22:56 - 2025/05/07

دانستن اینکه چه موقع تسلیم شوید

[ad_1] ما اغلب به تداوم یا اراده سرسختانه برای دستیابی به عنوان یک ارزش مثبت جهانی فکر می کنیم. فرهنگ ما مملو از اظهارات ارزشی است که از مفهوم پیگیری هدفمند یک هدف یا رویا پشتیبانی می کند: “هرگز تسلیم نشوید” ، “بدون درد ...

دانستن اینکه چه موقع تسلیم شوید

[ad_1]

ما اغلب به تداوم یا اراده سرسختانه برای دستیابی به عنوان یک ارزش مثبت جهانی فکر می کنیم. فرهنگ ما مملو از اظهارات ارزشی است که از مفهوم پیگیری هدفمند یک هدف یا رویا پشتیبانی می کند: “هرگز تسلیم نشوید” ، “بدون درد ، بدون سود” ، “برندگان هرگز ترک نمی کنند” یا “بهتر شکست می خورند”. ما اغلب می بینیم که این ارزش در داستانهای موفق دستاورد تأیید شده است – افرادی که نشان می دهند چقدر سخت کار می کنند و چقدر نزدیک به ترک کار می شوند ، اما چگونه ترک نمی شود در نهایت راه موفقیت را هموار کرد.

اما آیا پایداری همیشه تصمیم درستی ، از نظر روانشناختی است؟ قوطی نه تسلیم شدن عواقب روانی بر فرد ، خانواده یا رابطه دارد؟ به عبارت دیگر ، آیا ما باید اخلاق محبوب خود را برای پایداری تجدید نظر کنیم و ارزش یا مزایای ترک یا تسلیم را دوباره ارزیابی کنیم؟ آیا تسلیم شدن می تواند برخی از امداد را فراهم کند و تعقیب زندگی جایگزین جدید و رضایت بخش تر از آنچه که ما در آن تلاش کرده بودیم ارائه دهد؟

استبداد پایداری

در کتاب آدام فیلیپس ، در تسلیم شدن، او استدلال می کند که پایداری می تواند استبداد شود و ذهن ما را از جنبه های دیگر زندگی محدود کند: “می توان استبداد اتمام ، اتمام چیزها را به وجود آورد ، که می تواند ذهن ما را ناعادلانه محدود کند.” برخی از اشکال پایداری می تواند به تثبیت تبدیل شود و وزن فوق العاده نمادین را به خود اختصاص دهد و باعث آسیب یا غفلت در سایر مناطق زندگی ما شود. به یک کارگر فکر کنید که ممکن است یک عنوان شغلی یا حقوق و دستمزد خاص یا یک بازیکن ورزشی را در تعقیب قهرمانی تعقیب کند.

ممکن است فرد یک امید مخفی یا خصوصی داشته باشد که در پایان درد و فداکاری ارزش آن را داشته باشد. اگرچه این ممکن است صادق باشد ، اما اقدامات زیادی وجود دارد که تحقق نمی یابد ، و پس از آن چه؟ برای بسیاری ، زمانی در زندگی می گذرد که باید تصمیمی اتخاذ شود – خواه برود یا برگردد. این می تواند در یک حرفه ، تحقق رویا یا در یک رابطه صادق باشد.

در بسیاری از روابط چالش برانگیز ، ممکن است به جایی برسد که شخص باید تصمیم بگیرد که آیا در آن نگه داشته شود ، به درمان خود ادامه دهد یا ببیند که آیا مسابقه بهتری در جهان وجود دارد یا خیر. زمان در اینجا یک عامل بزرگ بازی می کند زیرا ممکن است احساس کنید که بیشتر وقت صرف شده برای یک رابطه ناموفق ، عذاب را برای سایر شانس ها هجی می کند ، به ویژه هنگامی که به والدین یا برنامه ریزی کودک مربوط می شود. چگونه می دانیم وقتی وقت کافی به شریک زندگی داده ایم؟ به اندازه کافی درمانی انجام شده است؟ به اندازه کافی آزمونهای رابطه گرفته شده است؟

مدیریت شرم ترک

برای بیشتر ، مانع اصلی ترک یا تسلیم شدن شرم است. یک احساس ذاتی شرم یا شرمساری در تسلیم شدن وجود دارد. این ممکن است به معنای شناخت خاص از یک حقیقت یا واقعیت سخت باشد – مهارت ها یا استعدادهای من انتظارات من را برآورده نمی کند. این همچنین ممکن است شامل تأیید و تغییر اسطوره ها در فرهنگ ما باشد. شاید کار سخت و گریس آرنج برای رسیدن به رویاهای من کافی نباشد. شاید موفقیت به همان اندازه کار سخت در شانس و ثروت ریشه داشته باشد ، و من در این امتیاز به دنیا نیامده ام. شاید من زودرس یا با یک انتظار ساده و ساده در مورد فرزندپروری یا عاشقانه ازدواج کنم. شاید من نمی دانستم که خودم را در دانشکده حقوق یا حمل و نقل هوایی وارد می کنم. اما از طرف دیگر ، چگونه می توانم بدانم که از آنجا که با تعریف ، این امر جدید و بی سابقه خواهد بود؟

همانطور که آدام فیلیپس استدلال می کند ، در زندگی ، فداکاری های بد و خوب وجود دارد ، اما ما نمی دانیم که قبلاً کدام است. ما اغلب از خودمان خواستار هستیم و انتظار داریم. ما انتظار داریم که به شکلی غیر واقعی باشد. ما انتظار داریم که شخصی که ما دوستش داریم و می خواهیم در 20 سالگی ازدواج کنیم همان شخصی باشد که بعد از 2 کودک ، تغییر شغلی و یک شکست عصبی توسط 45 مورد دوست داریم. برخی از ما ممکن است با چسباندن آن ، این رویارویی را با حقایق سرد واقعیت نابود یا جلوگیری کنیم: مرگ ما را به بخشی از ما می اندازیم. و ، در واقع ، ممکن است پاداش برای آن نیز وجود داشته باشد. همانطور که فیلیپس خاطرنشان می کند ، مشکل این است که ما توپ کریستالی نداریم و بنابراین نمی توانیم پیش بینی کنیم که آیا چسباندن آن در آینده پرداخت می کند یا خیر.

در دانستن محدودیت های ما

در حالی که ممکن است تا پایان ندانیم که آیا تعقیب و گریز ما در پایان ارزش آن را داشته است ، ما باید به همان روشی که ممکن است ارزش پایداری و پشتکار را داشته باشیم ، پاداش یا ترک را پاداش دهیم. از این گذشته ، تسلیم شدن می تواند به همان اندازه شجاعت ، استحکام و فروتنی را به دست نیاورد که تسلیم نشود. این ممکن است شجاعت بگوید که “این نمی تواند ادامه یابد” ، “من اشتباه کردم” ، یا “این هزینه زیادی برای من است.” این ممکن است نفس را به خود جلب کند و به یک پرتگاه منجر شود. به عنوان مثال ، ما ممکن است شغلی را که دوست نداریم یا رابطه ای را ترک کنیم بدون اینکه بدانیم چیزی از طرف دیگر وجود دارد. راه های جدید ما ممکن است بهتر باشد ، اما ممکن است یکسان یا بدتر باشند.

اغلب در درمان ، مراجعان در یک چهارراه هستند که شامل تصمیم برای ماندن در دوره یا ترک و محوری می شوند. اگرچه ارائه مشاوره به عنوان شخص ثالث وسوسه انگیز است ، اما در نهایت مسئولیت هر فرد برای ارزیابی زمان و چگونگی ترک آن است. با این حال ، یکی از کلیدی که من اغلب از آن استفاده می کنم ، حول انرژی و انگیزه است. هنگامی که کسی احساس می کند که آنها تمام توان خود را از سنگ زندگی خود خونریزی کرده اند ، و ترک این کار تسکین رها کردن را فراهم می کند ، بنابراین شاید انرژی شخص تغییر کرده است. از این گذشته ، ترک کردن فقط به معنای تسلیم نیست بلکه در مورد ریختن ، رها کردن ، تکامل است. این می تواند به معنای آب بخشیدن به بخش دیگری از خود باشد و به همان اندازه در مورد رشد و حرکت رو به جلو به عنوان یک تعقیب مداوم یا رانندگی باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان