[ad_1]

آهنگی از راجرز و همرستین از موزیکال وجود دارد اقیانوس آرام جنوبی، که در سال 1949 افتتاح شد. آهنگ “باید با دقت آموزش داده شود” که در آن زمان بحث برانگیز بود، امروز نیز مانند آن زمان مرتبط است. این اشعار را در نظر بگیرید:
قبل از اینکه دیر شود باید به شما آموزش داده شود
قبل از اینکه شش یا هفت یا هشت ساله شوید
متنفر بودن از تمام افرادی که بستگان شما از آنها متنفرند
باید با دقت به شما آموزش داده شود
این آهنگ در مورد ترس و عصبانیتی است که بسیاری از مردم نسبت به کسانی که آنها را با ما متفاوت میدانیم احساس میکنند و اینکه چگونه این نگرشها را به فرزندانمان منتقل میکنیم. در محیط قطبی شده امروزی، این آهنگ به ویژه مرتبط به نظر می رسد، زیرا بسیاری از خانواده هایی که ادعا می کنند دوست داشتنی و دلسوز هستند، هنگام بحث درباره کل گروه ها و نژادهای مردم از زبان غیرانسانی حمایت می کنند.
صدور حکم
خواه سیاستمدارانی باشند که به دنبال به دست آوردن آرای ما با پخش دروغ و لفاظیهای نفرتآمیز هستند، یا افرادی که ایدههای قوی در مورد نحوه زندگی دیگران دارند، بسیاری از مردم به راحتی میتوانند نادیده گرفته شوند. در حالی که بزرگسالان ممکن است در مورد دیدگاه ها و تعصبات خود تجلیل کنند، مهم است که بدانیم فرزندان ما به آنها گوش می دهند. کودکان ممکن است نشانههای ظاهری نشان ندهند که پیامهایی را که ما ارسال میکنیم جذب میکنند، با این حال آنها را به همان اندازه جذب میکنند. کودکان و نوجوانان مانند اسفنج هستند. آنها آنچه را که ما می گوییم و همچنین نگرش های ما را درک می کنند و اغلب آنها را درونی می کنند.
وقتی فرهنگهای مختلف را به سخره میگیریم یا نسبت به افرادی که در حال مبارزه هستند احساس همدلی نمیکنیم، فرزندانمان این موضوع را درک میکنند. آیا واقعاً میخواهیم فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که نسبت به دیگران تحمل نداشته باشند و از کسانی که با ما متفاوت هستند متنفر باشند؟ در حالی که ممکن است ما به صورت مبهم صحبت کنیم و لزوماً مراقب نحوه ارائه افکار خود نباشیم، کودکان می توانند کاملاً تحت اللفظی باشند و به آنچه ما می گوییم گوش می دهند.
بچه ها به همه چیز گوش می دهند
وقتی کل گروههای مردم را کنار میگذاریم، یا بحث به زبانی غیرانسانی میرسد، بچهها این را میشنوند. این به شکل گیری دیدگاه ها و نظام اعتقادی آنها کمک می کند. ما ممکن است بخواهیم فرزندانمان همانگونه فکر کنند که ما فکر می کنیم، با این حال، آیا واقعاً می خواهیم که پایه آنها افراطی ترین لفاظی ما باشد؟
امیدواریم، ما میخواهیم فرزندانمان آیندهای داشته باشند که در آن مهارتهای تفکر انتقادی را توسعه دهند تا بتوانند بر اساس آنچه میبینند و میشنوند تصمیم بگیرند، برخلاف برنامهنویسی قدیمی که از ما گرفتهاند. داشتن تصورات از پیش تعیین شده در مورد نحوه زندگی دیگران، یا استفاده از زبان غیرانسانی، می تواند مانعی واقعی برای موفقیت آنها در آینده باشد.
اگر خودمان را انسان های خوبی بدانیم و به دیگران اهمیت دهیم، شاید بتوانیم لحن لفاظی را کم کنیم، به خصوص وقتی در مورد افرادی صحبت می کنیم که حتی شخصاً آنها را نمی شناسیم. شاید بتوانیم چند دقیقه وقت بگذاریم تا با افرادی همدلی داشته باشیم که ممکن است با ما متفاوت باشند اما ممکن است به شدت در تلاش برای ایجاد زندگی بهتر برای خود باشند. نفرت قطعا از خانه شروع می شود. شاید همدلی، مراقبت و عشق از آنجا شروع شود.
[ad_2]