[ad_1]

خواه از آن آگاه باشیم یا نه ، انسانها از تصادفی متنفریم. این احساس بی ثبات کننده و غالباً ناامید کننده است.
از این گذشته ، راحت است که باور کنیم می توانیم سرنوشت خود را کنترل کنیم – حداقل به طور بالقوه ، هر آنچه را که برای کنترل آن نیاز داریم از درک حاصل می شود ، که مطمئناً ظرفیت آن را داریم. به این ترتیب ما اطمینان داریم که می توان فرض کرد که هر اتفاقی که برای ما می افتد می تواند به طور مؤثر مدیریت شود.
هرچند که به طور خودسرانه ، ما ایمان داشته باشیم که دانش ما در مورد چگونگی عملکرد زندگی به طور معمول قدرت نهایی را بر آن فراهم می کند – که ما قادر به دفاع از خودمان در برابر هرگونه سختی که ممکن است ایجاد شود.
از این گذشته ، اینطور نیست که چگونه در زندگی خود معنا ایجاد می کنیم؟ این ایده (یا بهتر ، مفهوم) است که قانون و نظم وجود خود را وجود دارد ، بنابراین ایمن و محتاطانه است که از آنها پیروی کنید و ایمان به آنها حفظ کنید.
برای ما ، معنای منفی متناسب با تصادفی است ، که به نوبه خود با بی نظمی مطابقت دارد. و بدیهی است ، ما نمی توانیم آنچه را که نمی توانیم درک کنیم کنترل کنیم.
در نظر بگیرید که ما هرگز جرات نمی کنیم بررسی کنیم که آیا باورهای گرامی ما در واقع پایه گذاری شده است یا خیر. و آنچه ما فرض می کنیم ، از صمیم قلب می پذیریم. این انجیل ما می شود. زیرا ما محصولات ناخودآگاه از فرهنگ خود هستیم – و برای بسیاری از ما ، محصولات یا “گیرندگان ، دین ما نیز.
اما ، افسوس ، با توجه به نحوه عملکرد جهان ، این فقط تفکر جادویی است.
بدون تردید ، تخیل ما به ما این امکان را می دهد تا آرمان های خود را نگه داریم. اما صرف نظر از این ، ما نمی توانیم واقعیت را تغییر دهیم که قبلاً آن را به خطر انداخت و نشان داد که نادرست است. و آیا باید همچنان این واقعیت را نادیده بگیریم ، دیر یا زود ، ما را شکست می دهد.
واقعیت همیشه حرف آخر را می زند. و آیا واقعاً می خواهیم آن را در غیر این صورت داشته باشیم؟
تخیل ما به این خیال منجر می شود که بتوانیم بر تصادفی پیروز شویم. اما یک کشف علمی پس از دیگری نشان می دهد که این تفکر آرزو واقعاً جادویی است.
در نتیجه ، ما باید در مورد نتیجه گیری هایی که از نظر عاطفی به اندازه عاطفی نمی رسیم ، آزمایشی باشیم.
این به سادگی منطقی تر است که به دانشکده های عقلانی خود نسبت به حالت های احساس ما ، که خودسرانه تر هستند ، بر اساس نیازهای شخصی و تعصبات ، به جای اینکه فکر کنیم که در یک ارزیابی منسجم و منطقی از تجربه انباشته ما است ، اعتماد کنیم.
© 2025 LEON F. SELTZER ، دکتری کلیه حقوق محفوظ است.
[ad_2]