا سازگار بوده اند.

کاوش در این اتصالات به زمان نیاز دارد ، اما می تواند روشی را که می فهمید از چه چیزی عبور می کنید ، تغییر دهد. شاید شما از خود پرسیده اید که چرا همیشه چیزی خاموش به نظر می رسد ، چرا به محض رفع یک علامت جدید ظاهر می شود ، یا چرا ناراحتی های جسمی وجود دارد که هیچ کس نمی تواند کاملاً توضیح دهد. این احساس خارج شدن از همگام سازی یا یافتن پاسخ های واضح تر از آن چیزی است که فکر می کنید.

بنابراین می خواهم چیز مهمی به شما بگویم: شما شکسته نیستید و تنها نیستید. بسیاری از این علائم هنگامی که شروع به دیدن بدن و ذهن به عنوان یک سیستم بهم پیوسته می کنیم ، به جای قطعات جداگانه ، معقول می شوند. از منظر کل نگر ، به جای اینکه به دنبال راه حل های جدا شده برای هر علامت باشید ، به تصویر کامل نگاه می کنیم – داستان شما ، بدن ، احساسات شما.

این عمل ادغام در حال بهبود است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان