روز دیگر در طی مکالمه با یک همکار ، همکار من مشاهده کرد که مرا شگفت زده کرد.
او استاد فرانسوی است و بیش از سه دهه در همه سطوح آن زبان را آموخته است. و با این حال ، وی اعتراف کرد که چند صد یا حتی هزاران کلمه وجود دارد که او به زبان انگلیسی می شناسد – زبان اول او – که او معادل فرانسوی را نمی داند.
به طور خاص ، او به نام حیوانات و گیاهان اشاره کرد که او هرگز به زبان دوم خود با آن روبرو نشده است. آیا این بدان معنی است که ، در بعضی از موارد ، همکار من فرانسوی را نمی شناسد؟ و این باعث تعجب من شد: به هر حال دانستن یک زبان چیست؟
یادگیری در مقابل حفظ کردن
اگر از واژگان شخص به عنوان حیاط برای اندازه گیری مهارت زبانی استفاده کنیم ، به سرعت با مشکلات روبرو می شویم.
پرونده نیگل ریچاردز را در نظر بگیرید ، که در سال 2024 یک مسابقات Scrabble اسپانیایی را به دست آورد. ریچاردز یک نیوزلند انگلیسی زبان است که نمی تواند یک گفتگوی اساسی به زبان اسپانیایی برگزار کند. او به جای یادگیری زبان ، از توانایی تصاویر عاطفی خود برای به خاطر سپردن همه کلمات در لیست کلمات scrabble اسپانیایی استفاده کرد. (ریچاردز از همین استراتژی استفاده کرد تا دو قهرمانی جهان فرانسوی را نیز بدست آورد.)
علاوه بر این ، ریچاردز بی نظیر نیست – بسیاری از بهترین بازیکنان انگلیسی انگلیسی در جهان از تایلند استقبال می کنند ، و برخی از این قهرمانان اصلاً نمی توانند انگلیسی صحبت کنند.
برای این موضوع ، چقدر خوب است بومی بلندگوهای انگلیسی اندازه گیری می کنند؟ تخمین زده می شود که بزرگسالان به طور معمول معانی بین 20،000 تا 40،000 کلمه را می دانند. این تعداد چشمگیر است ، اما این تنها بخش کوچکی از 600000 فرم کلمه است که در آن ظاهر می شوند فرهنگ لغت انگلیسی آکسفوردبشر به عبارت دیگر ، سخنرانان بزرگسال انگلیسی فقط ممکن است 5 درصد از کلمات را به زبان مادری خود بدانند.
چقدر می توانید پایین بروید؟
از طرف دیگر ، در مورد افرادی که فقط یک زیر مجموعه باریک از اصطلاحات را برای یک هدف خاص می آموزند ، چه می کنند؟
به عنوان مثال خلبانان هواپیمایی که در سطح بین المللی پرواز می کنند ، برای گرفتن یک درجه عبور در آزمایش انگلیسی برای حمل و نقل هوایی (چای) موظفند. این امتحان درک و تولید انگلیسی را ارزیابی می کند ، اما محدود به Aviation English ، یک استاندارد بین المللی است که از حدود 300 کلمه تشکیل شده است. این به آنها امکان می دهد تا با کنترل کننده های ترافیک هوایی و سایر خلبانان به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند. اما آیا این بدان معنی است که این خلبانان انگلیسی می دانند؟
چگونه در مورد فردی که قبل از سفر به کشور دیگری ، مجموعه ای از عبارات مکالمه را در یک کتاب عبارتی استاد می کند؟ آنها ممکن است بتوانند در یک سرزمین خارجی به خوبی عملکرد خوبی داشته باشند تا زمانی که تعامل هایی که در آن شرکت می کنند نسبتاً روتین شوند ، مانند سفارش غذا یا خرید سوغاتی. اما آیا این بدان معنی است که گردشگر با حداقل واژگان ، زبان را “می داند”؟
برخی از افرادی که آسیب مغزی را تجربه می کنند ، به عنوان آفازی بیانگر تشخیص داده می شوند. آنها هنوز هم می توانند زبان گفتاری را درک کنند ، اما ممکن است در ایجاد گفتار روان و گرامری مشکل بزرگی داشته باشند. وقتی این اتفاق می افتد ، ما نمی گوییم که فرد دانش زبانی خود را از دست داده است. فرض بر این است که آنها هنوز زبان مادری خود را “می دانند” ، اما آسیب دیدگی آنها توانایی تولید آن را مختل کرده است.
چه کسی یک زبان “می داند”؟
اگر تصریح کنیم که دانستن یک زبان به معنای دانستن معانی بسیاری از کلمات است ، می توانیم استاد فرانسوی ، سخنرانان بومی و اگزازیک را که دارای این دانش هستند ، گروه بندی کنیم و این امر آنها را از قهرمانان ، خلبانان و گردشگران متمایز می کند ، که این کار را نمی کنند.
از طرف دیگر ، اگر معیار ما تسلط مکالمه باشد ، استاد فرانسوی و گویندگان بومی هنوز به وضوح واجد شرایط هستند. با این حال ، قهرمانان Scrabble و Aphasics این کار را نمی کنند. و خلبانان و گردشگران به موارد مشکل ساز تبدیل می شوند – آنها می توانند با دیگران مکالمه کنند ، اما فقط به روش محدود و در زمینه های خاص.
و ما هنوز از جنگل خارج نیستیم. دانشجویان در برخی از برنامه ها موظفند “دانش خواندن” را به یک یا چند زبان نشان دهند. این بدان معنی است که آنها می توانند متون و اسناد نوشتاری را در رشته تخصصی خود حس کنند. به عنوان مثال ، یک دانشجوی فارغ التحصیل فلسفه قاره ، ممکن است نیاز به نشان دادن دانش خواندن آلمانی داشته باشد. اما آنها ممکن است توانایی صحبت کردن یا نوشتن در آن زبان را نداشته باشند. آیا این بدان معنی است که دانش آموز آلمانی را “نمی داند”؟
در مقابل ، کودکان قبل از یادگیری خواندن و نوشتن ، توانایی صحبت کردن با مهارت را به دست می آورند و برخی از بزرگسالان هرگز این مهارت ها را به دست نمی آورند. اما برای کسی عجیب خواهد بود که ادعا کند که یک بزرگسال بی سواد زبان مادری خود را نمی داند.
عوامل فرهنگی نیز باید در نظر گرفته شوند. یکی دیگر از همکاران من برای دولت ایالات متحده کار می کند. وی امتحانات مهارت را به زبان ژاپنی گذرانده و از نظر مکالمه ای به آن زبان مسلط است. با این وجود ، او به من اعتراف كرد كه بعضی اوقات تلاش می كند تا داستانهایی را در روزنامه های ژاپنی بسازد زیرا آنها سطح دانش فرهنگی را كه او در اختیار ندارد فرض می كنند. آیا این بدان معنی است که او ژاپنی را “نمی داند”؟
این مثالها خطرات تعریف دانش یک زبان را از نظر اندازه واژگان ، توانایی صحبت کردن یا حتی توانایی خواندن و نوشتن نشان می دهد. زبان چند بعدی است و می توان گفت که یک زبان را به روش های مختلفی می شناسد و از آن برای اهداف مختلف استفاده می کند.