03:37 - 2024/09/01

حقیقت در مورد بستن

[ad_1] منبع: Pixabay، Ulleo مصیبت تعیین کننده دوران کودکی بانی اوبراین جانسون – ناپدید شدن پدرش در طول جنگ کره – با آنچه مشاوران سوگواری آن را “غم حل نشده” می نامند، یک زخم باز بی پایان که خانواده او را با احساسی ا...

حقیقت در مورد بستن

[ad_1]

پیکسابای، اولئو

منبع: Pixabay، Ulleo

مصیبت تعیین کننده دوران کودکی بانی اوبراین جانسون – ناپدید شدن پدرش در طول جنگ کره – با آنچه مشاوران سوگواری آن را “غم حل نشده” می نامند، یک زخم باز بی پایان که خانواده او را با احساسی از انیمیشن معلق آزار می دهد، مشخص شد.

بانی، یک مربی بهداشت در دانشگاه کالیفرنیا/سانفرانسیسکو، می‌گوید که او رسماً به‌عنوان مفقود شده در عمل فهرست شد و او در تمام سال‌های کودکی، نوجوانی و بزرگسالی منتظر او بود. تا زمانی که او و خواهرش در سال 1998 در یک جلسه اسرا/MIA شرکت کردند، سرانجام فهمیدند چه اتفاقی برای او افتاده است – نتیجه بسیار دیرهنگام دولت روسیه (که طرف کره شمالی جنگ را سازماندهی کرده بود) سوابق قدیمی درباره سرنوشت سربازان مفقود شده معلوم شد که هواپیمای پدرش در سال 1952 بر فراز کره شمالی سرنگون شده بود، که با پیدا کردن لاشه های پراکنده و یک مسلسل که شماره سریال آن با هواپیمای پدرش مطابقت داشت، تأیید شد.

در این جلسه حدود 100 کودک – اکثراً دختران – سربازان جنگ کره و بیوه های سربازان جنگ ویتنام حضور داشتند و غم و اندوهی که سرازیر شد انگار که سربازان تازه مرده اند. دهه‌ها غم و اندوه حل نشده ناگهان به سطح آمد، و بانی می‌گوید از طریق آن تجربه، «من واقعاً شروع کردم به درک اینکه چگونه مردم تحت تأثیر جنگ قرار می‌گیرند، زندگی خودم چقدر تحت تأثیر قرار گرفته است، و این که چگونه بر همه افرادی که ملاقات می‌کنم تأثیر می‌گذارد. “

برخی آن چیزی را می نامند که بانی بالاخره توانست تجربه کند بسته شدن – یافتن راه حل عاطفی در مورد سوگ، جدایی، تروما، یا هر رویدادی که زندگی شما را به قبل از میلاد مسیح و بعد از میلاد تقسیم می کند، تا زمان را به عنوان هر چیزی که قبل از بحران، تصادف، بیماری، مرگ، طلاق و زمان بعد از آن آمده است، مشخص کنید. در حالت ایده آل، بسته شدن به شما اجازه می دهد تا زندگی خود را ادامه دهید، بازسازی و شفا، گاهی اوقات عدالت و پایان کار ناتمام را به ارمغان می آورد، و شاید به شما کمک کند تا بهتر شوید. حس از هر اتفاقی که افتاد – هدف برای درد، چرا اتفاق افتاد

اما بسته شدن – به ویژه زمانی که شامل غم و اندوه حل نشده یا از دست دادن مبهم باشد – پایان احساس خوبی نیست که مردم تصور می کنند و به آن امیدوار هستند، زیرا شما هرگز واقعاً در را روی غم نمی بندید. شما یاد می گیرید که با آن زندگی کنید و شاید معنایی در آن پیدا کنید. وقتی از خود فروید در مورد دختر فوت شده اش سؤال شد، خود فروید گفت: “او اینجاست” و به قفلی که به زنجیر ساعتش بسته بود اشاره کرد.

با این حال، بسته شدن چیزی است که مغز ما به آن متصل است و طبیعتاً سعی می‌کند هر زمان که با شکاف‌های اطلاعاتی روبرو می‌شود، جاهای خالی را پر کند – کلمه‌ای که حرفی ندارد، دایره‌ای که قسمتی ندارد، علامت جاده‌ای که تا حدی توسط شاخه درخت پنهان شده است. به طور مشابه، بدن به سمت بستن زخم های جسمی کار می کند، و روان برای ایجاد نظم از هرج و مرج و سردرگمی، هر چند گاهی اوقات با چنگ زدن به نی کار می کند.

حقیقت این است که بسته شدن در مواجهه با فقدان مبهم اغلب غیرممکن است – به عنوان مثال، یک فرد گم شده، یک جدایی غیرمنتظره، یا یک مهاجر یا پناهنده دلتنگ. و مردم معمولاً وقتی پس از عذرخواهی از یک فرد سابق، یا خواندن بیانیه قربانی در دادگاه، یا دیدن مجرمی که به طور موجه مجازات شده است، آرامشی را که انتظار دارند را تجربه نمی کنند، ناامید می شوند.

اینها مطمئناً می توانند به روند بهبودی کمک کنند، اما بسته شدن یکباره نیست. این به یک معنا بیشتر یک فعل است تا یک اسم، یک کار بیل و بیل طولانی برای پردازش احساساتی که در مورد یک تجربه دارید از طریق هر چیزی، از روزنامه نگاری و رویاپردازی گرفته تا درمان، گروه های حمایتی، و غم و اندوه.

به عنوان مثال، بخشش – یکی از ویژگی های مشترک تلاش برای بسته شدن – برای سلامت جسمی و روانی شما خوب است، اما تنها در صورتی که امتیازات خود را به دست آورید. تنظیم روح خود بر روی حقوق برای افرادی که سریعاً رفع می شوند و معتادان به حل مشکل نیست.

این امر به ویژه در صورتی صادق است که به دنبال یک تروما هستید، که یک سایت فوق‌العاده عاطفی است که قرار نیست یک شبه تمیز شود، یا با هنکی و یک گریه خوب مرتب شود. همان‌قدر که ما معمولاً برای کارایی عاطفی و یک پایان خوش تشنه هستیم – تبدیل لیمو به لیموترش یا فراموش کردن رنج خود و به پایان رسیدن گذشته – نمی‌توان به اجبار بسته شد. برای یک چیز، هیچ محدودیتی برای سوگواری وجود ندارد، و گذشته همیشه متعلق به ما نیست که پروژه را مدیریت کنیم.

در واقع، من متقاعد نشده‌ام که بتوانید زخمی را که 40 سال پیش ایجاد کرده‌اید، به طور کامل درمان کنید هر چیزی شما در حال حاضر این کار را انجام می دهید، اگرچه من مطمئناً در بسیاری از مواقع شانه خود را روی آن چرخ گذاشته ام. زخم هم متعلق به زمان خودش است و تا حدودی از دسترس ما خارج است. همانطور که 12 پله ای می گویند، ما همیشه در حال ریکاوری هستیم. و همانطور که لاما تبتی تسوکنی ریمپوچه می گوید: “شما غم را به نور تبدیل نمی کنید. تو غصه میخوری.»

این بدان معنا نیست که با گفت و گو با کسی که به شما صدمه زده است، نمی توان به غم و اندوه و در نتیجه بسته شدن کمک کرد. من اخیراً در کارگاهی شرکت کردم که در طی آن مجری داستان خود را از مورد آزار و اذیت جسمی و جنسی توسط پدرش در دوران بزرگ شدن به اشتراک گذاشت. وقتی ده‌ها سال بعد با او روبرو شد، او ابتدا آن را انکار کرد، اما سپس به او گفت: «من نمی‌توانم کاری را که با تو انجام دادم تغییر دهم، اما می‌توانم به شما پیشنهاد بدهم تا هزینه‌های درمانی را برای شما بپردازم – تا آخر عمر».

چیزی که ما عمدتاً در آرزوی بسته شدن به دنبال آن هستیم این است کاتارسیس، نه نوعی تکمیل نهایی که در آن یک بار برای همیشه دست هایمان را از زخم هایمان پاک کنیم. کاتارسیس در اصل یک اصطلاح پزشکی بود که به بیرون ریختن بدن در طول قاعدگی اشاره می کرد و به معنای پاکسازی یا پاکسازی بود.

در روزهای اولیه روانکاوی، “درمان صحبت کردن” – درمان یک به یک – گاهی اوقات به عنوان “دودکش‌شوئی” شناخته می‌شد. این تمیز کردن لوله ها، بازیابی جریان است، اما معمولاً کار تمیز و مرتبی نیست.

بنابراین، کاتارسیس باید با احتیاط انجام شود. این فقط در مورد دمیدن بخار و تخلیه پرخاشگری نیست، یا سوپرنواختری روی کسی که شما را اشتباه کرده است، که تمایل دارد فقط تخلیه پرخاشگری را تقویت کند، زیرا به طور موقت احساس خوبی دارد. مزایای سلامتی کاتارسیس به شما نیاز دارد که در واقع احساس کنید احساسات مدفون شما، نه فقط تخلیه آنها.

ممکن است استدلال کنید که در حین تخلیه خشم قطعاً احساس می‌کنید، اما در مورد غم و اندوهی که در زیر آن وجود دارد، چه می‌گویید؟ و آسیب پذیری زیر آن؟ و عشقی که در زیر است که? از قضا، بسته شدن مستلزم باز شدن است، اگرچه این احتمال وجود دارد که انجام این کار قبل از اینکه احساس بهتری داشته باشد، حال شما را بدتر کند. قبل از شروع، کاتارسیس شما را در هر احساسات آزاردهنده ای که با مشکلات و آسیب های شما همراه بوده است غوطه ور می کند.

اما این احساسات تیره تر چیزی برای کلروفرم نیستند. معلم پیشرفت، نینا وایز، معتقد است که انگیزه‌های تیره‌تر ما نه تنها باید به رسمیت شناخته شوند، بلکه باید آنها را بازی و بازی کرد. با.

او خاطرات «مهمانی افسردگی» را که زمانی میزبانی کرده بود، به یاد می آورد. مهمانان باید سیاه می پوشیدند، شمع های سیاه روشن می کردند، غذای سیاه سرو می کردند – خاویار سیاه، کراکر کنجد سیاه، دیپ دانه سیاه، قهوه سیاه، شکلات تلخ. آنها در بشقاب های سیاه غذا می خوردند، دهان فرو رفته خود را با دستمال های سیاه پاک می کردند، و وقتی کسی از شما می پرسید که حال شما چگونه است، شما باید می گفتید که شما وحشتناک، وحشتناک، وحشتناک هستید، و به طور ارادی از همه چیزهای افسرده کننده و آزاردهنده ای که اخیراً برای شما رخ داده شکایت می کنید: دل درد، سوزش سر دل، افزایش وزن، از دست دادن مالی، جدایی عاشقانه، فروپاشی روانی، مشکل ماشین، شغل خارج از ریل، و به طور کلی جهان در یک سبد دستی به جهنم می رود.

سرانجام، پس از اینکه خود را از شدت کوچینگ و کاتارسیس خسته کرده بودند – و احساس بهتری نسبت به آن داشتند – موسیقی بلندی گذاشتند و رقصیدند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان