“این کتابی است در مورد یک زن شجاع. اغلب تنها در سرزمین های وحشی، او سختی ها را تحمل می کند و به اشکال مختلف با خطر روبرو می شود… این کتابی است که من به شدت توصیه می کنم: آموزنده، جذاب و زیبا نوشته شده است.” -دکتر جین گودال
منبع: Amar Saleem/Pexels.
علایق تحقیقاتی من برای دهه ها بر رفتار و بوم شناسی اجتماعی گوشتخواران وحشی با تمرکز بر کایوت ها متمرکز بوده است. من همچنین عمیقاً به رفتار اجتماعی و بوم شناسی رفتاری گرگ های وحشی علاقه مند بوده و هستم.1 بنابراین، وقتی در مورد کتاب جدید دکتر دایان بوید به نام زنی در میان گرگ ها: سفر من از طریق چهل سال بهبودی گرگ، نمی توانستم صبر کنم تا به آن نگاه کنم. من سالهاست از تحقیقات طولانیمدت دایان اطلاع دارم و شیفته کارهایی هستم که او میتوانست انجام دهد، اغلب بر خلاف همه شانسها. بیشتر با تمجیدهایی که کتاب او دریافت کرده است موافق نیستم – این واقعاً داستانی از اشتیاق، انعطافپذیری و عزم راسخ در حرفهای است که تحت سلطه مردان است. در اینجا چیزی است که او درباره کتاب برجسته و عمیقاً الهام بخش خود می گوید.
مارک بکوف: چرا نوشتی؟ زنی در میان گرگ ها?
دایان بوید: من نوشتم زنی در میان گرگ ها به دلایل زیادی: 1) زیرا این داستانی است که قبلاً گفته نشده است، علیرغم وجود کتاب های گرگ فراوان. 2) بسیاری از همکاران قدیمی من فوت کرده اند و دیگر نمی توانند روایت خود را به اشتراک بگذارند. 3) این داستانی است که نیاز به گفتن دارد، پیوند آن سال های اولیه بهبود طبیعی گرگ از طریق پراکندگی بدون معرفی مجدد، زمانی که گرگ ها واقعاً کمیاب و در خطر انقراض بودند. 4) از تلاشهای اولیه بازیابی گرگها که توسط زیستشناسان میدانی اختصاصی در دهههای 1970 و 80 نظارت شده بود، دور کاملی را طی میکند، و در زمانهای کنونی بهروزرسانی میشود، از جمله تغییرات فرهنگی در این پنج دهه، زیرا آونگ اجتماعی از یک افراطی به دیگری تغییر کرده است. و 5) از همه مهمتر، امیدوارم از طریق داستان سرایی خوب و دانش متعادل ذهن مردم را در مورد اینکه گرگ ها چه هستند و چه نیستند باز کنم.
منبع: Greystone Books/با اجازه.
این داستان شخصی من است که بینشهای آشکاری را در مورد چند گرگ منفرد، پویایی جمعیت گرگ، علم، ابعاد اجتماعی و سیاست در سراسر کتاب میپیوندد، بهگونهای که هر خواننده میتواند چیز جدید و امیدوارکنندهای را از بین ببرد. در درازمدت، من معتقدم همه اینها تلاشهای حفاظت از گرگ را بهبود میبخشد و تحمل انسان را برای بازگشت گرگها به چشمانداز افزایش میدهد.2
MB: امیدوارید به چه کسی برسید؟
DB: من این کتاب را برای خوانندگان عمومی نوشتم که ممکن است به گرگ ها، بوم شناسی، مواجهه با چالش ها علاقه داشته باشند یا صرفاً عاشق یک داستان ماجراجویی خوب باشند. من همچنین امیدوارم که به بیولوژیستهای جوان آینده، بهویژه زنانی که میخواهند شغلی معنادار در زمینه حفاظت از حیات وحش داشته باشند، راهنمایی کنم و رویاهای خود را دنبال کنند. من مقالات متعددی را در مجلات معتبر و فصل های کتاب فنی منتشر کرده ام. با این حال، من قویاً معتقدم که پیشرفتهای بیشتری در حفاظت از حیات وحش و زیستگاه آنها از طریق دسترسی به مخاطبان عمومی گستردهتر از طریق کتابها و مقالات مجلات مشهور بر اساس علم صحیح، اما از نظر فنی کمتر به دست میآید. به طور متوسط مقاله مجله شما توسط تعداد کمی از دانشگاهیان و مدیران خوانده می شود، در حالی که نشریات محبوب میلیون ها خواننده در سراسر جهان دارند و به اعتقاد من قدرت بیشتری برای تغییر دیدگاه های حفاظت دارند.
MB: برخی از موضوعات اصلی که در نظر می گیرید چیست؟
DB: من در مورد اکولوژی و رفتار گرگ، آبشارهای تغذیهای، ترس، انعطافپذیری، روابط گرگ-سگ-انسان، روند اهلی کردن سگها از گرگ، روابط پیچیده شکارچی-شکار، تعاملات بین گونهای گوشتخوار و رقابت، اسطوره ابرگرگ، حرفهای بحث میکنم. دیدگاههای گرگ و ضد گرگ، تفاوتهای فرهنگی در سراسر جهان در مدیریت گرگ، و ارزشهای اجتماعی که بر بهبودی گرگ تأثیر میگذارند/افزایش میدهند/میجنگند.
مفاهیم علمی پیچیدهتر از طریق داستانها، مثالها و زبان روشن، بدون اصطلاحات فنی گفتمان علمی معمولی ارائه میشوند که ممکن است بسیاری از خوانندگان را از دست بدهد. و با این حال، به اندازه کافی علم امروزی وجود دارد که بتواند به یک اکولوژیست-زیست شناس-رفتارشناس توجه کند. خواننده عمومی با مطالعه در مورد تبادلات پویا بین گرگها، شیرهای کوهستانی، خرسهای گریزلی و کایوتها، مفهوم پیچیده و بسیار بحثبرانگیز آبشارهای تغذیهای را بهتر درک میکند تا اینکه خواننده فهرستی طولانی از مطالعات مستند علمی را که در مورد آن پوشش میدهند، دنبال کند. من از نقل قول در متن یا پاورقی استفاده نکردم (که به عنوان یک نویسنده فنی آموزش دیده، در ابتدا دشوار بود تا اینکه وارد ریتم نوشتن خاطرات شدم) زیرا ویراستار من می خواست کتاب به آرامی جریان یابد بدون اینکه خوانندگان درگیر مطالب بیشتری شوند. فرمت فنی فهرستی از «مطالعههای بیشتر» در پایان برای کسانی که میخواهند به تحقیقات بیشتری در پشت بحثهای کتاب بپردازند، وجود دارد.
MB: کتاب شما چه تفاوتی با کتابهای دیگری دارد که به برخی از موضوعات کلی مشابه میپردازند؟
DB: زنی در میان گرگ ها تفاوت آن با دیگر کتابهای گرگ در این است که این کتاب خاطراتی است که توسط یک زن و خدمهاش نوشته شده است که با جدیت به دنبال استعمار مجدد گرگها از اولین گرگی که در سال 1979 از کانادا خارج شد، بدون کمک انسانها و متفرقکنندگان بعدی که 15 سال قبل از آن شمال غربی مونتانا را دوباره مستعمره کردند، هستند. گرگ ها دوباره به یلوستون و مرکز آیداهو معرفی شدند.
داستان از این بازیابی طبیعی تاریخی و در مقیاس کوچک تا زمان حاضر و جمعیت گرگ های بیش از 3000 گرگ در غرب ایالات متحده گسترش می یابد. من تخمین می زنم که 99 درصد از مردم فکر می کنند که همه گرگ ها در غرب ایالات متحده دوباره به یلوستون معرفی شده اند. و آیداهو، خارجی هستند، و به چشم انداز تعلق ندارند، بنابراین مقداری چمدان را بسته بندی می کنند. این باید اصلاح شود عناصر زیادی وجود دارد که کتاب من را از صدها کتاب گرگ متمایز میکند: این کتاب خاطرات اول شخص طولانیمدت است که توسط یک زن زیستشناس در زمینهای مردسالار نوشته شده است، ترکیبی از قلب و زیستشناسی، که دیدگاههایی را در بر میگیرد. فلسفه های موافق و مخالف گرگ و نه موعظه. من داستانی قدرتمند را تعریف می کنم بدون اینکه به خوانندگان بگویم که آنها باید چه فکر کنند، اگرچه برای خواننده آشکار خواهد بود که من به گرگ ها، تحقیق و ارتباطات علاقه مند هستم.
م.ب.: آیا امیدوار هستید که مردم بیشتر در مورد این گرگ ها بیاموزند، با احترام و وقار بیشتری با آنها رفتار کنند؟
DB: بهترین پاسخ را می توانم با ذکر آخرین پاراگراف در مقدمه خود بدهم:
«امیدوارم این داستانها، که بیش از چهار دهه سفر در جاده صخرهای بهبودی گرگ را در بر میگیرد، الهامبخش رویاها و اقدامات حفاظتی در نسلهای بعدی باشد، که تصمیمات حیاتی و راهحلهایی برای تعاملات آینده حیات وحش و انسان خواهند گرفت. در نهایت، من امیدوارم که این داستان درک دقیقی از بهبودی گرگ ارائه دهد که باعث شود کسی که در فکر کشتن گرگ است مکث کند – و سپس تصمیم بگیرد که ماشه را نکشد.