16:53 - 2024/10/27

داستان کاری که در کودکی دوست داشتید انجام دهید – اما ترک کنید

[ad_1] به کاری فکر کنید که در دوران کودکی یا نوجوانی دوست داشتید انجام دهید – یک سرگرمی یا فعالیت خلاقانه که باعث شادی شما شده است. شاید نواختن ساز، نقاشی یا فوتبال بود. در آن زمان، این اشتیاق به عنوان بخشی اصلی از آنچه شما بودید اح...

داستان کاری که در کودکی دوست داشتید انجام دهید – اما ترک کنید

[ad_1]

به کاری فکر کنید که در دوران کودکی یا نوجوانی دوست داشتید انجام دهید – یک سرگرمی یا فعالیت خلاقانه که باعث شادی شما شده است. شاید نواختن ساز، نقاشی یا فوتبال بود. در آن زمان، این اشتیاق به عنوان بخشی اصلی از آنچه شما بودید احساس می شد. اما با شلوغ‌تر شدن زندگی – چه مدرسه، چه کار، یا خواسته‌های بزرگسالی – آن فعالیت‌ها به پس‌زمینه رفتند.

آیا تا به حال فکر کرده اید که چه اتفاقی برای آن قسمت از شما افتاده است؟ آیا تلاش برای بازگرداندن آن معنایی دارد یا فقط فصلی از داستانی است که پشت سر گذاشته اید؟ در اینجا داستان من در مورد چیزی است که دوست داشتم – نواختن ویولن – و اینکه چگونه آن را رها کردم. اکنون، وقتی دوباره به فکر برداشتن آن هستم، متوجه می‌شوم: چه اتفاقی می‌افتد وقتی ارتباطمان را با فعالیت‌هایی که زمانی تعریف می‌کردند از دست بدهیم؟

پوشک/پکسل

منبع: Nappy/Pexels

هر زمان که مجبور می شوم در یک یخ شکن چیز جالبی در مورد خودم به اشتراک بگذارم، در ذکر ویولن تردید دارم. من چند سالی است که جدی بازی نکرده ام و گاهی اوقات احساس می کنم به هر حال مردم آن را جدی نمی گیرند. اما برای من، این فقط یک سرگرمی معمولی نبود. ساعت‌ها تمرین کردم، برای کنسرت‌ها آماده شدم و قلبم را در آن ریختم. سپس زندگی مانع شد. با خودم گفتم روی امتحانات تمرکز می کنم، بعد روی دانشگاه و بعد حرفه ام. حالا، سال‌ها بعد، متوجه شدم که در طول عمرم به ویولن دست نزده‌ام.

از خودم می پرسم: اگر دیگر هرگز بازی نکنم، واقعاً چه چیزی را از دست خواهم داد؟ یا، همانطور که جهان اغلب به بهره‌وری می‌خواهد: اگر به چیزی ملموس، مانند شغل یا پاداش مالی منجر نشود، چه چیزی از این همه تلاش به دست آوردم؟

خانم گولن معلم ادبیات دبیرستانم پاسخی به این سوال داشت و گفت: “سرگرمی ها و علایق خود را دنبال کنید زیرا آنها داستانی برای گفتن به شما می دهند.” من هنوز به آن فکر می کنم. داستان ها مهم هستند و شاید، احساسات قدیمی داستان هایی هستند که می توانید درباره اینکه چه کسی هستید و چه کسی بوده اید بگویید.

سال‌ها بعد، اکنون در کارم مطالعه می‌کنم که مردم چگونه زندگی خود را از طریق داستان‌هایی که می‌گویند معنا می‌کنند. حتی یک اصطلاح برای آن وجود دارد: هویت روایی– شیوه‌ای که داستان‌های زندگی ما به ما شکل می‌دهند و چگونه خودمان را درک می‌کنیم. این داستان ها فقط ایده های خوبی نیستند. آنها نقش مهمی در احساس هدف و رفاه ما دارند. افرادی که احساس می‌کنند با داستان‌های شخصی‌شان مرتبط هستند – که می‌دانند تجربیات گذشته‌شان چگونه بر زندگی فعلی‌شان تأثیر می‌گذارد – تمایل دارند بیشتر احساس انگیزه، هدفمندی و همسویی با ارزش‌های خود کنند.

برای من، نواختن ویولن بخش مهمی از آن داستان بود. من را با موسیقی، خلاقیت و دوستی هایی که از طریق اشتیاق مشترک ایجاد کردم، مرتبط کرد. «دختری که ویولن می‌نواخت» به من چیز متفاوتی داد، چیزی منحصر به فرد. با وجود اینکه سال‌هاست بازی نکرده‌ام، این بخش از هویت من هنوز مهم است.

اما سوال اینجاست: اگر من دیگر بازی نکنم، آیا بخشی از خودم را از دست داده ام؟ یا اینکه ذات آن شخص، حتی اگر آن شور محو شده باشد، همچنان باقی است؟

من فکر می کنم پاسخ در جایی در این بین نهفته است. بیان نقاط قوت خود، حتی به روش های کوچک، رفاه ما را افزایش می دهد و علایق گذشته می تواند راهی قدرتمند برای بیان ماهیت خودمان باشد. با این حال همیشه این نیست که به همان فعالیت برگردیم. این در مورد برقراری ارتباط مجدد با قوت ها و ارزش های عمیق تر است که اشتیاق تجسم یافته است. برای من، نواختن ویولن در مورد خلاقیت بود – انرژی ای که می توانم آن را به رسانه های دیگر هدایت کنم، حتی اگر هرگز به طور کامل به ساز برنگردم.

زنده کردن داستان گذشته

شاید قبلاً آواز می‌خواندید، می‌رقصید، بسکتبال بازی می‌کردید یا ساعت‌ها در کتاب‌ها گم می‌شدید. هر چه بود که شما را شکل داد، حتی اگر سال ها از آخرین باری که با آن درگیر بودید می گذرد، آن اشتیاق نقش مهمی در تبدیل شدن شما به امروز داشت. ما اغلب به خود می گوییم که روزی به آن علایق باز می گردیم – زمانی که زندگی آرام شود، زمانی که زمان بیشتری داشته باشیم. اما آن لحظه عالی به ندرت فرا می رسد.

مرور مجدد آن علایق گذشته، حتی به روش‌های کوچک یا متفاوت، می‌تواند معنای آنها را برای شما و آنچه در مورد داستان شما می‌گویند را نشان دهد. ممکن است از خود بپرسید: چرا آن چیز برای من جالب بود؟ آیا این جنبه اجتماعی، چالش یا حس هدفی بود که در هنر یا موسیقی یافتم؟ بررسی این سوالات می تواند به شما کمک کند تا آن ارزش ها را به زمان حال بیاورید.

هنگامی که ما احساسات گذشته خود را با آنچه اکنون هستیم مرتبط می کنیم، ممکن است روایت یکپارچه تری ایجاد کنیم که فصل های مختلف هویت ما را به هم پیوند دهد. زیرا این فقط به کارهایی که در کودکی انجام می دادید نیست. این در مورد زنده نگه داشتن جوهر آن داستان در حال حاضر است، و اجازه دادن به آن برای ادامه آشکار شدن، با انسجام، در شخصی که هنوز در حال تبدیل شدن هستید.

کاترین بولوفتسوا/پکسل

منبع: Katrin Bolovtsova/Pexels

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان